حجت الاسلام مهدوی نژاد:راه از بین بردن مشکلات مردم حرکتهای جهادی است .                     حجت الاسلام قائمی: غذای نامناسب ، سلاح مخرب صهیونیست‌ ها در کاهش جمعیت است.                     حجت الاسلام قائمی: اگر خانم ها وارد کارهای فرهنگی شوند و علمدار کاری شوند ، قطعاً پیروز می‌شوند.                     حجت الاسلام قائمی: بهترین هدیه ما محبین اهل بیت به دشمنان ائمه این است که نسل‌ خود را منقرض کنیم.                     حجت الاسلام قائمی: محبین اهل بیت با سختی ها بزرگ می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: تاریخ پیدایش شیعه همان تاریخ پیدایش اسلام است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: مؤسس مذهب شیعه ، رسول الله(ص) است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: پیامبر اسلام(ص) ، ما را شیعه نامیدند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: دین واحد است ولی مردم گروه گروه می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: آیا انتصاب امام کارِ خداست یا به دست مردم سپرده شده است؟                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: امام زمان(عج) ، امام همه مخلوقات عالم است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: ولایت ؛ یک اختلاف حقیقی بین مسلمان‌هاست.
 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



برای حاج حسن

برای حاج حسن

به گزارش خبرنگار دارالذکر؛متنی در مورد شهید حاج حسن دانش توسط یکی از خدام اهل بیت به رشته تحریر در آمده است که در زیر قابل مشاهده است:

 

من این یادداشت را به احترام شب های هیاتی قدر و زیر سایه خورشیدمان که با آوای ملکوتی حنجره ات به سر کردیم به ورق جاری کردم- مهرماه 1394

سلام حاج حسن!

حالت چطور است حاجی؟ ،می دانم حالا دیگر  خوبی و قبراق و سرحالی!حال اکنون تو خیلی بهتر از حال زمایست که در دنیا بودی!آنجا دیگر ازدحام جمعیت نیست، جا برای کسی تنگ نیست ، نفس ها نمی گیرد و خبری از بی آبی ، عظش و تلذی نیست.حال کسی خراب نمی شود و چشم هایت به غیر از مناظر چشم نواز نمی بیند!

درت این است که تو گوینده باشی و ما شنونده  و چه کنیم که مظلومانه حنجره ات را در منا و در زیر دست و پاها  به استخوان های گردنت دوختند و برای همیشه خاموشت کردند!

   شنیده بودم که شیعه برای رسیدن به آرزوهای بزرگ هزینه های گزافی را باید بپردازد ولی تصور نمی کردم آنها که می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند چنین هزینه سنگینی را بر ما تحمیل کنند.

حاج حسن!

     جان دوستان ، شاگردان ،استادان و مستمعانت به لب آمد تا خبری از تو در این دو هفته برسد و بعد که جسم بی جانت را با تشریفات و ادای احترام از هواپیما  برایمان آوردند همگی در سوگ تو  تلخ گریه کردند. اگر چه رفتنت با لباس احرام و با جرم باورهایت و به دستور دشمنان دین خدا و به دست مزدوران  و همپیمانان یهود در عید قربان برای ما عقب افتاده ها خیلی حسرت داشت، لیکن غربتت و غم رفتنت همه را زمین گیر کرده است. راستی دیروز بود که شنیدم یکی از شاگردانت از غم و داغ تو پنج شش روزی در بیمارستان بستری شد. کسی تعجب نمی کند و نمی گوید تو را چه به مرگ فلانی! حالا دیگر صدائی از حنجره ات نمی شنوند و  سکوت ابدی ات  کار صبر  را بر همه دشوار کرده است!آن نامردان از خدا بی خبر خنجر بر سینه غرومان فرو کردند و داغ کهنه و همیشه زنده کربلا را با سنگدلی و قساوتشان برایمان احیا کردند.

 به نقل دوستت حاج مسعود سیاح گرجی در معرکه ای که حراج جان بود کشتند، برای نجات بازمانده ها از جرعه ای آب هم دریغ کردند و بر پیکر زنده و شهیدشان با پوتین ها راه رفتند و آخر سر با بولدزرهای شان همه را در کانتینرها ریختند.

   شنیده بودم که تو را در منا در حالی دیده بودند که به گوشه ای افتاده بودی و حال خرابی داشتی و پس از آن دیگر هیچ خبری بر ما نرسید تا پیکر در آستانه متلاشی شده تو را برای مان آوردند.بعد هم گفتند که وضع جسمت، غسال را به زحمت انداخته بود، مثل پروانه ای که در دست گرفته ای و باید او را نگه داری و اگر لحظه ای بی احتیاطی کنی بالهایش در دستت جا می ماند، بگذاریم و بگذریم!

 راستی نگفتی که در آن عرفه با خدا چه گفتی؟ از او چه خواستی و چه کاری کردی که چنین در کربلای منا با ذکر  یاحسین(ع) پیشاپیش کسانی که خود را برای محرم آماده می کردند خود را به کاروان حسین این علی(ع) رسانیدی و با آخرین نفس های مسلم ابن عقیل(ع)  در عرفه خونین کوفه سال 60 هجری عاشورائی شدی؟

    با خود اندیشه می کنم که چگونه حاج حسن توانست به شهید شود؟

   وقتی دوستاتن تو را یاد می کردند میان حرف هایشان می گفتند که  حاج حسن دان خیلی در کار خود جدی بودی و کارش را جدی گرفته بود و بدان باوز داشت!برایش هزینه می کرد و از هر چیزی به راحتی برای آموختن و یاد دادن قرآن می گذشت.مجاهدانه و بی ادعا در وادی ترویج کلام نورانی خدا عمل می کرد. شاید برابر آیده :والذین جاهدو فینا لنهدینم سبلنا! خدا تو را به مزد تلاش و جهادت به مسیر و جاده قربانی شدن برای خودش کشانید.

    یا شاید وقتی در آن حج ظاهرا ناتمامت کنار خانه خدا که مطاف فرشتگانس بود آن صوت دل انگیز را سردادی فرشتگان و طواف کنندگان از عالم بالا مست و مدهوش زیبائی و دل انگیزی کلام الهی ، تو را برای تلاوت قران  در آسمانها  از خدا طلب کردند و خدا به احترام بیت العتیق خود تو را  و حاج محسن را برای آنها به آسمان فراخواند.

    شنیده بودم خیلی حاج محسن را دوست داشتی و دل از او نمی کندی و دائما دست بر گردنش می انداختی و همدیگر را رها نمی کردید. آنقدر که وقتی عکس هایتان را بعدها برای رهبر معظم انقلاب بردند ایشان پیشنهاد دادند تا –اگر خانواده هایشان دوست داشته باشند-این دو در کنار همدیگر دفن شوند. من متعدد شنیده بودم که چگونه رفیقانی با شهادت دوستان شان بال پرواز می گیرند و به خاطر عشق به یکدیگر مسیر شهادت شان باز می شود.مادر محسن حاجی حسنی می گفت که محسن از من می خواست تا برای شهادتش دعا کنم و جواز شهادت محسن را در منا برایش نوشتند.شاید بوقتی برای حاج محسن نوشتند دل حاج حسن را هم در کنار حاج محسن دیدند و نام حاج حسن هم اضافه کردند.این دو به اندازه عمر کوتاه زمینی رفاقت می کنند و به یمن این رفاقت به درازای ابدیت کنار هم در فردوس برین می مانند.

   بچه های باصفای هیات ما دلگیر و ناراحتند و انگار قرار نیست این غصه تمام شود و به لفظ شریف رهبر بزرگوارمان این غم لحظه ای انسان را رها نمی کند.هزار مرتبه خدا را شکر می کنم که بالاخره آمدی و ما همه مدیون رهبرمان هستیم که نهیب  حیدری او چنگال سعودی های ملعون را از جنازه پاک تان برداشت و شما را با تن مجروح به ما بازگرداند

    .شما اگر زیر دست و پا رفتید و تشنه جان دادید ولی دست آخر پیدایتان کردیم. ولی من هزار و چهارصد سال است  هیچ خبری از پیکر عبد الله ابن حسن(ع) ندارم. شنیده بودم برای دفاع از عمویش حسین(ع) رفت و وقتی در آغوش عموی دلبندش شهد شهادت را چشید دیگر این اوراق خجالت زده  تاریخ از او نشانی به ما نداد.

 

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده