حجت الاسلام مهدوی نژاد:راه از بین بردن مشکلات مردم حرکتهای جهادی است .                     حجت الاسلام قائمی: غذای نامناسب ، سلاح مخرب صهیونیست‌ ها در کاهش جمعیت است.                     حجت الاسلام قائمی: اگر خانم ها وارد کارهای فرهنگی شوند و علمدار کاری شوند ، قطعاً پیروز می‌شوند.                     حجت الاسلام قائمی: بهترین هدیه ما محبین اهل بیت به دشمنان ائمه این است که نسل‌ خود را منقرض کنیم.                     حجت الاسلام قائمی: محبین اهل بیت با سختی ها بزرگ می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: تاریخ پیدایش شیعه همان تاریخ پیدایش اسلام است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: مؤسس مذهب شیعه ، رسول الله(ص) است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: پیامبر اسلام(ص) ، ما را شیعه نامیدند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: دین واحد است ولی مردم گروه گروه می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: آیا انتصاب امام کارِ خداست یا به دست مردم سپرده شده است؟                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: امام زمان(عج) ، امام همه مخلوقات عالم است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: ولایت ؛ یک اختلاف حقیقی بین مسلمان‌هاست.
 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



قدم نو رسیده مبارک ارباب

قرار شد میلاد شما را جشن بگیریم آقا. روزش را که دقیق نه، همین را می‌دانیم که شما از کنار رجب روئیده‌اید، شکوفه سیب.

دو-  سه سالی را به قدر بضاعتمان عرض ارادت کردیم، خوب و بدش را خدا عالم است و شما. می‌خواستیم کسی خیال نکند حالا که قسمت نبود و به یک سالگی هم نرسیدید، بناست روز میلادتان را بی دغدغه بگذرانیم.

قرار بود زودتر از اینها عرض ارادت کنیم، می‌خواستیم جشنی بگیریم چنین و چنان. خادمان شما به هر دری هم زدند، جور نشد. که البته حاشا و کلاّ اگر گمان کنیم جور شدنی بود و نشد، و زمین و زمان در برابر خواست شما تاب ایستادگی دارند. شما که از تبار بِکُم یُنَزِّلُ الغَیث وَ بِکُم یُمسِکُ السّماء هستید و ذَلَّ کُلُ شَئ لَکم را برای شما فرموده‌اند؛نه، اما قصّه قصّه دیگری بود. امسال را اراده کردید امامزاده سید نصرالله(ع) پرچم‌دار ذکر شما باشند و خواست، خواست شماست حضرت آقا...

پرسان پرسان آمدیم. برادر شهیدمان علی اصغر شایق هم بلد راه‌مان شد به رسم هم‌نامی با شما و اینکه روزگاری بین ما بود و برای شما خدمت می‌کرد و امروز کنار شماست و هوای ما را دارد...

میلاد شما با همه اهل بیت(ع) تفاوت دارد یا رضیعَ الصغیر! هر آنچه از شما می‌دانیم، به همان یکی - دو ساعت ظهر عاشورا خلاصه می‌شود. کلامی از شما به ما نرسید و رفتاری از شما در مقاتل ثبت نشد، جز بی‌تابی بر دستان مادر و لبخندی که به روی دست پدر زدید و دیگر هیچ....

اما می‌بینید؟! این جشن همه‌اش مال شماست آقازاده... جشنی که می‌خواستیم کم از زیر سایه خورشید نداشته باشد. این آمدن و رفتن‌ها، این صحن امامزاده که انصار ولایتی‌ها به عشق شما آذین بستند، این چراغانی و شربت و شیرینی، این سیب‌های سرخی که دیگر رسم هر ساله‌مان شده به تبرک یس و یوسف، و به معجزه روح خوشی که وقت خواندن عاشورا به آن دمیده شد.

این کیک شش طبقه به یُمن شش ماه عمر شریفتان که سهم کودکان بی‌سرپرست شد تا لااقل همین یک شب را گرد غم از صورت ماه کودکانه‌شان پاک کند.

این سرودی که بچه‌های بهشت عادت کرده‌اند هر سال تقدیم شما کنند با نوای ای پناهم حسین...

این مولودی و کف‌زنی‌ها، این لبخندهایی که با دُرّ غلطان روی گونه‌ها همراه شد گاهی که نام زیبای تو را به زبان آوردیم و وقتی گهواره خالی شما را گلباران کردند.

این سلامی که با اشک رو به کربلا دادیم تا چشم‌روشنی اربابمان باشد و با زبان بی‌زبانی گفتیم: قدم نو رسیده مبارک ارباب. آنوقت شنیدیم کسی آرام گفت: خدا به شش ماهگی‌اش رحم کند....

می‌بینید آقا زاده؟ برای هر کدام از خاندان شما که جشن میلاد بگیریم، شادیم و فقط شاد؛ اما نوبت شما که می‌رسد شادی‌مان با خون دل همراه است و لبخندمان با اشک....

خلاصه خواستیم به پابوسی بیاییم، راه دور بود و چند هزار دل، همه مشتاق؛ گفتند: یکی را به نیابت بفرستید و قرعه به نام سجاد چند ماهه افتاد. یا لیتنا کنّا معه...

و اما جشنمان امسال بر پایه محبت چیده شد برای این روزها که انگار هر چه پیش می‌رویم زمانه دست و پایمان را می‌بندد تا روزی که به جای یک بند انگشت محبت، خروارها چوب و تخته نثار فرزندانمان کنیم و به جای خواهر و برادر عروسک‌های بی‌جان و آدمهای آهنی...

این شد که همه از سخنرانی سخنران بگیر تا خوشامد گویی میزبان، همه گفتند: سیسمونی امسالمان سیسمونی محبت باشد تا بعد... و این یکی دست کوچک شما را می‌بوسد. تلاش ما ظاهر و باطن همین بود، خودتان عنایتی کنید که شرمنده نسل های بعدمان نباشیم از بی‌محبتی...

 

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده