امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در باب شهدای مدافع حرم می فرمایند: «شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاءالهی به شمار می‌روند. اگر شهدای مدافع حرم نبودند اثری از حرم اهل‌بیت(ع) نبود.                               امام خمینی(قدس سره شریف) فرمودند: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند.                               امام خامنه ای می فرمایند : «جهاد تمام شدنی نیست، کار خوب، یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست، باید مستمر باشد، فاذا فرغت، فانصب. زمانی که از کاری فراغت پیدا کردی، کار جدید دیگری را شروع کن، بیکار نباش».                               مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند: «بنده فکر می‌کنم خوب است که محل‌های نماز جمعه، مرکز نمایش کتاب‌های خوب و کتاب‌های روز و کتاب‌های مطلوب باشد».


 

 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

  

 
 



بزرگترین بی‌حیایی، غصب حکومت الله است

بزرگترین بی‌حیایی،  غصب حکومت الله است

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: اگر امت به گناه بی‌شرمی و صفت بی‌حیایی مبتلا شود،  مهمترین اتفاقی که می‌افتد این است که به داشتن حاکمان بی‌شرم و بی‌حیا تن خواهد داد./ چهارشنبه سفید پروژه اجتماعی شرم‌زدایی در جامعه دینی است.

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در مراسم ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) در اولین شب از مراسم شب‌های فاطمیه  عنوان «فاطمه و شهری که شرم ندارد» را مورد بررسی قرار داد. وی ضمن بیان اهمیت شرم، به موضوعیت آن در سطح حاکمیت، جامعه، خانواده و فرد اشاره کرد. در ادامه مهم‌ترین عنوان مشروح این سخنرانی را می‌خوانید:

 

چرا حیا؟

 مفهوم «شرم و حیا»  شاید در نگاه اول خیلی مسئله تازه و جدی و جدیدی به نظر نرسد و بگویید معنا، مفهوم و کاربرد مسئله حیا برای ما روشن است و مسائل مهم‌تری هم هست که بتوان در این ایام از آنها صحبت کرد اما اگر مقداری تأمل بفرمایید و بحث را دنبال کنید، خواهید دید که شاید حیاتی‌ترین و کلیدی‌ترین مسئله، همین مسئله حیاست.

قصد ما این نیست که به نصیحت بپردازیم و توصیه کنیم که حیا داشته باشید و... . قصد اصلی ما پرداختن به این مفهوم و توجه به ابعاد این موضوع به صورت خیلی عمیق است. بودن حیا چه ضرورت‌هایی دارد و نبودن آن چه خسارت‌هایی برای فرد و جامعه به دنبال دارد؟ به خاطر نبود حیا در وجود انسان‌ها، چه اتفاقاتی در جامعه می‌افتد؟ این ویژگی در سلامت زندگی شخصی و اجتماعی انسان چه تأثیری دارد؟ و... .

 

 رابطه حیا و فطرت

یکی از بنیادی‌ترین صفت‌ها در انسان، صفت حیا و شرم است. در ساختمان‌سازی، ساختمان بر روی چند ستون استوار است و نقش ستون‌ها خیلی مهم است چون نگه‌دارنده است. حیا هم یک ستون و یکی از ویژگی‌های بنیادین، مهم و نگه‌دارنده است.

حیا از فطرت انسان سرچشمه می‌گیرد؛ یعنی هر انسانی که انسانیت خودش را حفظ کرده باشد، بهره‌ای از حیا در وجودش هست، ولو اینکه بهره‌ای از دین نبرده باشد. انسان اگر انسانیت خود را حفظ کرده و خودش را آلوده نکرده باشد،  رَشحاتی از  حیا در وجود او هست. حرمت نگه می‌دارد، در قالب ادب، احترام و فرهنگ شخصی و رفتاری و اجتماعی‌اش یک سری مسائل را رعایت می‌کند که از شرم درونی‌اش نشأت‌ گرفته است، ولو اگر بهره‌ای از دین نبرده باشد.

 

مثلث عقل، حیا، ایمان

در روایات، یک مثلث برای ما تعیین کرده‌اند. این مثلث که سه ضلع دارد و مطمئناً اگر یکی‌ از اضلاع این مثلث  نباشد، از هم گسسته می‌شود. اصلاً امکان ندارد که یکی از آنها باشد و دوتای دیگر باقی بماند. این مثلث، مثلث عقل، ایمان و حیا است.، این سه از هم جدا نمی‌شوند و درهم تنیده هستند و به هم وابسته اند.

جبرئیل بر حضرت آدم(ع) نازل شد و گفت یکی از این سه چیز (عقل و دین و حیا) را انتخاب کن. حضرت آدم(ع) فرمود: عقل. جبرئیل خطاب به آن دو بخش دیگر یعنی حیا و دین فرمود: شما بروید. اما این‌ دو هم گفتند که امکان ندارد، جایی که عقل باشد، ما هم هستیم.[1]

اگر انسان عاقل باشد، یعنی دارای عقلِ بالغِ رشدیافته و دارای فهم معاد و معاش؛ (عقلی که محاسبات آخرت را هم لحاظ می‌کند و آن را اصل می‌داند)؛ حیا و ایمان هم حتماً با آن هست و اگر ایمان جایی باشد، عقل و حیا هم با آن می‌ماند.

لذا در روایت می‌فرمایند: «لا ایمانَ لِمَن لا حَیاءَ لَهُ»[2]؛ کسی که حیا ندارد، ایمان هم ندارد. در روایت دیگری می‌فرمایند: «أعقَلُ الناسِ اَحیاهُم»[3]؛ عاقل‌ترین انسان‌ها، باحیاترین آنهاست. یعنی هر چه عقل بالاتر می‌رود، حیا و شرم او هم بیشتر می‌شود. نمی‌شود انسان ادعای عقل کند، ولی رفتار‌های بی‌شرمانه داشته باشد؛ زیرا شرم، جزئی از عقل است و اصلاً امکان ندارد که جدا شود. پس عقل، ایمان و حیا درهم تنیده شده‌اند و قابل انفکاک نیستند؛ چون حقیقت آنها یکی است.

 

درخشش حیا در اسلام

در حدیثی وجود مبارک پیامبر(ص) می‌فرمایند: «إنّ لِكُلِّ دِينٍ خُلُقاُ»[4]؛ هر دینی، منش، سبک و سیاق و جلوه‌ای دارد. مثلاً چیزی که در مسیحیت واقعی می‌درخشد، ترک دنیا و زهد است که در سیره عیسوی بوده است. زهد در مسیحیت می‌درخشد، ولی الآن تحریف شده و و به صورت رهبانیت درآمده، که این رهبانیت برای حضرت عیسی(ع) نیست. منش و خلُق مسیحیت، زهد و ترک دنیا است.

در اسلام چه چیزی می‌درخشد؟ پیامبر اسلام(ص) می‌فرمایند: «إنّ لِكُلِّ دِينٍ خُلُقاً، و إنّ خُلُقَ الإسلامِ الحياءُ»[5]؛ در منش اسلام حیا و شرم با جلوه خاصی دیده می‌شود.

حیا به اندازه‌ای مهم است که وقتی پیامبر اعظم(ص) ‌خواستند نهایت منظورشان را درباره این ویژگی بیان کنند، فرمودند سخنان همه انبیاء را که جمع کنید، یک چیز کلیدی و فراموش‌نشدنی در همه آنها وجود دارد و آن چیز، حیاست. در روایت دیگری هست که «إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»[6]؛ اگر حیا نداری، هر کار دلت می‌خواهد انجام بده!

اگر انسان شرم داشته باشد، هر کاری نمی‌کند. اگر درجه شرم در انسان بالا برود، انسان را به مراتب بالای عبودیت می‌رساند.

 

کارایی حیا چیست؟

حرف در مورد حیا زیاد است. رابطه حیا با عبادت چیست؟ انسانی که حیا دارد، چطور عبادت می‌کند؟ انسان باحیا به جایی می‌رسد که هنگام ورود به مسجد، انگار صدای به هم خوردن استخوان‌ها و مفاصل بدنش، جوش و خروش درونش شنیده می‌شود. امام مجتبی(ع) اینطور بودند. اهل بیت اینگونه بودند.

شرم حضور در محضر خدا انسان را به جایی می‌رساند که در عبادت خدا، غرق می‌شود. شرم می‌کند که خودش را ببیند، شرم می‌کند در محضر خدا بایستد و می‌گوید اصلاً چه بگویم؟! اگر حمد و سوره و ذکرهای نماز نبود، من چه داشتم بگویم؟!

رابطه شرم با معاشرت چیست؟ مؤمنین وقتی می‌خواهند با هم معاشرت کنند، اگر شرم در میان باشد، بسیاری از دعواها تمام می‌شود. خیلی از اختلافات، بدقولی‌ها، بدبینی‌ها، هتک حرمت‌ها، خیانت‌ها، دزدی و... اتفاق نمی‌افتد. اگر شرم را زیر ذره‌بین بگذارید، به اینجا می‌رسد که هیچ گناهی در معاشرت بین مؤمنین اتفاق نمی‌افتد.

شرم را به عالم تجارت بیاورید؛ یک تاجر باحیا به حرام مبتلا نمی‌شود. شرم بندگی و حیا به او اجازه نمی‌دهد سر مردم کلاه بگذارد.

شرم را در هر عرصه‌ای وارد کنید، می‌بینید کارایی  فوق‌العاده‌ای دارد، چون از ایمان و عقل جدا نیست. عاقلانه‌ترین و مؤمنانه‌ترین رفتارها برای باحیاترین انسان‌ها است.

 

چگونه امکان دارد چنین مصیبتی در عالم اسلام رخ دهد؟

ممکن است سؤال شود این  عنوان  که برای فاطمیه انتخاب کرده و درباره‌اش صحبت می‌کنید، خودش هم موضوعیتی دارد؟ موضوع «فاطمه(س) و شهری که شرم  ندارد»، یک اشاره است و اگر بخواهید روضه بخوانید، همه روضه‌ها در این جمله آمده است.

به مناسبت ایام شهادت بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا(س)، انسان متوجه مصیبت عظیمی می‌شود و این سؤال در ذهن او نقش می‌بندد که چگونه امکان دارد چنین مصیبتی در عالم اسلام رخ دهد؟! حتی اگر انسان طمع دنیا را داشته باشد، اهل مقام و مسند و... هم باشد، باز چقدر می‌تواند بی‌شرم باشد که چنین جنایتی انجام دهد؟! اینجا دوباره پای بی‌شرمی در میان است.

همه انسان‌ها درجاتی از حب دنیا در دلشان دارند، دنبال دنیاطلبی هستند، ولی حیا خیلی از جاها اجازه نمی‌دهد که انسان خیلی از کارها را مرتکب شود. چقدر بی‌شرمی لازم بود تا حادثه مدینه پس از رحلت رسول خدا(ص) اتفاق بیافتد؟! جامعه آن زمان چقدر به بی‌ایمانی و بی‌حیایی و دور شدن از عقل مبتلا شده بود؟!

مردم مدینه که اینقدر بی‌شرم بودند، در جاهای دیگر تکثیر و تکرار شدند، بعدها شما در کوفه چنین وقاحت‌هایی را دوباره می‌بینید. این رفتارها محصول فعل و انفعالات غیراخلاقی و ضدایمانی و ضدعقلی در درون جامعه‌ای است که بعد از گذشت  مدتی به یک بی‌شرمی پیچیده  مبتلا شده است. دیگر در چنین جامعه‌ای امام معصوم(ع) نمی‌تواند نفس بکشد. لذا اباعبدالله الحسین(ع) می‌فرمایند[7] اگر مرا رها کنید، هر جای دیگری می‌روم، غیر از اینجا! یعنی حضرت اگر به سرحدات مصر یا روم آن زمان می‌رفتند، بلاهایی که در کوفه به سرشان آوردند، اتفاق نمی‌افتاد.

اگر تاریخ را تا زمان حال دنبال کنید، می‌بینید این بی‌شرمی‌های طایفه‌ای، گروهی و اجتماعی هنوز هم ادامه دارد.

 

مصیبت فاطمیه در چه شرایطی اتفاق افتاد؟

چرامی‌گوییم فاطمه(س) و شهری که شرم ندارد؟! مگر چند نفر در این واقعه حضور داشتند و پشت در خانه امیرالمؤمنین(ع) آمدند؟

اولاً این واقعه در شهری اتفاق افتاد که پایتخت حکومت پیامبر اسلام(ص) بود و آن شهر را به نام «مدینه النبی» می‌شناختند،  در یک روستای دورافتاده نبوده که کسی خبردار نشود. زمان وقوعش هم وقتی بود که تازه اندکی بیشتر از یک دهه از هجرت پیامبر(ص) به مدینه گذشته بود.

در دل شب هم نبوده که بگویید کل حادثه در یک شب، در تاریکی اتفاق افتاده و مردم خواب بودند و کسی نفهمید و فقط صبح بیدار شدند و دیدند خانه آتش گرفته، دختر پیامبر(ص) مجروح شده، بچه سقط شده و طناب به گردن امیرالمؤمنین(ع) انداختند و در تاریکی ایشان را بردند تا بیعت بگیرند. بلکه ایشان را در روز روشن بردند که به همه بگویند دیدید علی هم بیعت کرد! می‌خواستند بیعت او را همه ببینند.

این اتفاق در جای خلوتی از شهر هم نبوده! خانه امیرالمؤمنین(ع) به مسجد پیامبر(ع) چسبیده بوده و از شلوغ‌ترین نقاط شهر مدینه بوده است. بیشترین اجتماعات سیاسی، عبادی و حتی تجاری مردم آنجا انجام می‌شده! بازار و رفت و آمدهای مؤمنین به مسجد بوده است پس جای شلوغی بوده است و در چنین مناسبات و موقعیتی، فاطمه زهرا(س) را سیلی می‌زنند، به او لگد می‌زنند، بچه را می‌کُشند، امیرالمؤمنین(ع) را با دست بسته می‌برند. پس یکی - دو نفر نبودند، دارم ثابت می‌کنم شهری بودند.

 

در ماجرای سقفیه امتی جمع بودند!

در دعای ندبه امام صادق(ع) می‌فرمایند «وَالْأُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلى مَقْتِهِ»؛ امت جمع شده بودند و اصرار هم می‌کردند که امیرالمؤمنین(ع) را کنار بزنند. «مُجْتَمِعَهٌ عَلى قَطیعَهِ رَحِمِهِ». جامعه مدینه در آن زمان، قبیله‌ای بود؛ با اینکه، این همه پیغمبر(ص) عقد اخوت خواند و تلاش کرد انصار و مهاجرین را یکی کند و کلمه توحید و وحدت کلمه ایجاد کند، آخرش طایفه طایفه بودند اما در آن حادثه مجتمع شدند؛ می فرماید «مُجْتَمِعَهٌ»، یعنی از گروه‌های مختلف اجتماعی و طوایف مختلف جمع شده بودند.

همان کاری که می‌خواستند در مکه بر سر پیامبر(ص) بیاورند و امیرالمؤمنین(ع) در جای ایشان خوابید، در مدینه اجرا کردند. از هر قبیله‌ای، یک نفر آمد و جمع شدند تا  40 نفر شدند تا گناه قتل پیامبر(ص) به گردن یک نفر نیفتد.

در مدینه هم ««مُجْتَمِعَهٌ عَلى قَطیعَهِ رَحِمِهِ» بود. اجتماع یک عده خاص هم از یک حزب خاص و یک قبیله خاص هم نبوده است. بروید جریان سقیفه را مطالعه کنید، ببینید چه کسانی در سقیفه جمع شدند! آیا از یک قبیله و طایفه بودند؟! دعوا بین انصار و مهاجرین و اوس و خزرج و قبائل بزرگ است. گروه‌های مختلف جمع شده بودند برای این اتفاق.  برای قطع رحم پیغمبر(ص)؛ «إِلَّا الْقَلِيلَ»، تنها عده کمی بودند که با پیامبر(ص) بودند؛ نهایتاً به اندازه انگشتان دو دست.

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «إرتَدَّ النّاسُ بَعدَ رَسُولِ الله ِ(ص) إلاّ ثَلاثٌ، أو خَمسَه، أو سَبعَه»[8]؛ سه تا یا پنج تا، یا هفت تا. یعنی جز آن خواصِّ خواص که از دین بیرون نرفته بودند و پای کار دین و اهل ایمان اینها بودند، بقیه رفتند.

 

وجه اشتراک فاعلین و ساکتین فتنه

چرا می‌فرمایند در این واقعه اُمتی آمدند؟! برای اینکه ساکتین و فاعلین این فتنه و جنایت همه باهم یکی هستند. چه فرقی می‌کند؟ او زد، آن یکی هم حرفی نزد!

تو به او جگر دادی او هم زد، اصلاً تو اگر به این کار راضی نبودی چرا تماشا کردی و چیزی نگفتی؟ مگر کم قصّه‌ای در حال اتفاق افتادن بود که تو سکوت کردی؟ خلافت داشت منحرف می‌شد اما سکوت کردند. برای همین می‌گویند یک شهر مقصّر بود.

 

مردمی که خود را به خواب زده بودند!

چرا می‌گوییم این شهر شرم ندارد؟ برای اینکه حالا فرض می‌کنیم که اهل مدینه خواب بودند و نفهمیدند، قصه‌های تاریخی را هم نشنیده می‌گیریم، عقلمان را هم تعطیل می‌کنیم، این سؤال هنوز پابرجاست که بعد که فهمیدند چرا کاری نکردند؟! مگر زنان به عیادت حضرت زهرا (س) که در بستر افتاده بودند نرفتند؟!

