استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



مادر آفتاب

همه‌ی ده شب مراسم‌ رمضان هیأت را که کنار هم بگذاری، حال و هوای شب دهم حال و هوای دیگری بود. مراسمی مادرانه. بحث در مورد جامعه‌ی رحماء بود و آن رحمی که باید مؤمنین نسبت به هم‌دیگر و خودشان داشته باشند. 

این را همه می‌دانند که رحم مادر نسبت به فرزندش مثال‌زدنی است و جلسه برای مادری بود که مهربان‌ترین و بهترین ذریه‌ی عالم از نسل اوست. اولین بانویی که طعم مسلمانی را چشید و چنان عاشق شد که تا آخر با ولیّ زمانش ماند و با همه‌ی سختی‌ها خم به ابرو نیاورد، حتی وقتی با آن همه ثروت، تحریمی سخت حتی غذایش را هم گرفته بود.

آری چنین مادری باید باشد تا دختری از دامانش پرورش یابد که تا پای جان از ولی زمانش دفاع کند و چنین مادری می‌تواند نوه‌ای داشته باشد که حتی تحریم آب هم در اراده‌اش اثر نکند. و الحق که چه زیباست این فراز از زیارت وارث «السلام علیک یابن خدیجة الکبری». این عشق، نسل به نسل پررنگ‌تر می‌شد تا به کربلا رسید و آن جا جلوه‌نمایی بانویی از تبار عاشقان عالم، زینب کبری(س) حیرت همگان را برانگیخت.

وقتی شب، شب وفات مادری باشد که دخترش سید‌‌ه‌ی نساء عالم است، وقتی شب یتیمی حضرت زهرا(س) باشد معلوم است مراسم متفاوت خواهد بود. مگر می‌شود برای مادری مجلس بگیرند و همسر و دخترش در آن حضور نیابند. سخنران مجلس می‌گفت: حضرت خدیجه(س) اولین زنی بود که برای تحقق جامعه‌ی رحماء به میدان آمد. آری! از نسل چنین مادری اولین‌ها اتفّاق می‌افتد. اولین شهیده‌ی عالم از نسل اوست، اولین فدایی امامت از نسل اوست و ...

ذکر قطعه‌ای از وصیت‌نامه‌ی همسر پیامبر(ص) به ایشان، انگار آتشی بود که در مجلس افتاد. حرفی که از عشق مادرانه سرچشمه می‌گرفت؛ «این اعرابی که من دیدم خیلی خشن هستند، می‌ترسم این‌ها بر فاطمه‌ام مسلط شوند، خیلی از دخترم مراقبت کن» واین‌گونه دل‌ها راهی مدینه شد. اما مگر می‌شود یادی از مدینه کرد و راهی کربلا نشد، کربلایی‌شدن عاقبت همه‌ی روضه‌هاست.