استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

  

 
 



چگونه گره‌های مالی خود را باز کنیم؟

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: کسانی که در شرایط سخت اقتصادی و گرانی بازار ارزان می‌دهند با کسانی که در اوضاع خوب تخفیف می‌دهند، یکسان نیستند./ این‌ کارها را انجام بدهید خدا گره‌‌ا‌تان را باز می‌کند، فکر می‌کنید حتماً باید پول بگیرید تا وضعتان خوب شود؟/ اگر خیلی از مسئولین ما با نگاه توحیدی به معیشت و اقتصاد نگاه می‌کردند، گره‌های اقتصادی زندگی ما باز می‌شد.

 

شناسنامه بحث:

موضوع: بررسی نقش تقوا در زندگی فردی و اجتماعی - انفاق

سخنران: حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد – جلسه چهارم

عنوان مراسم: اینجا خیمه‌ای برپاست.

زمان: شب چهارم محرم 1441 مصادف با سه‌شنبه دوازدهم شهریور ماه

مکان: یزد- مسجد آخوندملااسماعیل

 

جمله‌‌ای که هر روز باید تکرار کنیم

هرقدر معنویت و اخلاق (ایمان و تقوا) در فرد و جامعه بیشتر نمود پیدا کند، گره‌های سخت و کور دنیا و گرفتاری‌های آخرت مردم حل خواهد شد. این را هر روز برای خود تکرار کنیم: راه نجات، ایمان و عمل صالح است. هرکدام از صفات [خوب] اخلاقی را در وجودمان پیاده کنیم [و آن را به کار بگیریم] بخشی از مشکلات فردی و اجتماعی ما حل می‌شود.

 

 جهاد مالی مقدم بر جهاد جانی

یکی از صفات خیلی مهم که می‌تواند مخصوصاً گره‌های مادی ما را باز کند و معیشت ما را اصلاح کند، مسئله جهاد مالی و انفاق است. می‌فرماید: «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ»[1]؛ مساوی نیستند کسانی که مؤمن‌اند اما مجاهد نیستند، عذری هم نداشتند.

نکته قابل توجه آیه این است که خداوند مجاهدت با اموال را بر مجاهدت با جان مقدم داشته با اینکه جان مهمتر است. جهاد مالی گاهی پشتوانه جهاد جانی است. جنگ هزینه دارد و تأمین هزینه‌هایش هم جهاد است. فقط هم کمک به جبهه نیست، این یک بخش از جهاد مالی است، بخشی هم انفاق به نیازمندان است. در ادامه آیه 59 نساء می‌فرماید: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»؛ خدا دوبار در آیه تکرار می‌کند: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ» تا بر اهمیت جهاد مالی و جانی تأکید کند. شاید از این باب که جهاد مالی عمومی‌تر و امکانش فراهم‌تر است.

 

عوامل ترک انفاق

آنچه در مسئله مجاهدت مالی (انفاق) و دستوراتی که در این زمینه داده شده، مهم است این است که گاهی ترس انسان مانع از این مجاهدت می‌شود. همة آدم‌ها بخیل نیستند ولی ترسوها هم انفاق نمی‌کنند؛ یعنی فقط بخیل‌ها نیستند که انفاق نمی‌کنند، ترسوها هم انفاق نمی‌کنند. می‌ترسد چیزی از دست بدهد و خودش نداشته باشد.

خدا این همه به جهاد مالی و انفاق سفارش کرده چقدر از مؤمنین به این دستور عمل می‌کنند؟ ممکن است بگویید ما زیر خطر فقریم به ما تعلّق نمی‌گیرد؟ همین فکرها را می‌کنیم که همیشه محتاجیم؛ خدا قاعده‌ای گذاشته برای آدم‌هایی که بی‌پول‌اند؛ فرموده انفاق کنید، تا رزقتان زیاد شود. ابتدائاً هم اصلاً با عقل ما جور درنمی‌آید. خدا آیاتی دارد که با حال آدم بازی می‌کند، می‌فرماید: «وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»[2]؛ چه شده! چرا در را خدا انفاق نمی‌کنید، در حالی‌که همه خزائن آسمان‌ها و زمین و قدرت‌ها و ثروت‌ها دست خداست؟! خدا می‌خواهد بگوید همین مقدار اندکی هم که دست توست، مال من است من می‌گویم انفاق کن؛ یعنی من به تو می‌رسانم، پس چه شده که انفاق نمی‌کنید؟ خدا را روزی‌رسان نمی‌دانید یا خدا را ندار می‌دانید؟ مشرک یعنی همین. کسانی که در نداری و شرایط سخت اقتصادی انفاق می‌کنند و در گرانی بازار، ارزان به مردم می‌دهند با کسانی که در اوضاع خوب تخفیفی هم می‌دهند یکسان نیستند.

می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ»[3]؛ (ای پیامبر) بگو خدای من، رزق را گشاده می‌کند برای هرکس از بندگانش که بخواهد. خدا برای کسی روزیش را گشاده می‌کند که به خدا ایمان دارد و می‌گوید خدا می‌رساند و به هیچ علل و اسبابی هم بند نیست. مثلاً کودکی با پدر پولدارش به بازار رفته، فرزند هم چیزی خریده، بچه دیگری او را می‌بیند می‌گوید اسباب‌بازیت را به من می‌دهی؟ او هم که می‌داند پدرش پولدار است و برایش می‌خرد به دوستش می‌دهد. پدرش می‌گوید یکی دیگر برایت می‌خرم. این بچه دلش قرص است، راحت می‌دهد، ما این‌طوری هم خدا را قبول نداریم! خواهش می‌کنم بیایید به وعده‌های خدا اعتماد کنیم. دیگر خدا چطور بگوید وقتی فرمود: «وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»[4]؛ هیچ چیز نیست شما انفاق کنید، مگر اینکه خدا جایش را پر می‌کند.

 

یک معامله پرسود

اگر خیلی چرتکه‌ای و بازاری هم زندگی می‌کنی خدا در آیه 10 و 11 سوره صف فرمود: آیا راهنمایی کنم شما را به تجارتی که شما را از یک ورشکستگی و عذاب بزرگ نجات دهد؟ به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و با مال و جانتان در  راه خدا مجاهدت کنید این برای شما بهتر است اگر بدانید. مجاهدت با مال و جان این است که: 1. به جبهه‌های مقاومت حق علیه باطل، کمک کنی؛ 2. به نیازمندان کمک کنی؛ 3. حقوق الهی و شرعی از مال خودت را خارج کنی.

سود اینها چیست؟ یک معامله آخرتی کرده است، فرموده: «يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ»[5]؛ گناهانتان را می‌آمرزم و شما را در بهشت‌هایی وارد می‌کنم که نهرهای آب روان در آنها جاری است و قصرهای پاکیزه. البته این‌ها وعده‌های آخرتی است که ابتدائاً خدا بیان می‌کند تا مؤمنان واقعی را بیازماید و بعد از آن هم وعدة نصرت می‌دهد، می‌فرماید: «وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»[6]؛ و پیروزی و فتح را نصیب شما می‌کنم. دیگر چه می‌خواهی؟ اینها وعده‌های خداست. وعده‌های خدا مثل وعده‌های ما نیست. ببینید انفاق چه فوایدی دارد!

 

کلید روزی

امام صادق(ع) پسری به نام محمد داشتند، مبلغی پول برای خرجی به او داده بودند. روزی به او گفتند از آن مبلغ چقدر مانده؟ گفت: چهل دینار. فرمودند: آن را بیاور و همه‌اش را در راه خدا به نیازمندان صدقه بده. او تعجب کرد، گفت: دیگر پولی باقی نمی‌ماند. فرمودند: اشکالی ندارد، همه را بده، مگر نمی‌دانی که هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی صدقه است! ده روز نگذشته بود که چهار هزار دینار از جایی دست آقا رسید او را صدا کرده و فرمودند: چهل دینار را در راه خدا دادی، ده روز نشد چهار هزار دینار رسید. این را باور می‌کنید که در روایت دارد وقتی فقیر شدید صدقه بدهید، وضعتان خوب می‌شود؟ سنت الهی اینگونه است.

 البته صدقه را هم هرکس به اندازه بضاعتش می‌دهد، مثلاً نمی‌شود یک سکه پنجاه تومانی صدقه بدهید و انتظار داشته باشید تمام مشکلات مالی‌اتان حل شود! مگر اینکه وضع مالیتان طوری باشد که بضاعت شما همین باشد. شما انفاق کن، خدا می‌رساند. این یک قانون است، شک هم نکن، جواب می‌دهد. فرمود: «اَلصَّدَقَةُ تَقْضِي اَلدَّيْنَ وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَكَةِ»[7]؛ صدقه، دین را ادا می‌کند و برکت به جا می‌گذارد.

 

صدقه را خود خدا می‌گیرد

 به این روایت جالب توجه کنید، خدای متعال می‌فرماید: هیچ چیز نیست مگر اینکه دیگری را موکلِ گرفتن آن کردم مگر صدقه، که آن را با دست خودم می‌گیرم. حتی اگر مرد یا زنی نصف خرمایی یا خرمایی را صدقه دهد آن را پرورش می‌دهم، مثل کسی که کره اسبی را پرورش می‌دهد؛ تا اینکه روز قیامت به صاحبش برمی‌گردانم که مثل کوه احد شده است. اینقدر محاسبه خدا دقیق است! خدا حتی روح مؤمن را هم به واسطه مَلَکش قبض می‌کند، اما پولِ مؤمن را خودش می‌گیرد. چه کسی امین‌تر از خدا؟

شخصی محضر سیدالشهدا(ع) آمد و درخواست کمک کرد، حضرت مبلغ زیادی به او دادند. اطرافیان تعجب کردند، بعد از اینکه رفت، فردی گفت: امروز روز بسیار خوبی برایش بود و چیز زیادی گیرش آمد. حضرت فرمودند: چیزی که گیر ما آمد، بیشتر از چیزی بود که گیر او آمد. با این عینک به مسئله نگاه کنید. کسانی که زرنگ‌اند اینگونه رفتار می‌کنند.

 

ناودان باش

می‌گوید ناودان باش. وقتی باران می‌آید اگر پشت‌بام ناودان داشته باشد، آب‌ها به طرف آن می‌رود و به باغچه‌ها و... می‌ریزد، اما اگر پشت بامی ناودان نداشته باشد، آب‌ها روی سقف جمع شده و روی سر صاحبش خراب می‌شوند. اگر خدا به تو نعمت داد و دید داری به مردم می‌دهی و خرج کارهای خیر می‌کنی، باز هم برایت می‌ریزد، اما اگر این کار را نکنی دو حالت دارد: یا اینکه چون صدقه‌اش ندادی، اینقدر نعمت‌ها زیاد می‌شود که وبال گردنت می‌شود، شکرش هم نمی‌توانی بکنی و زیر نعمت‌های الهی دفن می‌شوی و خود همین نعمت برایت بلا می‌شود یا اینکه خدا می‌بیند اصلاً ناودانی نیست و نعمت‌ها روی این بام نمی‌بارد.

 

قرض به خدا!

اهل معامله هستی؟ به خدا قرض بده. یعنی بگو خدایا، من این مبلغ را به این مؤمن آبرومند می‌دهم و به او سخت نمی‌گیرم، ولی در اصل به تو قرض می‌دهم. خدا هم یا قسطی یا یکجا با سودش به تو برمی‌گرداند. اگر قرض دادی، می‌فرماید: «فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ»[8]؛ خیلی زیاد به تو برمی‌گرداند، خداست که روزی را تنگ می‌کند یا باز می‌کند. نترس انفاق کن، بدان خدا می‌رساند، محکم، معتقد باش.

 

نگاه توحیدی به اقتصاد راه حل گره‌های اقتصادی

آنچه در راه خدا دادیم، نرفت؛ آنچه برای خودمان خرج کردیم، رفت؛ «مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ»[9]؛ آنچه پیش خود نگه داشتید از دستتان رفته و آنچه برای خدا خرج کردید باقی است. اگر ما و خیلی از مسئولین ما این باور را داشتیم و با این نگاه توحیدی به معیشت و اقتصاد نگاه می‌کردیم، گره‌های اقتصادی زندگی ما باز می‌شد. ما مسلمانیم و الّا فرق ما با بی‌دین‌ها در چیست؟

 

پاداش انفاق برای مجالس امام حسین(ع)

«وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّهِ طَعَاماً وَ غَیْرَ ذَلِكَ دِرْهَماً إِلَّا وَ بَارَكْتُ لَهُ فِی الدَّارِ الدُّنْیَا الدِّرْهَمَ بِسَبْعِینَ دِرْهَماً وَ كَانَ مُعَافاً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَه»[10]؛ هیچ بنده‌ای نیست که به خاطر محبت سیدالشهدا(ع) که در دلش هست، از مالش طعامی بدهد یا در راه امام حسین(ع) هزینه‌‌ کند یا درهمی (منظور یک درهم) بدهد، مگر اینکه در همین دنیا، برای هر درهمی، هفتاد درهم به مالش برکت می‌دهم و در آخرت اهل بهشت می‌شود و گناهانش را هم می‌آمرزم.

خداوند دیگر چگونه توضیح دهد؟ خالص آن همین است. به مجلس امام حسین(ع) کمک کنید، به هر درهمی، هفتاد برابر برکت می‌دهد. این‌ کارها را انجام بدهید خدا گره‌اتان را باز می‌کند، فکر می‌کنید حتماً باید پول بگیرید وضعتان خوب شود؟ خدا می‌گوید پولتان را بدهید من، وضعتان را خوب می‌کنم.

می‌فرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَی»[11]؛ حواستان باشد کارهای خیری که می‌کنید، با منت‌ گذاشتن و اذیت کردن باطل نکنید. صدقه اگر برای دیدن دیگران باشد، باطل می‌شود.

 

 اقسام ایثار

آدمی که اهل ایثار، فداکاری و گذشت از مالش باشد و مؤمنین را بر خودش مقدم دارد، ایثارگر است. ایثار مال یکی از اقسام ایثار و بخشش است، قِسم‌های دیگر آن، ایثار جانی، ایثار عِرض و آبرو و ایثار در دعاست. یعنی دیگران را حتی در دعا هم بر خود مقدم بداری. ایثار یعنی مقدم دانستن دیگران بر خود، چیزی که خودت به آن نیاز داری دیگران را بر خود مقدم داری حتی در دعا، مثلاً اگر می‌خواهی برای مریض خودت دعا کنی بگویی خدایا، همة مریض‌ها را شفا بده، بعد بگو اگر صلاح است مریض مرا هم شفا بده.

صلوات هم یک نوع ایثار است. اینکه بخواهیم برای پیامبر و آل او درود بفرستیم؛ این دعا برای خودمان نیست برای پیامبر و آل ایشان است و حتماً خودمان هم فیض می‌بریم. کمترین آن این است که پیامبر(ص) در روایت فرمودند: هرکس بلند بر من صلوات بفرستد، نفاق از قلبش بیرون می‌رود.

 

معامله عجیب خدا با اهل ایثار

ایثار خوب و ممدوح آن است که انسان در راه خدا ایثار کند. ایثار بد آن است که در راه کفر، ایثار کند. بعضی برای باطل و حرام ایثار می‌کنند. در روایت داریم که اگر مالتان را در راه خدا ندادید و بخل ورزیدید، خدا کاری می‌کند که دو برابر این مال را در راه باطل صرف کنید.

با انفاق و ایثار، مشکلات فردی ما هم حل می‌شود. خدا به حضرت موسی(ع) فرمود کسی که اهل ایثار باشد، از محاسبه هر عملی که در عمرش انجام داده باشد، چشم‌پوشی می‌کنم و هر جای بهشت که بخواهد به او جا می‌دهم. ببینید خدا چه معامله‌ای کرده است با کسی که اهل ایثار  است (نه کسی که یک بار – دوبار در عمر خود ایثار کرده ‌است) کسی که اهل ایثار است، اخلاق ایثارگری دارد  خدا این چنین با او معامله می‌کند.

 

وی آی پیِ بهشت

امام باقر(ع) فرمودند که خدا در بهشت یک قسمت مخصوص (وی آی پی) دارد که خواص را به آنجا می‌برند؛ سه دسته را به این قسمت راه می‌دهند: 1. کسی که بر ضد خود داوری کند؛ در جایی اگر حقیقت را بگوید علیه خودش شهادت داده‌، ولی حق را می‌گوید ولو به ضررش باشد. 2. کسی که برای خدا به دیدن برادر دینی خود برود؛ مخصوصاً اگر با هم قهر باشد و به خاطر خدا برود با او آشتی کند. 3. کسی که برادر پرهیزکار خود را بر خود مقدم بدارد.

اینها اثراتی روی فرد دارد، به انسان آرامش و شخصیت می‌دهد، ایثار و انفاق و کمک به فقرا به انسان رقت قلب می‌دهد، اشک زود جاری می‌شود و سنگدلی را از انسان دور می‌کند. و برکات زیادی دارد.

 

ایثار خانوادگی

در خانواده باید ایثار را یاد داد. ایثار آموختی است. «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا»[12] شب اول که روزه بودند مسکین درِ خانه امیر‌المومنین(ع) آمد حضرت غذا و آب خود را به او دادند پشت سر ایشان، حضرت زهرا(س) و سپس بچه‌ها غذا و آب‌شان را دادند. شب دوم یتیم و شب سوم اسیر آمد. پدر و مادر غذاهایشان را دادند، پشت سر آن‌ها، بچه‌ها هم غذایشان را دادند. ایثار را باید یاد بدهید. خودمان ایثار کنیم تا بچه‌هایمان یاد بگیرند. ما بچه‌هایمان را ایثارگر بار نمی‌آوریم، بخیل تربیت می‌کنیم.

 

ایثار اجتماعی

ایثار در جامعه هم باید نمود داشته باشد. جامعه‌ای پیشرفته است که روح حاکم بر جامعه، روح ایثارگری باشد، در چنین جامعه‌ای همه مشکلات حل می‌شود. ما چقدر امکانات زیادی در خانه داریم که سال به سال با آنها کاری نداریم و یک عده هستند که به این امکانات نیاز دارند؟ اینها را به فقرا بدهید، خدا گره زندگی‌اتان را باز می‌کند و بهتر از آن را به شما می‌دهد.

از شما خواهش می‌کنم در خانه‌‌تان نگاه کنید، اگر لوازم‌التحریر نو دارید بیاورید اینجا یا بخرید و بیاورید، تا به خانواده‌هایی که مؤمن آبرومند هستند و ندارند، بدهیم. اگر همه ایثارگر شویم، مشکل همه حل می‌شود. اما چون همه بخیل می‌شویم، همه هم مشکل پیدا می‌کنیم.

 

دهه شصت، دهه ایثار

زمان جنگ (دهه شصت) چقدر خوب بود! دهه شصت مردم کمک می‌کردند، رزمنده‌ها گاهی همان مبلغ [اندکی هم] که برای رفتن به جبهه می‌دادند را نمی‌گرفتند. گاهی به رزمنده‌ها یخچال می‌دادند، با اینکه نداشتند، می‌گفتند مگر ما برای یخچال می‌جنگیم‌. با دستور امام(ره) به روستاها می‌رفتند تا به کشاورزان کمک کنند و گندم درو کنند.

در اوج جنگ و مشکلات، برکت در زندگی‌ها بود الان همه خانه و ماشین دارند اما خواب و خوراک و آسایش ندارند. زمان جنگ دیدیم پیرزنی ظرفی از تخم مرغ می‌آورد که تمام قوت روزانه‌اش همین بود خودش نان و پنیر می‌خورد و ایثار می‌کرد. می‌خواستی خدا رحمتش را نازل نکند!؟

 

ترویج ایثارگری

ما باید جامعه ایثارگر داشته باشیم. ایثارگری را ترویج کنید. برادر‌ها و خواهر‌ها، کسانی که پای منبر امام حسین(ع) می‌نشینید؛ بیایید هم در خانواده‌ها، هم در شهر گروه‌هایی که ایثار می‌کنند، تشکیل دهید، ایثارگری را ترویج دهید. جشن عاطفه‌ها و اردوهای جهادی، ترویج ایثارگری است. در قدیم مردم سقاخانه می‌زدند اما الان در بافت جدید شهر، آب بخواهید، باید از مغازه بخرید. در کشورهای خارجی هم همین است. اما اینجا به برکت فرهنگ اهل‌بیت(ع) و اخلاق اسلامی چقدر برکات نازل می‌شود. در همین دهه محرم با همین وضع بد اقتصادی، چقدر برکات مادی و معنوی از این جلسات ریزش می‌کند.

 

چه کسانی از امام حسین(ع) دور هستند؟

امام صادق(ع) فرمودند: «إخْتَبِرُوا شِیعَتی بِخِصْلَتَیْنِ فاِنْ کانَتا فِیهِمْ فَهُمْ شِیعَتِی: مُحافَظَتُهُمْ عَلی أوْقاتِ الصَّلَواتِ وَ مُواساتُهُمْ مَعَ إخْوانِهِمْ الْمُؤْمِنِینَ بِالْمالِ وَ إنْ لَمْ تَکونا فِیهِمْ فَاعزَبْ ثُمَّ اَعزَبْ ثُمَّ اَعزَبْ»[13]؛ شیعیان ما را به دو خصلت بشناسید. اگر این دو در آن‌ها بود شیعه‌اند: محافظت آنها بر زمان‌های نماز و مواسات در مال با برادران دینی. اگر این دو خصلت در آن‌ها نبود، آن‌ها از ما دورند، دورند و دورند. راستی ما چقدر از امام حسین(ع) دوریم؟

 از امام صادق(ع) سوال شد:«ما ادنی حق المومن علی اخیه؟ قَالَ أَنْ لاَ يَسْتَأْثِرَ عَلَيْهِ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَيْهِ مِنْهُ»؛ کمترین حق مؤمن بر برادر دینی خودش چیست؟ فرمودند: چیزی را که برادر دینی به آن بیشتر نیاز دارد، نزد خود نگه ندارد.

مثلاً برادر دینی یخچال ندارد؛ یخچال برایش بخر، مال خودت را به او بده یا یخچال اضافه داری به او بده یا تعمیرکار ببر یخچالش را تعمیر کند. به خانه‌اش رفتی یک جستجوی مؤمنانه کن ببین اگر چیزی ندارد و تو داری آن را کادو کن و دفعه بعد برایش بفرست.

ابان بن تغلب از شاگردان امام صادق(ع) سؤال کرد: حق مؤمن بر مؤمن چیست؟ فرمود: این است که تو مالت را با برادر مؤمنت نصف کنی. ابان می‌گوید حضرت نگاهی به من کرد و دید که حالم عوض شد. فرمود: نمی‌دانی خدا چگونه از انسان‌های ایثارگر یاد کرده است؟ گفتم می‌دانم. فرمود: اگر مالت را با برادر دینی خود نصف کردی و به او دادی، ایثار نکرده‌ای، تازه برابر شده‌اید؛ ایثار وقتی است که از آن نیمی که برای خودت هست هم یک چیز دیگری به او بدهی.[14] این مراتب ایثار است این را از ما خواسته‌اند. اینها انتظاراتی است که اگر ما برآورده کردیم، فقیر و محتاجی میان ما باقی نمی‌ماند.

 

مسابقه انفاق

تلویزیون این همه مسابقه و بازی و تفریح گذاشت، عصر جدید و...؛ یک مسابقه هم در ایثارکردن بگذاریم. شخصی را پیدا کنند که نیمی از دارایی‌اش را به نیازمندان داده، ایثارش را پخش کنند تا مردم یاد بگیرند. اینها جامعه را رشد می‌دهد. با این اوصاف روحیه مؤمنانه ما در ایثار و رسیدگی به فقرا، برای ما یک فرض و ضرورت شد، دیگر نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانستیم، دیگر حجت تمام است.

 

جهاد جانی

نوع دیگر ایثار، ایثار جانی بود. یک نمونه از ایثار جانی، ایثار امیرالمومنین(ع) بود که جای پیامبر(ص) خوابیدند. ایشان جان پیامبر(ص) را بر جان خود ترجیح دادند. قرار بود امیرالمؤمنین(ع) را قطعه قطعه کنند ولی جای پیامبر(ص) خوابید و خداوند جان علی(ع) را خرید.

 

ایثارهای حضرت زینب(س) در کربلا

امشب، شب حضرت زینب(س) است، نگاهی گذرا و کوتاه به مراتب ایثار حضرت زینب(س) می‌کنیم. ایشان ایثار مالی، جانی، دعایی و آبرویی کرده‌اند؛ همة مراتب ایثار را انجام داده‌اند. فرزند شهید است؛ یعنی پدر و مادر را در راه اسلام فدا کرده است، خواهر شهید و عمه شهید است،؛ هر چه جانِ بسته به خودش داشته،‌ فدا کرده است.

خود حضرت زینب(س) هم از جان گذشته‌ بودند؛ هرکس از بنی‌هاشم بر زمین می‌افتاد به وسط میدان می‌رفتند، زینبی که داخل گودال قتلگاه می‌شود، جایی که شمر اشقی‌الاشقیا دارد در آنجا جولان می‌دهد و سر امام همه عوالم را جدا کند که دیگر ملاحظه حضرت زینب(س) را نمی‌کند، آیا این خانم برای جان خودش حسابی باز کرده است؟ حضرت زینب(س) یکسال و نیم بعد از کربلا هم بیشتر زنده نبود، دق کرد.

اموال حضرت زینب(س) را هم غروب عاشورا غارت کردند. حتی حُمید بن مسلم می‌گوید: یک وقت نگاهم به پاهای زینب(س) افتاد، دیدم برهنه است و با پای برهنه دنبال بچه‌ها می‌دود.

حضرت زینب(س) آبرویش را هم داد؛ دختر امیرالمؤمنین(ع)، عقیله‌العرب با آن حیثیت و شخصیت در کوفه که مفسر قرآن بود را با دست بسته و لباس پاره به عنوان خارجی آورده‌اند؛ همه چیز را برای حسین(ع) یعنی برای خدا داد.

 

چرا زینب(س) در شهادت فرزندانش از خیمه بیرون نیامد؟

همه اموال و دارایی حضرت زینب(س) در کربلا دو پسرش بودند. روایت فرمود اگر همه اموالت را نصف کنی و نصف آن را بدهی ایثار نکرده‌ای، تازه مساوی شده‌ای. حضرت زینب(س) هم هر دو پسرش را داد تا کمی برای حسین(ع) ایثار کند. دو فرزندش را به خیمه برد و با آنها یک گفتگوی مادرانه کرد موهایشان را شانه کرد، به آنها عطر زد و لباس‌هایشان را مرتب کرد. خودشان هم اینقدر آقا هستند بی‌بی فرمود بروید و از دایی و آقای خودتان اجازه بگیرید. رفتند التماس کردند اما آقا اجازه نمی‌دادند. بی‌بی خودش آمد و اجازه را گرفت. رفتند هر دو به شهادت رسیدند.

هر کسی که روی زمین می‌افتاد بی‌بی بیرون می‌دوید. اما قرآن می‌فرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى»، اگر بوی منت دهد یا اذیتی کنی، صدقه‌ات باطل می‌شود. من می‌خواهم این‌گونه روضه بخوانم. اگر زینب از خیمه بیرون بیاید و چشم حسین(ع) به خواهر بیفتد و اذیت شود یا آهی بکشد و اباعبدالله(ع) شرمنده شود و منت به حساب آید؟! این حرف‌ها نیست، من  قاطع می‌گویم کسی فکر نکند زینب(س) به خاطر این از خیمه بیرون نیامد که می‌خواست اباعبدالله(ع) خجالت نکشد، اگر کسی اینگونه فکر کند زینب(س) را درست نشناخته است.

پس چرا بیرون نیامد؟ زینب(س) خجالت می‌کشید بیرون بیاید، چون چیزی حساب نمی‌کرد. زینبی که عصر عاشورا دستش را زیر بدن اباعبدالله(ع) برد و گفت: «اللهم تقبل منا هذا قلیل من القربان»؛ خدایا این قربانی کم را از ما آل محمد بپذیر، آن وقت بچه‌های خودش را زیاد حساب می‌کرد؟ زینب(س) از خجالت بیرون نیامد. زینب(س) را این‌گونه بشناس. مرحوم مامقانی این‌گونه از حضرت زینب(س) تعریف می‌کند، می‌گوید در عفاف و حجاب مانند مادرش حضرت زهرا(س) بود و کسی او را ندید.[15]یحیی مازنی از همسایگان امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید سال‌ها همسایه بودیم اما نه صدای حضرت زینب(س) را شنیدم و نه قد و قامت او را دیدم.‌ حضرت زینب(س) را ندیدند مگر در عاشورا. زینب(س) را آوردند و در کوچه‌های کوفه گرداندند.



[1] . سوره نساء، آیه 95.

[2]. سوره حدید، آیه 10.

[3]. سسور سبأ، آیه 39.

[4]. همان.

[5]. سوره صف، آیه 12.

[6]. سوره صف، آیه 13.

[7] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام،  جلد93، صفحه 134.

[8] . سوره بقره، 245.

[9] . سوره نحل، آیه 96.

[10]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، جلد 10، صفحه 318.

[11]. سوره بقره، آیه ۲۶۴.

[12]. سوره انسان، آیه ۸..

[13]. جامع الاخبار، ص 35.

[14]. الکافي، جلد2، صفحه171.

[15]. زینب! و ما أدراک ما الزینب! هی عقیلة بنی‌هاشم هی فی الحجاب و العفاف مزیدة کام‌ها زهرا، لم یر شخصها أحد من الرجال فی زمان أبیها و أخویها إلى یوم الطفّ.