استاد قرائتی: آنچه که در مسیر حق قرار می‌گیرد، قداست دارد.                     آیت الله مکارم شیرازی : تهاجم فرهنگی دشمن به این صورت است که گفته‌اند: ما اگر بتوانیم به دو حوزه وارد شویم، می‌توانیم نظام جمهوری اسلامی را ریشه‌کن کنیم. 1. حوزه اعتقادی 2. تهاجم اخلاقی. دشمن می‌خواهد با شبهات عقاید جوانان را متزلزل کند و اعتقاد آنها را نسبت به اسلام و مذهب اهل‌بیت(ع) ضعیف کند، این فضاهای مجازی آلوده هم که به عقیده من متأسفانه هنوز فکری اساسی برای آن نشده و باید بشود، [زمینه ساز آن شده است].                     استاد قرائتی : ببینید دشمن روی چه چیز حساس است، شما هم روی آن حساسیت داشته باشید.                     اگر دیدید دشمن روی بی‌حجابی دست گذاشته است باحجاب‌ها بیشتر به صحنه بیایند. اگر دیدید که مسجد و نماز جمعه خلوت شده، شما بیشتر حضور پیدا کنید. هرجا که دیدیم کمبودی هست باید با حضور و وجود و مطالعه خود جبران کنیم.
 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



عشق پیدا بود

السلام علیک یا علی‌بن موسی الرضا... دلمان برای شمس الشموسی‌تان تنگ شده بود که دوباره ذی‌قعده آمد و رفتیم زیر سایه خورشید. سایه شما همیشه بر سرمان مستدام...

از حال و روز ما اگر بپرسید، خوب نیستیم. گناه بینمان زیاد شده، امام زمانمان هم...، ای... به نبودنشان عادت کرده‌ایم. جمعه‌ها اما کم‌ و بیش به یادشان هستیم، شب‌نشینی‌ها و وقت تلف‌کردن‌ها اگر اجازه دهند، ندبه‌ای می‌خوانیم!

ولی‌زمان هم... چه بگویم؟! أین عمارها مویش را سپید کرده است. مردم هم بد نیستند، چند وقتی‌ست سرشان به برجام گرم است. آخرِ کارِ برجام را نمی‌دانیم. برجا می‌ماند یا درجا می‌زند و دست اهالی تدبیر و امید را چنان در پوست گردو می‌گذارد که بنشینند و خاطرات قرارداد گلستان و ترکمنچای را مرور کنند و فاتحه‌ای هم برای فتحعلی‌شاه خائن بخوانند.

بگذریم، میلاد خواهر بزگوارتان مبارک آقا! ده روز اول ذی‌قعده را مخصوص شما گذاشتیم، و برای کرامتی که تنها شایسته شما اهل بیت(ع) است، دهه کرامت برپا کردیم.

هلال ماه را که ببینیم، به دخترانمان گوشزد می‌کنیم، به یمن میلاد فاطمه معصومه(س)، یادشان باشد حیا و عفت و حجاب فاطمی را....

بعد از آن تا این دهه مبارک تمام نشده، باید بساط جشن را به پا کنیم در جشنواره‌ای که به بزرگی صدها شهر و ده‌ها کشور دنیاست. همه چیز هست، همه جا هست و همه هستند... من المهد الی الحد.

از نوزادی که تنها دقایقی از زندگی‌اش را سپری کرده و وجود پاکش اذان و اقامه می‌خواهد از زبان پیر غلام امام الرئوف.

از نونهالانی که هنوز چند وقتی‌ست بلد شده‌اند امام هشتمشان کیست و کجا دفن است.

از مدرسه و دبیرستان و دانشگاه، تا پادگانی که همه سربازانش اهل سنت‌اند، اما انیس النفوس را می‌شناسند و به پرچم گنبدش تبرک می‌جویند.

از گلزار شهدایی که راهشان را شناختند تا زندانی که اهالی‌اش راه را گم کرده‌اند ولی امید به مصباح الهدایی شما دارند.

از جشنی که چهل هزار نفر را زیر سایه خورشید جمع کرد، تا روستای دورافتاده‌ای و خانه‌ای که تمام دارایی‌اش گوسفندی بود و به پای خادم شما قربانی شد.

هر جا که خدام شما قدم گذاشتند، عشق پیدا بود... پیرمردی دیدم، با همه ناتوانی‌اش خود را آراسته بود و لباس نو به تن کرده بود، تا خدام شما که می‌آیند، آبروداری کند. قدرت برخواستن نداشت، اما با همه توان پاهایش را جمع کرد تا در برابر خادم شما پا دراز نکرده باشد...

عشق پیدا بود... وقتی کودکی را دیدم، دنبال کاروان خدام شما دوید که: صبر کنید! با امام رضا(ع) کار دارم، فقط باید به خودشان بگویم! خادمتان خم شد و کودک جملاتی در گوش خادم زمزمه کرد و بعد، به پهنای صورت اشک می‌ریخت. کسی نفهمید به سفیر شما چه گفت، اما عشق پیدا بود...

عشق پیدا بود که پرچم سبز شما نسیم بهشت را به شهرمان آورد. این چند روز دلمان آرام بود، چه زیارت‌ها و چه سلام‌ها و چه اشک‌هایی... خدا قبول کند.

راستی، عادت کرده‌ایم که این چند سال، بعد زیر سایه خورشید، مشهدی شویم. اذن دخول می‌خواهیم آقا.... هیأتی اذن دخول می‌خواهیم... خوب و بد، با گناه و بی‌گناه، درهم اذن دخول می‌خواهیم. به نفس پاک جوانانی که این چند وقت برای شما نوکری کردند، پیدا بودند یا پنهان، خودتان دیدید و حالا که قرار است خستگی‌شان را بیایند در رواق‌های حرم شما به در کنند، هیأتی اذن دخول بدهید...  

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ها  

 
+1 # یامین 1394-06-06 15:27
بسیار زیبا بود. احسنتکم
چه حال و هوای عجیبی این نوشته دارد...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده