امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در باب شهدای مدافع حرم می فرمایند: «شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاءالهی به شمار می‌روند. اگر شهدای مدافع حرم نبودند اثری از حرم اهل‌بیت(ع) نبود.                               امام خمینی(قدس سره شریف) فرمودند: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند.                               امام خامنه ای می فرمایند : «جهاد تمام شدنی نیست، کار خوب، یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست، باید مستمر باشد، فاذا فرغت، فانصب. زمانی که از کاری فراغت پیدا کردی، کار جدید دیگری را شروع کن، بیکار نباش».                               مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند: «بنده فکر می‌کنم خوب است که محل‌های نماز جمعه، مرکز نمایش کتاب‌های خوب و کتاب‌های روز و کتاب‌های مطلوب باشد».


 

 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



مربی بخشش با خاطرات کودکی

شام شهادت بود و پوشیدن لباس مشکی برای بچه‌های هیئتی‌ یک امر عادی. اما وقتی تو ورودی مجلس بچه‌ها رو با لباس مشکی دیدم دلم پر زد کربلا و شد کبوتر حرم. زیر لب گفتم محرم، کربلا، حرم.

آهی کشیدم و گفتم سلام بر تو که نعم الامیری؛ حسین جان!

 از پله‌ها رفتم بالا. انگار این مجلس با مجالس دیگه فرق داشت، یه جور خاصی بود. نمیدونستم چرا، اما دلم می‌گفت این مجلس روضه خون نمیخواد، مداح نمیخواد. بغضی تو گلوم جا خوش کرده بود که فقط منتظر سکوت مجلس بود تا دلم رو جلا بده. حس غربت و دلتنگی عجیبی داشتم.

غربت، دلتنگی، بغض؛ یاد مدینه افتادم و غربتش. هنوز نرفتم اما شنیدم غربت عجیبی داره آنچنان که بغض راه گلوتو میبنده و حسرت گریه بلند به دلت میمونه. از ذهنم گذشت که فرمودند: «مجالسنا حرمنا»، شاید دلیل غربت مجلس و بغض گلوم همین بود.

مجلس با سلام بر جد مظلومش و زیارت عاشورا شروع شد. زیارت عاشورایی که قبل از سجده، رسید به روضه وداع. روضه ای که تلخ تر و نفسگیرتر از اونه که یه خواهر تاب شنیدنش رو داشته باشد. به نظر من آخرش روضه وداع قاتل خواهران هیئتی میشه و روضه معجر قاتل برادران غیرتی.

کل وقت منبر حجت الاسلام مهدوی نژاد رو یه حدیث از امام محمد باقر(ع)، پر کرد. حدیثی که از شاخصه‌های شیعه می‌گفت. اهتمام به امور فقرا و دغدغه فقرا داشتن، بخشش فرد گنهکار و گذشتن از خطای او، همکاری کردن و برداشتن بار از دوش دیگران، از خصوصیاتی بود که توی اون حدیث اومده بود. آخ که چه بی دلیل ادعای شیعه بودن دارم وقتی اصول شیعه‌گری رو بلد نیستم و عمل نمی‌کنم.

حاج آقا اینطوری توضیح دادند که امام باقر(ع) به تعداد زیاد شیعیان افتخار نکردند بلکه به رفتار و تربیت اونا اهمیت می‌دادند و با توجه به شرایط اون زمان تربیت رو از بردگان شروع کردند و اونها رو می‌خریدند، تربیت می‌کردند و بعد از مدتی آزاد می‌کردند.

بغضم ترکید. گفتم آقاجون تا حالا میخواستم خودمو تربیت کنم که اینی شدم که می‌بینی. اما از حالا میخوام بشم همون غلام سیاهی که خریدی و تربیت کردی. می‌دونم ارزش خریده شدن ندارم اما قربون سخاوت و لطف شما خانواده برم که به کرم می‌خرید نه به قیمت. پس بخر، تربیت کن اما آزادم نکن که این بردگی عین آزادیه.

روضه که شروع شد گفتم درسته که همه زمینها کربلا و همه روزها عاشوراست اما حق این مجلس، روضه امام باقر(ع) و غربتش بود؛ که شنیدم حاج آقا گفتند: «خاطرات کودکی آدمها همیشه به یادشون میمونه».

این همان چیزی بود که دلم ابتدای مجلس فهمیده بود و برای همین منتظر روضه خون و مداح نبود. حقا که روضه امام باقر یعنی نینوا و خاطرات کودکی امام باقر(ع) یعنی یک مقتل.

علی اکبر، شبه رسول، اربا اربا

علی اصغر؛ رباب، گریه؛ تیر سه شعبه، حرمله، خنده؛ حسین(ع)، شرمندگی

تشنگی، فرات، علمدار، دست، مشک پاره، انتظار

زینب، حنجر، بوسه، خنجر

گودال، تل، سینه، خواهر، شمر، مادر

انگشت، انگشتر، بدن بی‌سر، نعل، اسب

سه ساله، سیلی، صورت نیلی

پدر، غل، زنجیر، گردن خونی، دست زخمی

زینب، معجر، محمل خونی، سر

سر، نیزه، سنگ

شام، دروازه، بازار، قهقهه، رقص

تشت طلا، قرآن، خیزران، لب

دختر، انتظار، آغوش، بابا، مرگ

زینب، پیری، موی سفید، قد خمیده

...

تازه فهمیدم «قبل از مرگش، بارها مرده بود»؛ یعنی چه.

 

  • DSC02446
  • DSC02450
  • DSC02451
  • DSC02452
  • DSC02453
  • DSC02454
  • DSC02456
  • DSC02458
  • DSC02469
  • DSC02470
  • DSC02473
  • DSC02475
  • DSC02478
  • DSC02479
  • DSC02482
  • DSC02483
  • DSC02485
  • DSC02487
  • DSC02488
  • DSC02491

دیدگاه‌ها  

 
0 # هیاتی 1393-07-17 02:05
با سلام
لطفا این دلنوشته ها را در سایت های یزدی مثل یزد فردا قرار دهید.
خیلی زیبا و جذاب است.
خدا خیرتون بده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
 
 
+2 # مخاطب 1393-07-17 02:03
با سلام و خداقوت
تشکر از نویسنده این دل نوشته زیبا و جذابی که واقعا حس عجیبی به مخاطب میدهد
انشاء الله برای تمام برنامه های هیات نوشته شود.
*یا حسین*
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید