استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



به دوستی ما شهادت بدهید بی‌بی!

اسفند که آمد مثل هر سال بازارهایمان شلوغ شد، پیاده‌روها جای سوزن انداختن نیست. رفت و آمد و خرید شب عید، جوجه‌های رنگی‌ که هر سال همین موقع سر و کلّه‌شان پیدا می‌شود. لبخند کودکانی که لباس و کفش نو خود را، محکم در بغل گرفته‌اند و تا به خانه برسند دور دنیا را با این کفش‌های نو سیر کرده‌اند.

 

اوضاع و احوالمان بد نیست، مادربزرگ‌ها هم گندم عیدشان را کاشته‌اند. خانه تکانی و صدای نمکی که هر روز با هزار امید برای خریدن وسایل کهنه آخر سال جار می‌زند. خلاصه همه جوره بوی سال نو می‌آید، هوا خوب است، ماهی‌های قرمز توی حوض هم سلام می‌رسانند. کم‌کم باید تنگ بلوری‌شان را آماده کنیم و روبان سیاهی که قرار است دور تنگ ماهی و سبزه هفت سین ببندیم.

دو - سه سالی ست همراه بهار، فاطمیه هم می‌آید و چقدر قشنگ سال را نو می‌کنیم. سفره‌ هفت سینمان به جز سیر و سماق و سبزه، سربند یا زهرا(س) هم دارد. پای هفت سین می‌نشینیم و حَوّل حالنا می‌خوانیم، باشد که حالا دیگر این حال غیبتَ وَلِیّنای‌مان به أحسنِ حال ظهور برسد.

ما که چیزی کم و کسر نداریم، خرید شب عید سرجایش، سفره هفت سین سر جایش، دید و بازدید و مهمانی سر جایش، فقط... فقط حواست هست؟ مولا و صاحب زمانمان قرار نیست امسال آمدن بهار را شاد باشد؟

وقتی بهار با بوی فاطمه(س) می‌آید، بعضی‌هایمان می‌مانیم که عزا بگیریم یا عید؟ می‌ترسیم لذت‌هایمان کمی ترک بخورد! می‌شود بهار را شریک غم فاطمیه کرد! می‌شود دید و بازدید باشد، غم فاطمیه هم باشد! می‌شود سرِ سفره هفت سین نشست و برای فاطمه(س) گریست!... می‌شود، حتماً می‌شود. اگر اسیر بعضی‌ از لذت‌های حسی نباشیم، خوب هم می‌شود. کافی‌ست اجازه دهیم در کنار هر لذتی عقل هم کمی لذت ببرد. اسیرش نکنیم، شاید معنویت هم حرفی برای گفتن دارد.

نخواستی، همین امسالِ دیگر را بیا حرمت نگه داریم، جای دوری نمی‌رود. بچه‌های علی(ع) مادر از دست داده‌اند، بغض راه گلویشان را بسته، اجازه ندارند بلند گریه کنند، همسایه‌ها خاطرشان مکدّر می‌شود. باید آستین به دهان بگیرند و اشک بریزند، این درِ نیم سوخته هم که قاتل جانشان شده است. خبری از عزاداری نیست! سرسلامتی و تسلیت همسایه‌ها که پیشکش، این روزها کسی جواب سلام علی(ع) را هم نمی‌دهد. بَضعَه الرسول از میانشان رفته است، پاره تن پیامبر(ص). پیامبری که تا دیروز آب وضویش به زمین نمی‌رسید، امروز دخترش را میان کوچه می‌زنند و مردم فقط تماشا می‌کنند و رد می‌شوند.

هزار و چهارصد و اندی سال است، داغ به دلمان مانده که مدینه سیاه پوش فاطمه(س) شود، کسی در مدینه قرار نیست عزا بگیرد، سالهاست خودمان دست به کار شده‌ایم. دارالعباده که جای خود دارد، همه جای ایران بوی فاطمیه گرفته است. هر جایی عَلَمی و پرچمی و روضه‌ای.

اما امسال هم سری به انصار ولایت زدیم، دیدیم ارگ را سیاه پوش کرده و عزا گرفته‌اند برای حضرت مادر. و درودها و سلام‌هایی که عرض خیابان را پر کرده بود تا راه نشانت بدهد، اللّهم صَلّ علیَ المظلومه بَعلها و المکسوره ضِلعُها.... وارد شدیم و دوباره همان لبخند آرام، سلام، خوش آمدید، این لبخند همیشه برایم معنا داشت. وقتی یفرحون بفرحنا بودیم، این لبخند هم معنای تبریک داشت و حالا که یحزنون بحزننائیم، معنای تسلیت دارد.

یک استکان چای از سماوری که به عشق حسین(ع) می‌جوشد... و بعد نشستیم پای سفره قرآن. جای شما خالی، همه چیز بود. از ثقل اکبر پیامبر(ص) هرکس صفحه‌ای تلاوت نمود و بعد صدای مؤمنین به هم آمیخته شد به تلاوت قدری و کوثری... هر شب در گلستان احکام شریعت هم سِیر کردیم تا گلی بچینیم از امر به معروف و نهی از منکر که این روزها دوای دردمان است.

چاووشی خواندند، مثل همانی که در محرم و صفر داشتیم. از یکی شنیدم گفته‌اند بناست هر بار عزایی بگیرند کمی چاشنی چاووشی هم داشته باشد. زیبا بود، ابیاتش وصف فاطمه(س) و در عزای فاطمه(س) بود. دلها را می‌لرزاند تا آماده باشند برای وعظی به اهمیت عبرت‌های فاطمیه و نفاق که سرچشمه‌اش بود که هر چه کرد با بضعه‌الرسول همین نفاق کرد. این روزها عبرت‌های فاطمیه را بهتر درک می‌کنیم. آخر مثل همان‌هایی که در مدینه روایت لانورِثُ جعل کردند، اینجا هم عده‌ای پیدا شده‌اند و روایت دروغ از امام(ره) می‌خوانند! تا پشت ولایت زمان را خالی کنند. بلا دور باشد، خدا کند از فاطمیه درس بگیریم.

عبرت‌های فاطمیه را با گوش جان گرفتیم و نوبت رسید به محمدی پناه که هر طوری بود خودش را به فاطمیه رساند. از زیارت مدینه برمی‌گشت، امسال دیده‌هایش را نوحه کرد... به رسم همیشه موقع وداع هم سلام دادیم به بانویی که امتحان شد قبل از اینکه خلق شود و خداوند او را در این امتحان صبرکننده یافت، و خدا کند شهادت دهد به دوستی ما...

به دوستی ما که امسال هم بنا داریم 5 روز از نوروز را سیاه پوش عزایش باشیم. به دوستی ما که بنا داریم شهرمان را با عَلَم‌های یا زهرا(ع) برای مهمانان نوروزی‌مان آماده کنیم. خوششان می‌آید، حتماً خوششان می‌آید. هر چه باشد اینها را از فاضل طینت علی(ع) ساخته شده‌‌اند.