استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



شادی اینجاست ، بچه ها بیایید

شادی اینجاست، بچه هابیائید اینجا

به گزارش خبرنگار دارالذکر؛متنی در مورد ازدواج حضرت علی (علیه السلام)و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) توسط  آقای مسعود بابایی به رشته تحریر در آمده است که در زیر قابل مشاهده است:

توی مجلس چهلم جانباز شهید علیزاده بودم که منبری جلسه که از قضا از ذاکران مشهور اهل بیت (ع) هم میباشند حکایتی را بازگو کرد که هیچگاه لطف شنیدنش به اندازه لطف خواندنش و لطف دیدنش به اندازه لطف شنیدنش نمی شود.

حاج آقاتعریف می کرد که شبی در عالم رویا بودم که کاروانی از شتران را دیدم.همه پشت سر هم و با تزئینات و شکوه خاصی در حال حرکت بودند و در عقب -یا جلو شترها- گروهی حرکت می کردند. این کاروان حرکت می کرد و به پیش می رفت. همه آنچه از این صحنه حس می شد یک سرور و نشاط عجیب و فوق العاده بود. نشاط و طراوت و خوشحالی و سرزندگی در فضا موج می زد.حس غریب، باورنکردنی و بی نهایتی بر فضا حاکم بود. سوال کردم که اینجا چه خبر است؟ و این کاروان چیست؟یک نفر برگشت و جواب داد:

چیزی که تو می بینی بخشی از مجلس عروسی حضرت زهرا(س) و حضرت علی (ع) ست.

 اگر شما هم گوش های خودت را لحظه ای به این کاروان همچنین جاری در دل تاریخ بسپاری صدا های لطیف و در هم پیچیده ای می شنوی که تشخیص زمینی بودن یا آسمانی بودنش دشوار بود. خدایا ! این صدای زنان پیامبر و انصار و مهاجر است یا صدای سرود خوانی فرشته هایت؟یا صدای بال زدن ملائکه به دور مرکب زهرا(ع) که او را برای رسیدن به خانه فخر بشر همراهی می کنند؟اینان که نشاط و سرور از دلهای شان کنده شده و پاره ای از آن به دل یک مسافر از فاصله1400 سال ریخته شده است انسانند یا ملک؟من هم حیرانم که منشا این بزم از کجاست،

 از دل جناب فاطمه ام اسد است که فرزند برومندش برای او نه یک ستاره بلکه همه آسمانها را به خانه آورده است و عروسش مشهور آسمان هاست و دلبر زمینیان و او!

یا از دل پیامبر رحمت للعامین است که عمری علی(ع)  را پدروار تربیت کرد و حالا در جشنی که این علی(ع) با دخترش که عصاره جانش و مخلوق انتخاب شده خداست به هم پیوند می خورند و به جای عمویش ابوطالب و به جای خودش و به جای همه شاد و مشرور است. آن دو نفری که او  حتی لخظه ای طاقت دوری شان را ندارد را خدا در آسمان ها به عقد هم درآورده است و مهم خوشبختی دنیا را یکجا برای پیامبرش قرار داده است.

یا شاید این شادی از دل حضرت زهرا(س) به دلهای مومن راه یافته است که این موجود آسمانی با مردی که سند دلش را به نام آسمان نوشته اند پیوند می خورد. با او هر لحظه در اوج و در دل آسمانی، هر دم در سودای پرواز و هر آن در طیرانی بالاتر در آسمانی فراتر !با او خدا نزدیک  و نزدیک تر شده است.خدا؛ همان که دلم در گرو خدمت به اوست.همان که پاهایم هوای ورم کردن در راه خدمت و عبادتش بی تاب است.

یا غلغله دل علی اینچنین مستی را به دلهای نورانی سرازیر کرده است،او که پس از عبور مسیر عرب جاهلیت از سنگلاخ های ممتد و کوره راه های تاریک شبهای شبه جزیره حالا کورسوی افق آینده پیامبر  برای رساندن قافله دنیا به منزل توحید شده است و اسلام در زیر سایه شمشیر او در مدینه می تواند شبها آرام بخوابد. او اکنون می تواند زیر یک سقف با حبیبه داور به چشم های هم دل بدوزند، مرد خسته از کفر و نفاق و در انتظار شهادت به دنبال حجمی از نور که او را به در ظلمتکده دنیا همراهی کند تا بتوان دوری ازخدا را تحمل کرد. شور وصال زهرا- که اگر برای علی(ع) تکلیف دنیائی نبود تا قیامت دست به هیچ کاری نمی زد و چشم از دیدن بانویش برنمی داشت- حدی ندارد که توان توصیفش باشد.قلم ها و زبان ها شرمنده عجز از توصیف مانده اند.

شنبه شب یکبار دیگرلحظاتی با نفس های عنایت شده ذاکران حضرت زهرا(س) با این کاروان همراه شدیم وبا شادی دیداری تازه کردیم. کسی که نتواند نشاط و هیجان شور آفرین همراهی با فراز و نشیب های اهل بیت(ع) را دریابد چاره ای جز این  ندارد که به طبل پرصدا و بی محتوای موسیقی و لهب و لعب  و هزار گزاره آلوده بکوبد تا خودش را  در لجنزار تخلیه کند، یعنی اینفدر در هیجان و تلاطم هیچ و پوچ نفس بزند تا نائی برایش نماند.این اوهامات کجا و شور آن جشنی که مزه اش تا زیر خود قیامت از دلت نمی رود کجا؟

باید دلم برای آنها که بلد نیستند و نمی دانند کجا و چگونه بساط شادی برپا کنند بسوزد؛ یا شاید بهتر باشد از اینکه بلد نبودیم و نیستیم که به همه مردم نشان دهیم که این زیبائی ها در همراهی با اهل بیت(ع)  موج می زند باید شرمنده باشیم.و به راستی که عجب شبی بود این شب عروسی !

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید