استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

  

 
 



بشتابیم! خدا ما را صدا می‌زند

حجت‌الاسلام حاج شیخ حسین آل‌کثیر: فقط یک چیز با شما می‌ماند آن هم عمل شماست./ جوانان عزیز! بزرگی و شرف و پیروزی و رستگاری شما در ارتباط با خدا و نماز است./ دست‌کشیدن بر سر یتیم یکی از راه‌های ورود به بهشت از درب دوم است

 

سخنران جلسه  هفتگی هیئت انصار ولایت دارالعباده، شنبه نهم آذرماه، آزاده سرافراز اسلام، حجت‌الاسلام حاج شیخ حسین آل کثیر بود. وی که از اهواز در جمع مردم دارالعباده حاضر شده بود به ایراد سخنرانی، ذکر مصیبت و مداحی پرداخت. در ادامه خلاصه‌ای از سخنان وی آمده است:

 

فقط یک چیز با ما می‌ماند

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ»[1]؛ همان‌طور که شما تنها به این دنیا آمدید -جدای از استثنائاتی مانند دوقلویی یا بیشتر- همان‌طور هم تنها به سوی ما بر‌می‌گردید و هر آنچه که به شما دادیم هم پشت سر شما می‌ماند. فقط یک چیز با شما می‌ماند و آن هم عمل شماست.

 

جواب خدا را چگونه می‌دهیم؟!

بنده خودم با کسی که یک بار مرگ را تجربه کرده بود و به دنیا برگشته بود، صحبت کردم. از او پرسیدم: چه خبر از دنیای بعد از مرگ؟ گفت: فلانی، ما وِل معطلیم! هر روز پنج مرتبه خودِ خدا برای ما پیام می‌فرستد، اما ما چه جوابی به او می‌دهیم؟! خداوند هر روز پنج مرتبه صدا می‌زند و می‌گوید: «حیّ علی الصلاه»؛ بشتابید! ما می‌گوییم: حالا غذایم را بخورم، غذا را بپزم و... بعد جواب خدا را می‌دهم.

این شخص که زنده شده بود، می‌گفت: چه تضمینی هست که ما پنج دقیقه دیگر زنده باشیم که واجب شرعی را عقب می‌اندازیم؟! شما از کجا مطمئن هستید که زنده می‌مانید؟! شما که به بنده خدا می‌رسید، با سر می‌روید و جواب می‌دهید خالقتان برایتان پیام فرستاده و شما می‌گویید بگذار کارم را انجام دهم، بعد جواب می‌دهم! این یکی از مصیبت‌ها و بارهای ما بعد از مرگ است.

 

اقامه نماز در بحبوحة جنگ

سیدالشهداء(ع) که ما برایشان عزاداری می‌کنیم، روز عاشورا در بحبوحه جنگ به آسمان نگاه کردند و به اصحاب خود فرمودند: ای کسانی که باقی مانده‌اید! جنگ را رها کنید و بیایید برای نماز. در همان حال نماز را به جماعت اقامه کردند در حالی که رگبار تیرهای دشمن به طرفشان می‌آمد. چند نفر از اصحاب اطراف صفوف نماز ایستادند تا برای نمازگزاران سپر باشند. در مقاتل آمده است که بعد از نماز اینها مثل خارپشت شده بودند از بس که تیر به بدنشان اصابت کرده بود. اباعبدالله(ع) بعد از نماز به سراغ این اصحاب آمدند و سرشان را به دامن گرفتند. وقتی چشم باز کرد و دید سرش در دامن سیدالشهداء(ع) است، پرسید: آیا من به وظیفه‌ام عمل کردم؟!

 

نماز در سیره امام(ره) و شهدا

شخصی تعریف می‌کرد: ما اوایل جنگ تمام سران قوای جنگ در محضر امام(ره) بودیم و داشتیم گزارش می‌دادیم، همه هم مضطرب و نگران، یکی می‌گفت: خرمشهر سقوط کرده، دیگری می‌گفت: آبادان در محاصره است، دیگری می‌گفت: دست خالی هستیم و... اما حضرت امام(ره) سرشان را پایین انداخته و گوش می‌دادند ناگهان هم بلند شدند و رفتند. ما گفتیم: خدایا! جلسه به این مهمی کشور در خطر است! چرا امام(ره) رفتند؟! یک نفر پشت سر ایشان رفت، گفت: آقا کجا رفتید؟ مملکت در حال سقوط است؟! امام(ره) فرمودند: صدای اذان را شنیدم. منظور ایشان این بود که خدا ما را صدا می‌زند، نگران صدام باشیم؟! خدا ما را می‌بیند و از همه به ما نزدیک‌تر است. امام(ره) به اطرافیان هم نمی‌گفتند: بیایید نماز بخوانید، با عملشان دیگران را دعوت می‌کردند.

از سیره شهید بزرگوار صیاد شیرازی هم نقل شده است در سمیناری در تهران حضور داشتند، همین که مؤذن گفت: «ألله اکبر» دیدند شهید صیاد در گوشه سالن به نافله ایستاد تا جماعت برگزار شود. جوانان عزیز! بزرگی و شرف شما، پیروزی و رستگاری شما در ارتباط با خدا و بالاخص نماز است. «الصلاه عمودُ الدّین»[2]؛ نماز، ستون دین است.

 

راه‌های ورود به بهشت از درب دوم آن

پیامبر اکرم(ص) وقتی به معراج رفتند، بهشت و جهنم را ملاقات کردند. بهشت هشت درب دارد و بر سر درهای ورودی آن اذکاری نوشته شده است. پیامبر(ص) فرمودند: روی درِ دوم بهشت نوشته شده است: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اَللَّهِلِكُلِّ شَيْءٍ حِيلَةٌ وَ حِيلَةُ اَلسُّرُورِ فِي اَلْآخِرَةِ أَرْبَعُ خِصَالٍ مَسْحُ رَأْسِ اَلْيَتَامَى وَ اَلتَّعَطُّفُ عَلَى اَلْأَرَامِلِ وَ اَلسَّعْيُ فِي حَوَائِجِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ تَعَهُّدُ اَلْفُقَرَاءِ وَ اَلْمَسَاكِينِ»[3]؛ به عبارتی توحید، نبوت و ولایت. این سه لازم و ملزوم یکدیگرند اگر یکی از اینها خدشه‌دار شود، معادله به هم می‌خورد.

فرمودند: برای رسیدن به هر چیزی راهی وجود دارد راه وارد شدن از درب دوم بهشت چهار تاست: 1. دست کشیدن بر سر یتیم. 2. عطوفت و مهربانی با زنی که سرپرست ندارد. (فکر نکنید به نماز و روزه زیاد خواندن است اینها فریضه است و باید انجام دهیم اما بهشت فاکتورهای دیگری دارد.) 3. گره‌گشایی از مردم. اگر می‌توانید با پول، امضا، حضور یا تلفن و هر چیزی که می‌توانید گره از کار مردم باز کنید دریغ نکنید، چون در واقع دارید در حق خودتان لطف و عنایت می‌کنید. 4. رسیدگی به حال فقیران و درماندگان.

 

الگوی مهربانی وگذشت

یکی از خادمان امام زین‌العابدین(ع) گفت: آقا نیمه‌های شب کیسه‌ای برمی‌داشتند و نان و نمک و خرما برای مردم می‌بردند. در سقیفه که بیچارگان و فقرا جمع می‌شدند دست در کیسه برده و نانی برداشتند و به فقیری دادند. گفتند: یابن‌ رسول‌الله، این از دشمنان طراز یک جدت امیرالمؤمنین(ع) است! فرمودند: من از شما به این امر داناترم اما او هم دندان و دهان دارد و کسی ندارد که به او نان بدهد. ممکن است اگر ما بودیم ناسزا می‌گفتیم اما اسلام این را نفرموده است.

 

مثل اهل‌بیت(ع) باشیم

زمانی که در اسارت بودیم شخصی در اسارت در اثر سختی‌ها، تعادل روحی‌اش به هم خورده بود فردی به او حرفی زده بود فکر کرد من این حرف را به او زده‌ام با تیغ سمت من آمد چند فحش داد، زورش را هم داشتم جوان بودم اما بغلش کردم و گفتنم اگر با زدن من راحت می‌شوی بزن. دیدم سرش را پایین انداخت. کسانی که جواب بدی را با خوبی می‌دهند آنقدر آن شخص شرمنده می‌شود که در همان‌جا دوست صمیمی او می‌شود. همین کاری که اهل‌بیت(ع) کردند.

بنابراین ما باید در هر لحظه وظایف خود را بشناسیم و به عامل به همان وظیفه باشیم.



[1] . سوره انعام، آیه 94.

[2] . امالی شیخ صدوق، ص 641.

[3]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد2 ، صفحه 474.