 پرسیدند: حالتان چطور است؟ چگونه صبح کردید؟ فرمودند: صبح کردم در بلا و سختی؛ «اَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ»[9]؛ کَمَد یعنی جان‌کَندن. پرسیدند: چرا؟ فرمودند: « فَقدِ النَّبِيّ وَ ظُلْمِ الْوَصِيِّ»؛ پیغمبر(ص) از دنیا رفته و در حق وصی او هم ظلم می‌کنند. بعد فرمودند: من از مردان شما متنفرم.

 

مردهای مدینه، به عیادت بی‌بی(س) آمدند، امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که فاطمه می‌فرماید بروید چون من حرفهایم را زده‌ام. گفتند: ما نفهمیدیم چه شد و یک دفعه این اتفاق افتاد. حضرت نپذیرفتند.

نفهمیدید؟! الان که فهمیدید، چرا کاری نمی‌کنید؟! چند نفر سران فتنه بودند؟ چند نفر کلِ این جریان را پشتیبانی می‌کردند؟ چرا کل شهر قیام نکردید تا حق را به حق‌دار برسانید؟! همه شما مصرّ هستید که علی خانه‌نشین شود، همه شما در قتل فاطمه(س) شریک هستید. شما اگر راست می‌گویید و نفهمیدید چه شد، اگر شرم و حیا و یک جُو غیرت داشته باشید، وقتی فهمیدید باید قیام کنید، دیگر چرا ساکت هستید؟ اگر کسانی روی کار آمدند که خلافکار و غاصب هستند، سکوت شما آنها را به مسند قدرت نشاند، [حالا] چرا قیام نمی‌کنید؟ چرا برخورد نمی‌کنید؟ از خدا حیا نمی‌کنید؟

مگر حکومت ارث پدری کسی است که به هر کسی از راه رسید، زورش بیشتر بود، تبلیغات بهتری کرد، پول بیشتری خرج کرد و جنگ روانی بهتری راه انداخت، برسد و او به مسند بنشیند؟ حکومت برای خداست، «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ»[10]؛ حکومت برای خداست. «تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ‏ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ»[11]، خدا مالک اصلی است، حکومت دست خداست.

بزرگترین بی‌حیایی چیست؟

بزرگترین بی‌حیایی در کره هستی، چشم‌چرانی و فحشاء و منکرات نیست، اینها بی‌حیایی هست اما بزرگترین منکر، غصب حکومت است. بزرگترین بی‌حیایی، ایستادن در مقابل خدای متعال و ولیّ خدا است.

 چقدر روایت در این باره  هست که نمی‌دانم کدام را بخوانم. می‌فرماید: «فَقَدِ اسْتَحَى‏ مِنَ اللَّهِ»[12]. چرا از خدا حیا نمی‌کنید؟

از خدا حیا کن، تو نباید در این مسند بنشینی، این صندلی برای تو نیست. «فَقَدِ اسْتَحَى‏ مِنَ اللَّهِ». کو حیای از خدا؟ در برابر پیامبر خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) حیا داشته باشید!

خیلی‌ها که از اطراف به مدینه می آمدند و اوضاع را می‌دیدند، سؤال می‌کردند، می‌دیدند همه سؤال‌ها را علی‌بن‌ابیطالب(ع) جواب می‌دهد. می‌گفتند به نظر می‌رسد ایشان خیلی تواناتر است؛ چطور شده که او بر مسند حکومت نیست؟!،

 

حیا کن در جایی  بنشینی که جای تو نیست!

« اسْتَحَىاء‏ مِنَ اللَّهِ». عزیز! جایی که می‌بینی، جای تو نیست از خدا حیا کن، برو کنار، برو دست کسی که اهلش است را بگیر بگو اینجا جای توست، من این کاره نیستم. اگر هم جایی هست که تو می‌توانی کاری کنی، از خدا شرم کن، بایست و کار کن، شانه خالی نکن، اگر از خدا و رسولش حیا داری. خجالت بکش که اینقدر به فکر خودت، جیب و باند و موقعیت خودت هستی. خدا به تو قدرت داد که بیایی و مشکلات امت را حل کنی! فرار کردی؟! ‌ترسیدی؟! حوصله نداشتی!؟

 

جامعه بی‌شرم، حاکمان بی‌شرم

وقتی که امتی بی‌تفاوت، بی‌چشم و رو، بی‌شرم و حیا و نمک‌نشناس شود، تن به داشتن حاکمان بی‌شرم نیز خواهد داد. این [امر] پیچیده نیست، خیلی ساده است. این مردم بودند که رضایت دادند معاویه‌ها بیایند و علی‌ها بروند. مگر نخواندید که در روزهای آخر، علی(ع) حرف‌هایش عوض شد، به خدا می‌گفت که خدایا، علی را ببر و یکی بدتر از من را نصیبشان کن که بفهمند[13]. یعنی مردم خودشان خواستند و رضایت دادند.

شما اگر در چنین جامعه‌ای، یک دفعه تهمت اختلاس و رانت‌خواری به دختر پیامبر(ص) هم شنیدید، اصلاً تعجب نکنید. در چنین جامعه‌ای، اولیای خدا متهم می‌شوند. به فاطمه زهرا(س) تهمت زدند، گفتند از رانت پدر استفاده کرده و فدک را برای خودش برداشته، فدک برای مسلمین بوده، این یک اختلاس بزرگ بوده، حالا می‌خواهیم به خزانه برگردانیم. شاهد هم می‌آوردند؛ اصلاً تعجب نکنید.

اگر در جامعه‌ای که دارید زندگی می‌کنید روزی گفتند پسر مقام معظم رهبری در بانک‌های سوئیس حساب دارد یا خود مقام معظم رهبری فلان هکتار و کارخانه‌ دارند، اصلاً تعجب نکنید. در جامعه‌ای که به سمت کم‌حیا شدن پیش می‌رود، این حرف‌ها شنیده می‌شود. به حضرت فاطمه(س) که دختر پیغمبر(ص) بود و در زمانی که تازه 50 روز از رحلت پیغمبر(ص) گذشته بود، تهمت زدند؛ الان که 1400 سال گذشته است، و اینکه راحت علیه جایگاه ولایت حرف زده شود؛ تعجبی ندارد

 

آثار مبتلاشدن امت به گناه بی‌شرمی

اگر امت به گناه بی‌شرمی و صفت بی‌حیایی مبتلا شود، اولین اتفاقی که می‌افتد این است که به داشتن حاکمان بی‌شرم و بی‌حیا تن خواهد داد. این بی‌شرمی بزرگترین بی‌شرمی در عالم است و همان غصب حکومت الله است. بعد ذیل این بی‌شرمی‌ها گناهان و حوادث و وقایع به مرور، به سرعت، متعدد، متکثّر و متنوع اتفاق می‌افتد.

«الناس عَلَی دینِ مُلوُکِهِم»[14]، بعد «الناس» را در اجتماع ببینید که چه می‌کنند؛ از حاکمیت بیایید بیرون و کف جامعه و مردم را ببینید. «الناس» همان گروه‌های مردمی، نحله‌ها، فرقه‌ها، اصناف و... هستند که اینها مطالبه‌گر بی‌شرمی می‌شوند، به عبارت دیگر طلب شرم‌زدایی از جامعه می‌کنند، رفتارهای شرم‌زدا در جامعه انجام می‌دهند و کم‌کم گروه‌هایی به پشتوانه کسانی که کمک و حمایتشان می‌کنند، ایجاد می‌شود و در جامعه اتفاقاتی می‌افتد. مثلاً یک نمونه آن «چهارشنبه‌های سفید» است.

 

چهارشنبه‌های سفید پروژه اجتماعیِ شرم‌زدایی

چهارشنبه سفید پروژه اجتماعی شرم‌زدایی در جامعه دینی است. چرا هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید؟

طرف راست راست می‌رود بالای سکو می‌ایستد، روسری‌اش را برمی‌دارد، سر چوب می‌کند و سر برهنه می‌شود و نهادهای بین‌المللی و شبکه‌های معاند از او حمایت می‌کنند، بعد این طرف، حاکمیت و مسئولین ما، هیچ‌چیز نمی‌گویند. این فرد چرا چنین جرأتی کرده و چه کسی به او جرأت داده است؟

می‌گویند مشکل شما همین چند تار مو هست؟ نه! از همان اولش هم مشکل ما چند تار مو نبود اما الان داریم به کدام سمت می‌رویم؟! می‌گویند مشکل شما این یک تکه پارچه است که اینها تنشان کرده‌اند؟

ما داریم به کجا می‌رویم؟! الان در تهران، وقتی برف می‌آید، یک عده به جای شکر خدا، می‌رقصند. صدا و سیما با چهار نفر مصاحبه می‌کند، می‌گویند خدا را شکر برف آمده، ولی کلیپ‌هایی که دارند می‌رقصند، در فضای مجازی پخش است، اینها می‌خواهند از جامعه شرم‌زدایی کنند، می‌خواهند ادبیات جامعه را عوض کنند و دارند چنین کاری را هم انجام می‌دهند. اینها پروژه است و باید روی آن حرف زده شود و اقدام شود

 

شرم خانوادگی

بعد از جامعه، به فضای خانواده می‌رسیم. خانواده مهمترین، میانی‌ترین، کلیدی‌ترین، قلّه‌ترین و هدف‌ترین نقطه تمرکز شیاطین جنّ و انس برای تخریب فرد و جامعه است؛ یعنی اگر خانواده را بزنند هم از آن طرف جامعه به هم می‌ریزد، چون نهاد خانواده هست که جامعه را شکل می‌دهد. از طرف دیگر هم افراد و خروجی‌های این خانواده‌ها فاسد می‌شوند.

از اول هم، تمرکز شیطان روی خانواده بود که آمد سراغ آدم و حوّا. قرآن می‌فرماید: «فَقُلْنَا يَا آدَمُ»[15]، ما به آدم تذکر دادیم «إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَ لِزَوْجِكَ»[16]؛ حواست باشد قصّه خانوادگی است. نفرمود [فقط] «عَدُوٌّ لَّكَ»، نگفت آدم! حواست باشد که او دشمن تو (یک فرد) است، بلکه گفت: «إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَ لِزَوْجِكَ»؛ آمده سر خانواده، «فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى»[17]، یک وقت نشود کاری کند شما را از این فضا، از این بهشت بیرون کند و گرفتار شوید.

[می‌فرماید:] «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ »[18]؛ ای مؤمنین! خودتان و خانواده‌تان و اهلتان را از آتش حفظ کنید. در جای دیگر می‌فرماید: «وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ»[19] شیاطین می‌آمدند به یک عده سحر یاد می‌دادند. چه اتفاقی می‌افتاد؟ «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ»[20]، که زن و شوهرها را از هم جدا کنند، بینشان اختلاف بیندازد.

شیاطین جن این کارها را می‌کردند، شیاطین انس هم ماهواره درست می‌کنند. اینها سحر نیست؟! زن و شوهر یعن کنار هم زندگی می‌کنند اما صبح تا غروب سر کار هستند، بقیه‌اش هم با هم نیستند. «يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ»[21]؛ ترجمه امروزی همین آیه،  فضای مجازی و ماهواره است. هم فاصله می‌اندازند و هم اختلاف. هرکدام به دنبال فضای خودش می‌رود، او با یکی دیگر ارتباط دارد، آن یکی با دیگری. بعد فساد و انحراف و خیانت و... . شما خودتان را نگاه نکنید که خوب هستید. مقام معظم رهبری(مدظله) فرمودند: [در فضای مجازی] کسانی که پایشان نمی‌لغزد، وارد شوند. خیلی از ما نه تنها پایمان که همه وجودمان می‌لرزند. پایمان که خیلی وقت است لغزیده است.

بعد از شرم در خانواده، به سطح پایین‌تر که بیایم، می‌رسیم به شرم فردی.

اینکه شرم فردی، خانوادگی، اجتماعی و در سطح حاکمیت چیست، ان‌شاءالله در شب‌های آینده، به مدد حضرت زهرا(س) به آن می‌پردازیم.

 

شرم در خانه امیرالمؤمنین(ع)

اگر می‌خواهید شرم را ببینید به خانه امیرالمؤمنین(ع) بیایید. وقتی پشت در خانه امیرالمؤمنین(ع) آمدند که حضرت را ببرند، قاعدتاً بی‌بی نباید پشت در می‌رفت. در بحث شرم خانوادگی خواهیم گفت که مثلاً تا مرد هست، زن نباید پشت در برود و جواب بدهد. مرد نباید خانمش را مجبور کند پشت در برود و با نامحرم حرف بزند. چرا بی‌بی فاطمه(س) این نکته را در اینجا مراعات نکردند؟ برای اینکه پای یک شرم بالاتری را وسط بکشند؛ مسئله، مسئله حاکمیت بود، مسئله حکومت و حفظ حرمت امامت بود.

بی‌بی(س) فرمودند: آقا من بروم؟ آقا فرمودند: تو بروی؟! چنین چیزی سابقه نداشته است؛ مخصوصاً وقتی خطر احساس شود. حضرت فرمود شاید از من شرم کنند و بگویند دختر پیغمبر(ص) آمده پشت در، برگردند.

یعنی اگر یک جو شرم بود، صورت فاطمه(س) کبود نمی‌شد! بی‌بی فاطمه زهرا(س) آمد پشت در، فرمود از خدا حیا نمی‌کنید؟ برای چه اینجا آمده‌اید؟ گفت: آمده‌ایم علی(ع) را برای بیعت ببریم. چرا خودش پشت در نیامده؟! چرا تو را به پشت در فرستاده است؟ فرمود: علی(ع) نمی‌آید. گفت: اگر علی نیاید من این خانه را آتش می‌زنم.

بی‌شرمی تا کجا؟! می‌خواهی خانه را آتش بزنی؟ گفت: خانه را که هیچ، اهلش را هم می‌سوزانم.

خدا نکند که یک وقت سر وکارتان با آدم دهن‌لق و بی‌شرم بیفتد. کسی که ملاحظه ندارد، هرچه مانع جلویش می‌گذاری با پا کنار می‌زند. فاطمه(س) خودش آمده، خودش را مانع کرده، تا پای اینها به علی(ع) نخورد، [بلکه] خجالت بکشند.

 

موانعی که فاطمه(س) برای دفاع از علی(ع) آورد

من خجالت می‌کشم روضه بخوانم. موانعی که فاطمه(س) آورد تا این‌ها دستشان به علی(ع) نرسد چه بود؟ اولین مانع در بود که فاطمه بسته بود. از پشت در بسته حرف می‌زد. آن بی‌حیا گفت هیزم بیاورید، در را باز می‌کنیم. آتش ریختند در سست شد.

مانع دوم خود فاطمه است. آن بی‌حیا می‌خواست در را باز کند، بی‌بی(س) با دستشان مانع می‌شدند. در اسنادی که بعداً کشف شد به معاویه نوشته بود، دستش را که بیرون آورد سر تازیانه را به دست فاطمه(س) زدم.

حضرت پشت در، خودش را انداخت تا در را بگیرد، چنان لگدی به این در زد که هر دو مانع (هم در، هم فاطمه(س)) را با هم به دیوار کوبید. ناله فاطمه(س) بلند شد: «یا ابتا! یا رسول‌الله! هکذا یُفعَلُ بِحبیبتک و بنتک»؛ بابا نگاه کن ببین با دخترت چه کردند!  کمی بعد هم ناله دومش بلند شد که «یا فضّه خُذینی»[22].

 



[1] . «هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ ع فَقَالَ يَا آدَمُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا الثَّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَيَاءُ وَ الدِّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنِّي قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ الدِّينِ انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ- فَقَالا يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ‏»؛ الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص 11.

[2]. كافي، ج 2، ص 106.

[3]. تصنیف غرر الحکم، ص 256، ح 5439.

[4]. كنز العمّال، 5757.

[5]. همان.

[6]. الأمالي(للصدوق)، النص، ص 510.

[7]. طبری،محمدبن جریر، تاریخ طبری،‌ بیروت، ‌مؤسسه اعلمی، ج 5، ص 402.

[8]. مفتاح السعاده ، سید محمد تقی نقوی قاینی خراسانی، تهران: مکتبه المصطفوی، بی تا، ج 7 ،ص 96.

[9]. علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص156 و 157.

[10]. یوسف، آیه 40 و 67؛ انعام، آیه 57.

[11]. ملک، ا.

[12]. روضة الواعظين و بصيرة المتعظين (ط - القديمة)، ج‏2، ص 460.

[13]. «اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونِي وَ سَئِمْتُهُمْ وَ سَئِمُونِي فَأَبْدِلْنِي بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدِلْهُمْ بِي شَرّاً مِنِّي»؛ فرازی از خطبه شقشقیه.

[14]. بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏102، ص 8.

[15]. بقره، 102.

[16]. بقره، 102.

[17]. طه، 117.

[18]. تحریم، 6.

[19]. بقره، 102.

[20]. بقره، 102.

[21]. همان.

[22]. بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏30، ص 294.

 

 گزارش تصویری:

  • 01
  • 02
  • 03
  • 04
  • 05
  • 06
  • 07
  • 08
  • 09
  • 10
  • 11

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید