استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



برگ سبزی تقدیم به حضرت مادر(س)

سلام بر محبوبه خدا!

سلام بر مادرِ پدر!

سلام مادر!

سلامِ این نوجوان دوازده ساله‌ را بپذیر.

می‌خواهم مطلبی بنویسم که مقدمه داشته باشد اما من در برابر حضرت مادر(س) هیچ مقدمه‌ای ندارم پس بی‌مقدمه می‌روم سر اصل مطلب.

مادر! مرا به فرزندی بپذیرید من شما را مادر خود می‌دانم شما هم به همان درِ سوخته مرا به فرزندی بپذیرد.

راستی از درِ سوخته حرف زدم از آن در و خانه نیم‌سوخته چه خبر؟

هنوز مهدیت نیامده تا انتقام آن سیلی را بگیرد

مادر! ای سرور زنان جهان! شنیده‌ام دعای مادر مستجاب می‌شود

ای مادرِ مادرها! دعایم کنید تا از چاه غفلت بیرون بیایم و با چشمی بصیر به زندگی نگاه کنم.

راستی حال پدرم علی(ع) چگونه است؟

این روزها هیچ‌کس طاقتِ میخ، سینه، درِ سوخته و چادر خاکی را ندارد چه برسد به مولا علی(ع) که غیرت ‌الله است.

همان چادری که خاکی شد اما نیفتاد، چادری که شما را به خدا رساند.

آن چادر خاکی که رزق تمام سال ما از اوست

همان چادری که بهار و سال ما را فاطمی کرد.

مهدی جان! بیا، به خاطر مادر بیا

بیا که نه تنها مادر مظلومه و پدر مظلومت که مظلومان عالم چشم‌انتظار تواند.