امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در باب شهدای مدافع حرم می فرمایند: «شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاءالهی به شمار می‌روند. اگر شهدای مدافع حرم نبودند اثری از حرم اهل‌بیت(ع) نبود.                               امام خمینی(قدس سره شریف) فرمودند: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند.                               امام خامنه ای می فرمایند : «جهاد تمام شدنی نیست، کار خوب، یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست، باید مستمر باشد، فاذا فرغت، فانصب. زمانی که از کاری فراغت پیدا کردی، کار جدید دیگری را شروع کن، بیکار نباش».                               مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند: «بنده فکر می‌کنم خوب است که محل‌های نماز جمعه، مرکز نمایش کتاب‌های خوب و کتاب‌های روز و کتاب‌های مطلوب باشد».


 

 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



غیرتتان اجازه می‌دهد؟!

خود را میان یک شهرِ غریب می‌دید. آسمان تیره و تار بود، گرد و غبار و تاریکی، روزِ روشن را مانند شبِ ظلمانی، سیاه و کدر کرده بود. مردم هراسان به هر طرف می‌دویدند، برخی به سرزنان، عزاداری می‌کردند. صدای شیون و زاری زنها از دور به گوش می‌رسید. احساسی از غم و اندوه سراسر وجودش را گرفته بود. میان این‌همه شلوغی و دود، به سختی توانست نگاهی به اطراف کند. انگار همه میان وِل‌وله‌هایشان به جایی اشاره می‌کردند. جلوتر رفت، چیزی مانع نزدیک شدن به آن نقطه می‌شد. چشمانش را چند بار باز و بسته کرد. درست بود، او خود را روبروی گنبد خضرا می‌دید.

دستش را به نشانه ادب روی سینه گذاشت تا سلام بدهد. اما صبر کن! گرد و غبار از همان نقطه بلند می‌شود. انگار مصیبتی بزرگ رخ داده بود و حالا او هم سراسیمه و وحشت زده شد. مردی گریان از کنارش گذشت که با هر دو دستش به سر می‌زد. صدایش کرد: آقا! چه خبر شده؟ آنجا حرم پیامبر(ص) نیست؟! مردم چرا سراسیمه‌اند؟ هق‌هقِ گریه امان مرد را بریده بود، نگاه پر از غمش را چرخاند و با دست گنبد خضرا را نشان داد، گفت: حریم پیغمبر رحمه للعالمین را با تیر و نیزه نشانه رفته‌اند...

نفس در سینه‌اش حبس شد. از خواب پرید، صدای ضربان قلبش را می‌توانست بشنود. نفس نفس‌زنان، بی‌اختیار آیه استرجاء را خواند. وقتی به خود آمد گفت: آیا مصیبتی دامنگیر مسلمین شده است؟!

صبح شد، خبررسان‌ها خبر دادند: «شارلی ابدو» یکبار دیگر، بی‌شرمانه به پیامبر بزرگوارمان توهین کرده است. دنیا روی سرمان خراب شد، چند لحظه که گذشت تازه فهمیدیم چه مصیبتی به سرمان آمده. دوباره به پیامبر مهربانمان جسارت کردند و...

نشریه فرانسوی شارلی ابدو سال 2006 هم به پیامبر ما توهین کرد، اعتراض کردیم، قلبهایمان عزا گرفت و گذشت.

گذشت و گذشت همین نشریه سال 2011 دوباره به پیامبر مهربان ما توهین کرد، اعتراض کردیم و گذشت.

گذشت و گذشت همین نشریه فرانسوی چند هفته پیش باز هم به پیامبر ما توهین کرد...

نکند واقعاً مقدسات ما را تخریب کنند و قدم از قدم بر نداریم و فقط عزا بگیریم؟ کسی چه می‌داند؟ شاید آنقدر تکرار کنند که روزی عزا هم نگیریم!

مثل همین روزها که مسئول مذاکراتمان علی رغم همه جسارت‌های فرانسه با لبخند همیشگی‌اش از بهبود روابط با فرانسه ابراز خوشحالی می‌کند!

عجب؟! این فرانسه همانی نیست که هر از چند گاهی تفریحاً به مقدسات ما توهین می‌کند؟ این فرانسه همانی نیست که در سفارتش عکس بی‌حجاب را شرط کرده تا به خانم‌های ایرانی ویزا بدهد؟

یادم آمد بزرگمان همین روزها فرمود: اگر شرط برداشتن تحریم را چیزی عنوان کنند که غیرتتان اجازه ندهد چه می‌کنید؟

واقعاً چه می‌کنید؟ آمدیم و گفتند: خون احمدی روشن‌ها و شهریاری‌هایتان را بریزید زیر پا و از رویش رد شوید تا با هم قدم بزنیم! چه می‌کنید؟

آمدیم و گفتند: تأسیسات هسته‌ای‌تان را خاکستر کنید، آنوقت ما اجازه می‌دهیم با ما عکس دسته جمعی بگیرید! چه می‌کنید؟

آمدیم و گفتند: برای گرفتن حق چندساله‌ خودتان پیش ما گردن کج کنید و دست دراز کنید و سبد کالا بگیرید! چه می‌کنید؟

اصلاً بگذریم... آمدیم و گفتند: به پیامبر شما و به مقدسات و ارزش‌های شما توهین می‌کنیم، بروید با لبخند ابراز خرسندی کنید! چه می‌کنید؟!

راستی مسئولین چه می‌کنند؟!

نمی دانم، شاید باز هم باید همین مردم و بچه هیئتی ها کاری کنند.

دیدگاه‌ها  

 
0 # رضا 1393-11-07 05:37
اواقعاً
ین مسئولین امور خارجه ما که خیلی بی غیرتند!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید