استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



کدام فقیه می‌تواند حاکمیت جامعه را برعهده داشته باشد؟

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: اگر بخواهیم در دوران غیبت حاکم انتخاب کنیم باید چه کسی را انتخاب کنیم؟ از میان جامعه مهندسین؟ از میان پزشکان؟ یا از میان دانشمندان؟/ هر فقیهی نمی‌تواند حاکمیت جامعه را بر عهده گیرد/ آیا می‌شود امام زمان(عج) برای هدایت امت اسلامی کسی را مد نظر نداشته باشد یا نسبت به ولی فقیه نظری نداشته باشد؟!

 

 

چهارمین شب از مراسم دهه اول محرم به همّت هیئت انصار ولایت در مسجد ملااسماعیل برگزار شد. محور سخنان حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در این شب تبیین حاکمیت ولی فقیه در جامعه بود.

 

یک تصور اشتباه از دین

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در ابتدا با بیان اینکه دین روش زندگی در این دنیاست و منجر به سعادت در آخرت می‌شود، گفت: دین برای تأمین دنیا و آخرت انسان‌هاست، نباید تصور کرد دین فقط آخرت را هدف قرار گرفته است و کاری به دنیا، نیازهای و لذت‌های انسان و سعادت انسان‌ها در دنیا ندارد. اینطور نیست. دین برنامه دنیا و آخرت است و هیچ کدام را منهای دیگری، قبول ندارد. اصلاً بدون توجه و برنامه‌داشتن در این دنیا، نمی‌شود آخرت را ساخت.

وی این تصور مردم که دینداران تارک دنیا هستند و فقط کافران در این دنیا خوب زندگی می‌کنند، تصور اشتباهی عنوان کرد و گفت: دین برای این آمده است که بهره‌مندی و لذائذ انسا‌ن‌ها را از دنیا بهتر و بیشتر کند و انسان هم دنیای خودش را داشته باشد و هم آخرت خودش را آباد کرده باشد.

 

سازو کارهای اجرای دین

سخنران مراسم سپس به سازوکارهای اجرای دین در این عالم اشاره کرد و گفت: خدا خودش در این عالم حاکم است. همه چیز دست خداست «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ»[1]، به این معنا که خدا اراده کرده و عالم را آفریده، الان هم اگر اراده کند هر اتفاقی می‌افتد منتها خدا ساز و کاری در این عالم قرار داده است که بر اساس آن حکومت می‌کند.

وی افزود: اسم این حکومت الله، در ادبیات دینی «ولایت» است. وقتی می‌گویند ولایت یعنی حکومت. خدا می‌خواهد در این عالم حکومت کند لذا از جنس همین مردم، جانشینی در این زمین قرار می‌دهد که پیامبرش است و ولایت و حکومتش را به او می‌دهد. بعد از پیامبرش هم دوازده امام معصوم قرار داده است. پیامبر و امامان معصوم هم انسان‌های کاملی هستند، یعنی انسان‌هایی که نقص ندارند و به هیچ وجه خطا نمی‌کنند.

 

چرا مخالفت با پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) حرام است؟

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد با بیان اینکه خداوند مخالفت با پیامبر و امامان معصوم(ع) را حرام کرده، گفت: این کار خیلی منطقی است. خدا می‌‌خواهد دین را پیاده کند، دین هم برنامه سعادت بشر است، انسان‌هایی را هم حاکم کرده که خطا نمی‌کنند لذا دلیلی ندارد که با این‌ها مخالفت کنید، عقلی نیست، اصلاً خودبه‌خود مخالفت‌کردن با امام معصوم(ع) و پیغمبر(ص) حرام است و مخالفت‌کردن با عقل سالم بشری است.

سخنران محفل سپس به اهمیت اطاعت از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) اشاره کرد و گفت: در زیارت جامعه می‌خوانیم که: «مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ»، هر کسی از این‌ها پیروی کند، جایش در بهشت است «وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ»، هرکس با آن‌ها مخالفت کند جایش در آتش جهنم است. «وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ» و هرکس این‌ها را انکار کند و با آن‌ها درگیر شود، کافر است. «وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ»، هرکس با این‌ها بجنگد به خدا شرک ورزیده، «وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ»، هرکس آن‌ها را رد کند در پایین‌ترین درجه جهنم قرار دارد. اینها در زیارت جامعه کبیره در مورد ائمه معصومین(ع) است بنابراین اجازه ردکردن آنها را نداریم.

وی ادامه داد: پس چرا این همه آدم پیامبر و ائمه را رد می‌کنند؟ خدا انسان‌ها را بااختیار آفریده. اینکه می‌فرماید حرام است یعنی رد کردن آن‌ها هزینه دارد. اگر رد کنید سعادت خودتان را زیر پا گذاشتید. قرار بود یک دینی بیاید و شما را نجات دهد، اما نخواستید. یعنی آبادی دنیا و آخرتتان را نخواستید.

حجت‌الاسلام مهدی مهدوی‌نژاد در تبیین جریان حکومت پیامبر(ص) و ائمه گفت: پیامبر(ص) حکومت کردند، بعد حضرت علی(ع) چند سالی و بعد امام حسن مجتبی(ع) چند صباحی حکومت کردند و بعد حکومت در دست بنی‌امیه و بنی‌العباس غصب بود تا زمان ولادت امام زمان. در این زمان خدا به مصلحت خودش و امتحان و رشد مردم، ایشان را پشت پرده غیبت برد. بعد چهار نایب خاص برای حضرت معین شد که مردم سوالات و مسائلشان را از طریق همین نوّاب به حضرت اعلام می‌کردند. بعد از فوت آخرین نائب حضرت، غیبت کبری شروع شد ارتباط مستقیم با حضرت قطع شد، کار سخت‌تر شد ولی دین تعطیل نشد. چرا که یکی از وظایف امام هدایت امت است، چه مستقیم و غیرمستقیم هدایت می‌کنند.

 

چرا باید در دوران غیبت حکومت تشکیل داد؟

وی سپس به ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت اشاره کرد و گفت: حضرت امام می‌فرمایند: ما باید در دوران غیبت حکومت تشکیل بدهیم. اگر حکومت تشکیل ندهیم چطور احکام اسلام را  پیاده کنیم! بسیاری از احکام اسلام، احکام حکومتی است و باید دین قدرت داشته باشد تا بتواند آن را پیاده کند مانند بحث قضاوت و حدود. اگر سلاطین و حکامی ‌باشند که به دین التزامی ندارند، چگونه می‌شود دین را پیاده کرد؟

سخنران مراسم با بیان اینکه وجود حکومت دینی در دوران غیبت یک امر عقلی است، افزود: مگر نمی‌گوییم اسلام دین کامل است، چه طوری است یهودی‌ها و مسیحی‌ها و لائیک‌ها حکومت داشته باشند و با قدرت و پول و زور مردم عالم را گمراه کند به اسلام که می‌رسد بگوییم اسلام کار به حاکمیت ندارد، خود امام زمان بعد از اینکه همه عالم گمراه شد، بیاید و یک فکری بردارد! کجای دین چنین حرفی زده شده است.

وی افزود: دین یک امر فردی نیست که در خانه دینداری کنید. حتی اگر در خانه هم باشید، وقتی کفر گسترش پیدا کرد تا خانه شما هم می‌آید. اگر برای اقامه حق و دین جهاد نکنیم و توسعه ندهیم، حاکمیت کفر شما را می‌بلعد و چیزی از دین باقی نمی‌ماند مثل زمان امام حسین(ع) که فرمود: دینی باقی نمانده است.

 

حاکم جامعه باید از میان کدام قشر باشد؟

حجت‌الاسلام مهدوی نژاد با بیان اینکه وقتی دین می‌خواهد حکومت داشته باشد، باید حاکم داشته باشد، گفت: حال اگر بخواهیم در دوران غیبت حاکم انتخاب کنیم باید چه کسی را انتخاب کنیم؟ از میان جامعه مهندسین یا از میان پزشکان و یا از میان دانشمندان و فلاسفه بهترین و برجسته‌ترین آن‌ها را در رأس حکومت دینی و امام جامعه قرار دهیم یا از میان فقها و کارشناسان دین، حاکم دین انتخاب کنیم؟ عقل کدام را می‌گوید؟ مثلاً شما می‌خواهید برای انجمن پزشکان یک دبیر یا رئیس انتخاب کنید، می‌روید از مهندسین انتخاب کنید؟ از میان پزشکان توانمندترین آن‌ها را انتخاب می‌کنید .حالا مسئله دین است تخصصاً چه کسی باید مدیریت جامعه دینی را بر عهده بگیرد؟ کسی که کارشناس مسائل دینی است، جون جامعه می‌خواهد دینی شود. دین هم که در آن هم امر دنیاست هم امر آخرت!

این فعال فرهنگی در پاسخ به این سؤال که در دوران غیبت اتفاقات مختلف می‌افتد و باید به چه کسی پناه ببریم؟ گفت: امام عصر(عج) به این سؤال جواب دادند. حضرت می‌فرمایند: «وأما الحوادث واقعه فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا»، حوادث واقعه چیزی اعم از مسائل فقهی و احکام شرعی هست، غیر از احکام شرعی اتفاقاتی هم که در هر عصری می‌افتد که فرمودند به روات حدیث، کسانی که حدیث ما را روایات می‌کنند مراجعه کنید.

وی افزود: منظور از کسانی که حدیث روایت می‌کنند، به این معنا نیست که اصول کافی به دست می‌گیرند و برای مردم می‌خوانند، یعنی کسی که در دین و احادیث صاحب‌نظر و کارشناس شده است. بعد می‌فرمایند: «این‌ها  حجت من بر شما مردم هستند و من حجت خدا بر این‌ها هستم.» پس برای اینکه در آخرالزمان درمانده و گمراه نشوید به فقها مراجعه کنید.

 

ویژگی فقها

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در ادامه ضمن بیان اینکه هر فقیهی نمی‌تواند حاکمیت جامعه را بر عهده گیرد، به بیان شرایط و ویژگی‌های ولی فقیه پرداخت و بیان کرد: در روایتی از امام حسن عسکری(ع) است که حضرت مردم بنی اسرائیل را ملامت کردند که چرا کورکورانه از علمای بنی‌اسرائیل تبعیت کردند، علمایی که تقوا نداشتند و بنی‌اسرائیل را گمراه کردند. بعد حضرت می‌فرمایند: «فأما من کان من الفقها صائناً لنفسه»، سراغ آن فقیهی بروید که صیانت نفس داشته باشد یعنی خوددار و خودکنترل است، اهل تقواست. دنیا او را فریب نمی‌دهد، قدرت کنترل هوی‌ها و هوس‌های خودش را دارد، با تقوا زندگی می‌کند. صائناً لنفسه یعنی خودش و بیتش را هم بتواند کنترل کند.

وی افزود: «حافظاً لدینه»، قدرت حفظ دین را داشته باشد. در طول تاریخ و انقلاب هم داشتیم افرادی که فقیه بودند اما سقوط کردند. شریعتمداری، منتظری و بعضی فقهای دیگر که هم‌صدا با کفار و منافقین شدند، علمایی بودند که صیانت نفس نداشتند، حافظاً لدینه نبودند. «مخالفاً لهواه»، مخالف هواهای نفسانی خودشان رفتار کنند. «مطیعاً لأمر مولا» بر اساس شناختی که از امام زمان(ع) وجود دارد، مطیع محض امام معصوم باشند. امام‌شناس کامل بوده باشند و بدانند چگونه رفتار کنند. مردم باید به این‌ها مراجعه کنند. بعد حضرت فرمودند: این ویژگی‌ها را ممکن است بعضی از فقهای شیعه داشته باشند نه همه. لذا ممکن است در میان فقها، کسانی باشند که این صفات را نداشته باشند آن وقت نمی‌شود از آنها تقلید کرد نه در مسائل شرعی و نه به عنوان فقیه حاکم.[2]

 

تعبیر امام صادق(ع) درباره کسی که ولی فقیه را رد می‌کند

سخنران مراسم در ادامه ضمن توصیه به مطالعه کتاب ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) و آیت‌الله مصباح یزدی گفت: روایتی به نقل از عمربن حنظله از امام صادق(ع) است که حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه خود مفصلاً بر روی این روایت بحث کرده و اثبات می‌کند این روایت درباره ولایت ولی فقیه است. در این روایت امام صادق(ع) می فرماید:[3] کسی که حدیث ما را نقل می‌کند و در حلال و حرام صاحب‌نظر شده، در دین کارشناس شده و احکام را می‌شناسد، رضایت دهید که او حاکم بر شما شود. چنین شخصی را من بر شما حاکم کردم. اگر اینچنین شخصی با این ویژگی‌ها، بر اساس نظر ما حکم کرد و از او  قبول نکردید، حکم خدا را خفیف شمرده و زمین زده‌اید. این کار رد ما اهل بیت است و کسی که ما را رد کند  مثل رد کردن خداست و این کار در حد شرک به خداست.

شرک به چه معناست؟‌قرآن در آیه 48 سوره نساء می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ...»[4] یک گناه است که خدا اصلاً نمی‌آمرزد و آن هم شرک است. 

  

 

کار خبرگان، اکتشاف ولی فقیه است نه انتخاب

حجت‌الاسلام مهدوی نژاد سپس در مورد ساز و کار انتخاب ولی فقیه با چنین ویژگی‌هایی که ائمه فرمودند، اظهار داشت: ساز و کار قانونی انتخاب ولی فقیه در جمهوری اسلامی به این صورت است که: مردم می‌آیند و از بلاد خودشان از بین فقها، کسانی که باتقوا هستند و اکثر ویژگی‌هایی که درباره فقها گفته شده را دارند، انتخاب می‌کنند. 80 فقیه به این شیوه در خبرگان جمع می‌شود. این فقها چون صاحبنظر هستند و کارشناسان دین را می‌شناسند، آن فقیهی که این ویژگی‌ها را دارد، همچنین ویژگی‌های رهبری را هم دارد، احراز و شناسایی می‌کنند.

وی افزود: اینکه می‌گویند خبرگان ولی فقیه را انتخاب می‌کند، اندکی غیردقیق است. آیت‌الله جوادی آملی تعبیر قشنگی دارند، می‌گویند: کار خبرگان اکتشاف ولی فقیه است، آن‌ها شخصی را که امام زمان مدنظرشان است، کشف می‌کنند. آیا می‌شود امام زمان(عج) برای هدایت امت اسلامی کسی را مد نظر نداشته باشد یا نسبت به ولی فقیه نظری نداشته باشد؟! جزء وظایف امام زمان هدایت امت در امور حساس است، چگونه حضرت کسی که در بیابان یابن الحسن بگوید جوابش را می‌دهند اما وقتی امتی بخواهد به بیراهه برود حضرت بی‌خیال باشد؟! لذا حضرت آن کسی را که مد نظرشان هست را به قلوب و ذهن آن فقهایی که اهل تقوا هستند، الهام می‌کند. به این صورت، آن شخص می‌شود ولی فقیه و در رأس حکومت اسلامی قرار می‌گیرد.

 



[1]. انعام، 57.

[2]. وسائل الشیعه، صفحه131، جلد 27.

[3]. «اُنْظُرُوا إِلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلاَلِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اَللَّهِ اُسْتُخِفَّ وَ عَلَيْنَا رُدَّ وَ اَلرَّادُّ عَلَيْنَا اَلرَّادُّ عَلَى اَللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ اَلشِّرْكِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»،  اصول کافی، ج1، ص67؛ وسائل‌الشیعه، ج71، ص98.

[4]. نساء، 16.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید