استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



حاج سعید قاسمی: متأسفانه در رابطه با اقتصاد، الان تفکری وجود دارد که معتقد است روزی ما را کدخدا باید برساند!

هیئت انصار ولایت یزد مراسم هفتگی 26 فروردین را همزمان با عید سعید مبعث، با حضور جمعی از امت دلداده خاتم الانبیاء(ص) در حسینیه ارگ برگزار کرد. در بخشی از این مراسم، برادر حاج سعید قاسمی به عنوان سخنران مهمان، به ایراد سخنانی پرداخت که در ادامه گزیده‌ای از مهمترین این سخنان را می‌خوانید.

 

وی در بخش ابتدایی سخنان خود با گرامیداشت ایام شهادت سید شهیدان اهل قلم، شهید سید مرتضی آوینی، این شهید را روشنفکر و روشنگر توصیف کرد و افزود: شهید آوینی سه دهه پیش در قالب چند کتاب و بیش از چهل مقاله سیاسی، از جمله «توسعه و مبانی تمدن غرب، حلزون‌های خانه به دوش، آغازی بر یک پایان»، پنبه لیبرال دموکرات‌هایی را که امروز ما با رأی خود آنها را بر خود مسلط کرده‌ایم،‌زده است؛ طوری که انگار شهید آوینی سه دهه قبل این روزها را می‌دیده است و برای آن راهکار داده است.

وی خاطرنشان کرد: پس از جریان فتنه سال 88 کاملاً شفاف شد که بسیاری از کسانی که به ظاهر سردمدار انقلاب اسلامی بوده‌اند، به جرگه لیبرال دموکرات‌ها درآمده‌اند و همین مسئله باعث می‌شود برخی از جوانان ما که این افراد را برند جمهوری اسلامی می‌دانستند اعتماد خود را از دست بدهند و یک دلسردی و گیجی در بین عامه مردم ایجاد شود. بعد از غتنه 88 این گسل ایجاد شد و دیگر ترمیم نشد و روز به روز بیشتر هم خواهد شد و چون طرف مقابل همچنان بر کوس حماقت و نفاق خود می‌زند ماهم موظفیم در مقابل این خط انحرافی بایستیم و از خط امام و رهبری حمایت کنیم.

سخنران این قسمت از مراسم در ادامه با ذکر چند خاطره از شهید آوینی و جریان ساخت مستند روایت فتح، به بیان خاطراتی از لحظات شهادت ایشان پرداخت و عنوان کرد: شهید آوینی بیش از هفتاد قسمت مستند روایت فتح را در روزهای غربت جنگ و زیر آتش ساخت اما اجازه نداد که حتی یک فریم از تصویر خودش را در آن فیلم‌ها استفاده کنند. در آثار اولیه هم، هیچ جایی نمی‌بینید که بگوید این‌ها کار من است یا من ساختم. اما متأسفانه اکنون که بر سر «من ساختم» و بر سر «مَنَم، مَنَم» دعواست. شهید آوینی بعد از انقلاب تمام آثار و اشعار خود را سوزاند چون به قول خودش بر اساس مبانی فلسفی و «مَنَم» نوشته شده بود و انقلاب یعنی هر چیزی را که بر اساس این مبانی است بریزید دور و به این نکته برسید که همه چیز در ید قدرت خداوند است.

حاج سعید گفت: بعد از جنگ شهید آوینی نتوانست نسبت به بخش از تاریخ که پشت سرگذاشتیم بی تفاوت باشد و بعد از دستور حضرت آقا مبنی بر ساخت مجموعه روایت فتح به طور جدی وارد صحنه شد و معتقد بود تمام نقاط قوت و ضعف این دوره و شکست‌ها و پیروزی‌ها باید برای مردم روشن شود و نباید صرفاً با تفحص و تدوین شهدا این بخش از تاریخ را در گونی‌ها و در بهشت شهدا، زیر خاک مدفون کرد.

وی پس از بیان خاطراتی درباره همرزم شهیدش، در بخش بعدی سخنان خود به جریان مبارزه با داعش اشاره کرد و گفت: در طول شش سال نبرد با داعش، تمام قدرتهای دنیا جمع شدند و پدیده پیچیده و مخوف داعش را به راه انداختند. اما تا دو سال پیش برخی معتقد بودند که شهدای ما در غربت دفن شوند و صدایش درنیاید که ما در آن جبهه در حال جهادیم و برخی بر این باور بودند که تقریباً شکست جبهه مقاومت قطعی است و نباید از بَشّار اسد و کشور او دفاع شود. ولی وقتی جناب سیدحسن نصرالله از رهبری کسب تکلیف کرد، آقا فرمان دادند: ایستادگی کنید و پیروزی شما نزدیک است!

حاج سعید قاسمی افزود: جبهه حق بر اساس توکل رهبری ایستادگی کرد و خدا را شکر پیروزی حاصل شد.، اما آیا برای چنین پیروزی بزرگی نباید جشن برازنده‌ای گرفته می‌شد؟! دولتمردان ما منتظر چه و که هستند که جشن بگیرد؟ اصلاً اعتقادی به چنین پیروزی بزرگی دارند یا نه؟ متأسفیم برای جامعه حزب‌الله و حتی سپاه و سایر ارگانها که در این زمینه کاری نکرد و فقط به نشر نامه حاج قاسم به حضرت آقا اکتفا شد.

وی در ادامه به بیان اهمیت بحث اقتصاد مقاومتی نیز اشاره کرد و خاطرنشان کرد: یک تفکر، مدل تفکر امام(ره) بود که وقتی آمریکا با ایران قطع رابطه کرد، همان شب حضرت امام(ره) پیام دادند: اگر ملت ما این روز را جشن بگیرد به عنوان جشن آغاز پیشرفت و روی پای خود ایستادن، جا دارد. یک مدل تفکر دیگر هم تفکر کسانی است که معتقدند کدخدا باید به ما روزی برساند و ما باید با آنها ببندیم و هماهنگ باشیم. این تفکر، اساس شالوده تفکر اینها را تشکیل می‌دهد، چون اینها در همان مکتب درس خوانده‌اند و تأثیر می‌گیرند و الآن هم فرزندانشان همانجا هستند و متأسفانه با رأی خود ما بر ما مسلط شدند.

سخنران مهمان این شب در ادامه عنوان کرد: از ابتدای انقلاب تا کنون معارضین با انقلاب به دلایلی آمدند، ولی حذف شدند. اولین آنها بازرگان و نهضت آزادی بود، ولی چون تفکرات لیبرالیستی داشت، حذف شد. در حالی که سیاستمداران امروز هم همان عقبه فکری را دارند، ولی چون مردم خبر ندارند، به آنها رأی دادند و سر کار آوردند.

جماعت اول در جریان تسخیر لانه جاسوسی حذف شدند. جماعت دوم بنی‌صدر بود که با مسعود رجوی و لباس زنانه فرار کرد و حذف شد. بعد جریان ناصواب دیگری روی کار آمد که همان جریان موسوی و... بود و در جریان فتنه 88 خودشان را کاملاًنشان دادند. بعد از آن دوباره تفکر دیگری آمد که بدتر از همه و جانشین و حاصل عمر امام(ره) بود به دلیل ساده‌لوح بودنش و نفوذ منافقین در او و مجموعه‌اش، امام(ره) او را کنار گذاشتند. مقوله بعدی، منافقین و کمونیست‌ها و چپی‌ها و راستی‌ها و... هستند. مهمتر از تمام این تفکر‌ها، جریانی است که بسیار ماهرانه و حرفه‌ای در تمام سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها نفوذ دارند. اینها به قدری ماهرند که وقتی می‌بینند یک چهره اصولگرا روی کار آمد، خود را فوراً با او همسو می‌کنند، اگر هم کسی از جبهه لیبرال دموکرات‌ها بیاید، خود را همسو با او نشان می‌دهند. اینها همان‌هایی هستند که حضرت روح‌الله(ره) از تفکر آنان به عنوان اسلام آمریکایی نام می‌برد و شناخت آنها بسیار سخت است.

وی گفت: شهید آوینی در مورد این قشر هم تذکر داده است که نبرد آخرالزمانی ما نه با آمریکا، که با اسلام آمریکایی است و اگر این نبرد هزار سال هم به طول بیانجامد، به یک شب قدر فرو خواهد ریخت و فصل‌الخطاب این نبرد، حضرت حجت(عج) خواهد بود.

حاج سعید قاسمی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: برای رهایی از این مهلکه باید منافقینی که در تمام مراکز ما نفوذ کرده‌اند و هیچ هنری جز فروش ما ندارند، را بشناسیم و تاریخچه آنها را بخوانیم تا بتوانیم با این غده سرطانی مبارزه کنیم وگرنه آنها موفق می‌شوند این غده سرطانی را بر پیکره انقلاب سیطره دهند و ما را نابود کنند. اگر مبارزه نکنیم حتی با داشتن رهبر مقتدر و با داشتن شهدا نیز شکست می‌خوریم، همانطور که رسول خدا(ص) در احد شکست خوردند. پس وعده سرخرمن به خودتان ندهید و تلاش کنید تا این غده سرطانی را از پیکره انقلاب خارج کنید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید