استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

  

 
 

خطا
  • JLIB_DATABASE_ERROR_FUNCTION_FAILED


یادداشت، چرا اردوهای جهادی ؟

 تقدیم به بچه های باصفای اردوی جهادی

 

در حکومت ولائی چیزی به نام بن بست وجود ندارد.

وقتی فریاد های بیدادخواهی به جائی نمی­رسد؛

وقتی سربازان مطالبه گر امام امت مطالباتشان را بدون پاسخ می­بینند؛

وقتی مراجع قانونی آنها را طرد می­کنند و مشکلات و انتظارات در پشت سدّ بی توجهی و بی تدبیری مسئولان تلنبار می­شود؛

 و وقتی تمام راه های موجود مسدود نشان داده می­شود؛

آنگاه سربازان امام عادل جامعه همه­ی کارهای خود را رها می­کنند و خود دست به کار می­شوند تا با بضاعت حداقلی خود وارد میدان گره گشائی از کار خلق شوند.

این کار نه یک مسکّن یا برای ارضای نفس، بلکه ایجاد راهبردی نو در جریان حل مشکلات است. این حرکت انتقاد نرم اما بسیار عمیق از وضع موجود و کوتاهی­های عامدانه و غیر عامدانه است. ما با اردوهای جهادی، فرهنگ کم رنگ شده ایثار و باور به ارزشهای متعالی دینی را زنده می­کنیم.

همچنان که جاده­ی بدون پیچ و خم، راننده و مسافرانش را خمار می­کند و امنیت و آسایش بدون موانع نیزکسالت، خمودگی و سرکشی می­آورد و جامعه را فاسد می­کند؛ زندگی بدون مجاهدت قساوت می­آورد؛ انتظارات مادّی را بالا می­برد و عمل دینی را کم می­کند؛ فاصله طبقاتی را زیاد می­کند و برج های ثروت را توجیه می­کند و فساد را نهادینه می­کند.

راه زنده نگه داشتن حیات طیّبه در جامعه حفظ روحیه جهادی  است و برای فرد مجاهد نیز باعث احیای دلش می­شود که حتی اگر به شهادت نیز ختم نشود لیکن باعث دمیدن روح حیات و زندگی در جامعه و فرد می­گردد. اگر همه افراد جامعه فقط به دنبال نیاز ها؛ مشکلات و هوس­های خودشان بروند، این سَردِستان را به زودی زمهریر مرگ فرا می­گیرد و سرانجام از درون متلاشی می­گردد. این چنین قومی از نگاه رحمت خدا هم محروم خواهند بود و به شکل خوار کننده ای در کف تاریخ دفن خواهند شد.

قطعا ما در اردوهای جهادی نمی توانیم همه خانه­های آوار شده را بازسازی کنیم و نمی­توانیم همه بارهای مردم را برداریم، اما می­توانیم خودمان را به صاحب دردها نشان بدهیم تا دردشان التیام پیدا کند. ضمن اینکه از جمع ساکتین بلایا نیز خارج می­شویم. با حرکت بر مدار جهاد، خدا جامعه را ایمن می­کند و همین بهانه عذاب و بلا را بر می­دارد.

این جمهوری اسلامی بهترین بستر تربیتی تاریخ شیعه هست که می­توان از بین آن سربازان زبده و شایسته ای برای هم رکابی با امام عصر (عج) تربیت کرد. جهاد و اردوی جهادی این بستر را حفظ خواهد کرد و نظر رحمت خدا بر نظام­مان را بدنبال دارد.

وقتی امام حسین (ع) در حج سال 59 قمری جمعی از قدمای اسلام را در منا فرا خواندند، سخنان قابل توجهی فرمودند و از همه آنها به دلیل سکوت و بی عملی در مقابل بنی امیّه انتقاد کردند. امام در اثنای کلام­شان فرمودند که شما شهادت طلب نبودید. یعنی برای حفط حریم های دینی و جلوگیری از به روی کار آمدن منافقان حتی داشتن روحیه شهادت طلبی و فداکاری نیز کفایت می­کند. شهادت طلبی در مقابل دنیا طلبی است. اردوی جهادی یعنی شهادت طلب بودن و عرضه نمودن خود در مقابل دیدگان امام عصر (عج) .

اردوهای جهادی دست امام جامعه را برای استدلال مبنی بر زنده بودن موئلفه های دینی در جامعه باز می کند. اگر حرکت و تعداد ما قلیل هم باشد خدا آن را بزرگ می­کند و با همه استراتزی نهفته در پشت آن با پتک هیبت بر سر دشمنان نظام می­کوبد و با آن حق را نصرت می­دهد هر نیروی جهادی افتخار دارد که یکی از سلول های این بنیان مقدس است.

اگر بیش از معمول در مورد ابعاد اجتماعی کار سخن می­گوئیم به دلیل کم آوردن در بعد معنوی نیست. اتفاقا ما به دنبال فرار از باز کردن ابعاد معنوی داستان هستیم. اما نه به جهت اینکه دستمان بسته است، بلکه می­خواهیم هر کس لیاقت فهم آن را دارد خودش وارد میدان شود. فقط در یک کلمه می­گوئیم که تمام ارزش های موجود در جهاد نظامی در این اردوها نیز وجود دارند و مشاهده می­شوند.

اردوهای جهادی اگر برای مردم مستحق همیاری، ضرورت هم نداشته باشد، اما برای ما- کسانی که در شهرها و در مسیر تکراری زندگی فردی و در رفاه نسبی خود غوطه ور شده­ایم و خود را از دردهای دیگران فارغ کرده ایم- یک الزام و ضرورت است. کمترین نتیجه آن تجربه زندگی متفاوتی است که انسان را در مقابل تغییرات محیطی مقاوم و جسور خواهد نمود.

قبلا جائی نوشته بودم که خیلی ها که قد عقل­شان به فهم مبانی حکومتی نمی­رسیدند و نمی توانستند تفاوت بین حکومت جمهوری اسلامی و محمدرضا پهلوی را بفهمند، با عمل اجتماعی مبارزان انقلابی و مقایسه روحیه آنها با عمال پهلوی سلامت فکری انقلابیون را تائید کردند و وارد دریای حرکت مردمی بر علیه پهلوی شدند. حرکت­های اردوی جهادی رفتارهای متناسب در همین راستا برای این زمانه است. باید با این حرکات مشخص شود که فرزندان امام خامنه ای نه به دنبال پست و مقام و نه سرباز اراده قدرت ها هستند. بلکه با درک درستی  وارد میدان شده­اند.

   اگر در انتخابات ورود می­کنند؛

   اگر هیات می­روند؛

   اگرگریه می­کنند؛

   اگر امر به معروف و نهی از منکر می­کنند و

    اگر به اردوی جهادی می­روند، همه اینها یک حرکت واحد هست و خیرخواهی در تمام ابعاد کارهایش محوریت دارد.

با رفتن به اردوی جهاد حس خودبرتربینی که حرکتی بسیار نامحسوس در نفس دارد شکسته می­شود.

 حب نفس دچار یک زلزله می­شود.

 مزه سنگینی بارهایی که مردم آن را تحمل می­کنند چشیده می­شود.

 دردهای مردم با تمام وجود حس می­شود.

 دست ها فراتر از دعا به عمل بلند می­شود.

معامله اردوی جهادی معامله بنده با خداست و موضوع آن  عهدی که خدا از توانگران بر دستگیری ناتوانان گرفته و پرداخت قسمتی از  زکات تندرستی است؛

اردوی جهادی، ادای تکلیف در مقابل مصیبت دیده هاست.

چشیدن و لمس طعم تلخ فقر واقعی از آورده­های با ارزش این اردو هاست.

کنار گذاشتن بی عاری و وارد عمل شدن پس از شعار دادن و فراموش کردن مشکلات خود و مقدم داشتن دیگران است.

حالا اردوهای جهادی سال 1358 که مردم به کمک کشاورزان می رفتند زنده می­شود. اردوی جهادی حس انقلابی­گری و تعلق داشتن هرکسی به همه و نسیم دلپذیر امّت واحده و بهشت موعود زمین در دوران شکوفائی تمدن اسلامی و ظهور منجی و امام المومنین مهدی موعود (عج) است.

اردوی جهادی فریاد بلند مبارزه واقعی با فقر است.

فریاد بیدادخواهی علیه غاصبان حق اهل بیت پیامبر (ص) است که با دور شدن ایشان از حق آنها یعنی امامت، امّت دچار کلاف پیچیده  فقر و اختلاف و طبقه بندی و هزار مصیبت لاعلاج شده است.

اردوی جهادی استغاثه به درگاه خدا برای رساندن موعود امم مهدی آل محمد (عج) است.

حاضر شدن در صحنه جنایات کاهلان و خائنان به انقلاب است.

اینجا جائی است که مصیبت­های فکری، فرهنگی و اقتصادی مانند یک زخم سر باز نموده است.

اینجا نمایشگاه رنگارنگی از بی توجهی­های مسئولان متولی، سیاست بازان بی اخلاق و فراموش کار است.

اینجا تابلوی گویائی از اختلاف نجومی، ما بین مطالبات امام بیداردلِ امّت، با حرکت حلزونی مجریانِ تنبل است.

اینجا نقطه کانونی و اوج زلزله تصمیمات اقتصادی و فرهنگی دولت های اهمال گر ما بعد از انقلاب است.

اینجا نمود حکومت شکم گنده هاست.

وقتی آخرین رمق­های پیکرت را هم برای خدمت بی مزد و منت هزینه می­کنی معنایش همان لبیک به امام حسین (ع) است که در اربعین شعارش را سر داده بودیم.

وقتی از همه مستاصل می شوی و خودت با اندکی دارائی به وسط میدان عمل وارد می­شوی و خدای متعال اراده تو را در عمل و بهبود اوضاع ببیند به عمل تو برکت می­دهد و یقینا اوضاع به شکل دیگری رقم خواهد خورد.

کوهبنان و خرابی­های آباد نشده اش از اهالی اردوی جهادی دلبری می­کند. خیلی به حضورشان محتاج و دلبسته شده است و هر کسی را به سمت خودش می­کشاند. او مدت هاست که طعم محبت بی چشم داشت را ندیده است.گرچه قلیلی از اهالی، بچه های اردوی جهادی را کارگران دولت و حقوق بگیرانی بیش نمی­دانند، لیکن در دل کوهبنان قلب دیگری می­تپد و خبرهای دیگری به ما می­رسانند.

ما برای دل بردن از مردم پای کار نیامده­ایم و به همین دلیل از بی توجهی ها  نیز باکی نداریم. از اینکه احساس می­کنیم اگر شهیدان­مان در بین ما بودند؛ الآن، هم دوش ما در این اردوها بودند و یا شاید خودشان علمدار ما بودند و ما پشت سرشان در این نهضت مقدس خدمت رسانی همراه شان بودیم. خوشحالیم و  حضورشان را حس می­کنیم. گاهی نسیم شهدا به مشاممان می­رسد و زنده بودنشان را درک می­کنیم. وقتی روحیات و خلقیات شهدا به ناگهان در جمع­مان پررنگ تر می­شود آن زمان می­فهمیم که آنها در همین حوالی هستند و همّت­شان کارساز ماست و کارها را به پیش می­برد.

 به یاد اوستا عیدالحسین برونسی که ماله و کمچه اش را برداشت و برای پاک نگه داشتن مال خود از شغل های ظاهرا شریف چشم پوشید،

بیاد شهید حسن رشیدی که پس از پخش پیام امام از رادیو از چوب بست بنائی اش پائین پرید و راهی مسیر منتهی به بهشت شد.

 و بیاد محمد حسین عزیز و محسن حججی و خوش نامان آسمانی که زمانی در اردوهای جهادی خود را به خدا عرضه کردند..

 اردوی جهادی هزاران درس و عبرت دارد که شمارش آن را به تجربه خودتان واگذار می­کنیم.

 

نویسنده : برادر مسعود بابایی