استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



بانوی اول حجاز

عفو کنید بانو اینکه شما را مادر خطاب می‌کنیم. جسارت ما به حکم آیه قرآن است که شما را مادرمان خواند، اگر مؤمن باشیم! 

 امشب ارگ را از آسمان دیدید مادر؟ حیف نشد این مردم آن روز نبودند تا در میان مشرکین مکّه مادرمادر کنند و به سر و سینه بزنند؟ حیف نشد که بعد از هزار و چند صد سال، هنوز هم در مکّه عزادار نداشته باشید و ما اینجا در غم غربت شما بسوزیم؟ حیف شد... اما ما یقین داریم دهم رمضانی هم خواهد آمد که شیعه مکّه را برایتان سیاه‌پوش کند. دهم رمضانی هم خواهد آمد که دسته عزا به مدینه پیامبر(ص) برود... اما بود و نبودمان در آنروز رانمی‌دانیم، پس امشب از همین جا اشک‌هایمان را بپذیرید. دست ما که برای چاره‌جویی غربتتان کوتاه است، اما به عوض دهمین سفره میهمانی خدا را برای شما پهن کرده‌ایم. امشب هر چه اشک ریختیم و مناجات خواندیم، هرچه سلام دادیم و حسین حسین گفتیم، همه هدیه برای شما...

دوباره از شما شنیدیم در شبی که به نام جامعه رُحَمایی بود. شنیدیم شما بانوی اول حجاز بوده‌اید، و اینکه از همان روزهای نخست دار و ندارتان فدای پیامبر(ص) و دینی شد که امروز به دست ما رسیده است. شنیدیم در آن مصیبت سال‌های شِعب ابی‌طالب شما تنها مَحرَم و مرهَم نبی بوده‌اید. آن زمان کسی رُحَمایی‌تر از شما برای پیامبر(ص) نبود. شنیدیم شما که در کوچه از پیامبر(ص) دفاع می‌کردید، مشرکان عقب رفتند، چه خوب! خیالمان راحت شد، آخر ما خاطره خوبی از این ازدحام‌های کوچه نداریم.

امشب سفارشتان را شنیدیم، وصیّت شما در تاریخ شیعه ماندگار شده است. شما که رفتید رسم شد دختران خردسال به جای مادر بنشینند و خانه‌داری کنند و مادرِ پدر بشوند. شما که رفتید رسم شد زنان درد را از مردشان پنهان کنند و به دختر وصیّت کنند.

داغتان سنگین است مادر! آنقدر سنگین که سال مصیبت شما و ابوطالب(ع) را عام‌الأحزان نامیدند. آنقدر سنگین که تا آخر عمر یاد شما را از ذهن نبّی خدا نبرد. ما که امشب هرچه کردیم حق عزاداری شما را به جا نیاوردیم، هرچه از شما خواندند دلهامان پر کشید به مدینه و روضه‌های یگانه گوهرتان.

از مدینه که بگذریم، امشب اینجا برای کودکان هم از شما و رحلتتان گفتند، بزرگترها گمان کردند اینها شما را نمی‌شناسند، گفتند مادر بزرگ امام حسین(ع) هستید! فهمیدم شما را هم با حسین(ع) می‌شناسند...