امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در باب شهدای مدافع حرم می فرمایند: «شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاءالهی به شمار می‌روند. اگر شهدای مدافع حرم نبودند اثری از حرم اهل‌بیت(ع) نبود.                               امام خمینی(قدس سره شریف) فرمودند: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند.                               امام خامنه ای می فرمایند : «جهاد تمام شدنی نیست، کار خوب، یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست، باید مستمر باشد، فاذا فرغت، فانصب. زمانی که از کاری فراغت پیدا کردی، کار جدید دیگری را شروع کن، بیکار نباش».                               مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند: «بنده فکر می‌کنم خوب است که محل‌های نماز جمعه، مرکز نمایش کتاب‌های خوب و کتاب‌های روز و کتاب‌های مطلوب باشد».


 

 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



اگر می‌خواهید مردم از دست شما راحت باشند خودتان باید به خودتان سختی بدهید

 

حجت الاسلام مهدوی‌نژاد: خیرخواهی پیامبر تا آنجایی بود که برای کسانی که سنگ به او می‌زدند دعا می‌کرد / داستان مرد انصاری که اهل بهشت بود

 

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در اولین جلسه هفتگی هیئت انصار ولایت یزد بعد از ماه مبارک رمضان که دهم تیرماه برگزار گردید، به ادامه شرح نامه 31 نهج‌البلاغه پرداخت و با موضوع ویژگیهای اهل خیر مطالبی را بیان نمود.

ویژگیهای اهل خیر

آدم‌های خیرخواه چهار نشانه دارند؛ «علامَةُ النّاصِحِ فأربَعةٌ: يَقضي بالحَقِّ، ويُعطي الحَقَّ مِن نَفسِهِ، ويَرضى للنّاسِ ما يَرضاهُ لنَفسِهِ، ولا يَعتدي على أحَدٍ»[1] وقتی که درباره موضوعی قضاوت می‌کند، نامردی و بی‌انصافی نمی‌کند و فقط منفعت خود را درنظر نمی‌گیرد بلکه طرف حق را می‌گیرد، خودش هم به حق رفتار می‌کند، هرچه برای خود می‌پسندد برای دیگران هم می‌پسندد و به حق احدی تجاوز نمی‌کند.

«اَلنَّصيحَةُ مِنَ الحاسِدِ مُحالٌ»[2] آدم حسود محال است که اهل خیرخواهی باشد. پس اگر انسان حسود یک چیزی گفت مواظب باشید که او خیر شما را نمی‌خواهد.

ویژگی‌های اهل خیر در حدیث معراج

در حدیث معراج[3] خدای متعال خیلی زیبا به پیامبرش ویژگیهای اهل خیر را فرموده است. «ای احمد! همانا اهل خیر و آخرت مردمانی کم‌رو و پرشرم هستند»؛ کمرو به معنای خجالتی نیست بلکه یعنی دائماً از خدا و مردم در شرم هستند؛ محجوب هستند و شرم از چشمشان می‌بارد. «نادانی آنها اندک و سودشان بسیار است»، اطلاعات آنها زیاد است و دانا و عالم هستند و خیرشان به دیگران می‌رسد. «مکرشان اندک است»، در کار دیگران فریب نمی‌کنند و مردم از دست آنها آسوده‌اند و خودشان از خویشتن در رنجند.

شما اگر می‌خواهید مردم از دست شما راحت باشند خودتان باید به خودتان سختی بدهید. مثلاً وقتی می‌خواهید به یک نفر برای نشستن جا بدهید جای خودتان تنگ می‌شود و کمی سختی می‌کشید اما این از کرامتهای اخلاقی اهل خیر است.

انسانهای خیرخواه «سخنشان سنجیده است و از نَفْس خود حساب می‌کشند و آن را سرزنش می‌کنند». فردی که خیرخواه است وقتی فقیری را می‌بیند و به او کمک نمی‌کند بعداً خود را ملامت می‌کند که چرا به راحتی از کنار او گذشته است. مدام عذاب می‌کشد و از خود حساب می‌کشد. چشمانشان می‌خوابد ولی دلهایشان نمی‌خوابد، «دیدگانشان گریان است و دلهایشان در یاد خداست، آنگاه که مردم را در شمار غافلان می‌شمارند آنها از ذاکران هستند»؛ وقتی که مردم غافل هستند آنها حواسشان جمع است و خدا را فراموش نمی‌کنند. «هیچ چیز آنها را لحظه‌ای از خدا باز نمی‌دارد، نه خواهان خوراک زیادند و نه خواستار پرگویی و نه پوشاک زیاد. مردم در نزد آنها مردگانند و خدا همیشه زنده است».

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «أنتَ الحیّ و أنا المَیّتُ»[4] خدایا زنده اصلی تو هستی و من بدون تو حیات ندارم و دلم مرده است و از نظر اخلاقی مرده‌ام. مردم پیش چشم انسانهایی که به خدا متصل شده‌اند و حیات حقیقی را تجربه کرده‌اند، مردگان هستند و حیات اصلی از آن خداوند است.

پیامبر(ص) اُسوه خیرخواهی

قرآن خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: «لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»[5]؛ چرا خودت را می‌کشی برای این که اینها ایمان بیاورند؟

پیامبر(ص) جانش را کف دستش گذاشته بود برای اینکه مردم ایمان بیاورند. موقعی که در مکه سرتاپای پیامبر(ص) را سنگ می‌زدند و حضرت خون‌آلود نزد خدیجه(س) می‌آمدند و بین حضرت و حمله کنندگان حائل می‌شد، حضرت دستهایش را بلند می‌کرد و در حق سنگ زنندگان دعا می‌کرد که «اللّهُمَّ إهدِنِی قَومِیفَإنَّهُم لایَعلَمُون» خدایا قوم من را هدایت کن اینها نمی‌فهمند. خیرخواهی انبیاء و اولیاء اینگونه بوده است. گاهی بعضی از افراد به اهل بیت فحش می‌دادند آما آنها طوری رفتار می‌کردند که یهودی مسلمان می‌شد و اسلام هم همین است. پیامبر(ص) فرمود: «الدّيـنُ النَّصـيـحـَةُ»[6] دین خیرخواهی است و کسی که خیرخواهی نداشته باشد دین ندارد.

باید در حدی که توان داریم مشکلات یکدیگر را برطرف کنیم. نمی‌گوییم برای همه یتیم‌ها پدری کنید ولی یکی یا دو تا مشکل که می‌توانید از کسی برطرف کنید و به اندازه توانتان تلاش کنید.

داستان بهشتی شدن یک مؤمن بواسطه خیرخواهی‌اش

عده‌ای در مسجد کنار پیامبر(ص) نشسته بودند. پیامبر(ص) فرمود الان کسی به مسجد می‌آید که اهل بهشت است. اصحاب منتظر بودند که ببینند چه کسی وارد مسجد می‌شود. یکی از انصار وارد مسجد شد، وضو گرفته بود و آب از محاسنش می‌چکید؛ سلام کرد و به نماز ایستاد. فردا دوباره نشسته بودند که حضرت فرمود الان یک نفر وارد می‌شود که اهل بهشت است و دیدند همان شخص وارد شد و فردای آن روز دوباره تکرار شد. یکی از اصحاب گفت باید ببینم این فرد چه می‌کند که سه روز پیامبر(ص) مژده داده است که اهل بهشت است بنابراین رفت و بعد از احوالپرسی گفت شما مهمان نمی‌خواهید؟ آن شخص گفت بفرمایید و با هم به منزل آن شخص رفتند.

آن صحابه دید که آن فرد کار خاصی انجام نمی‌دهد، همان نماز و عبادات خود را انجام می‌دهد و قبل از خواب دعا می‌خواند و قبل از اذان صبح بیدار می‌شود، نمازش را به موقع می‌خواند و کارهای عادی انجام می‌دهد و صدقه‌ای می‌دهد و ... . گفت من سه روز است که مهمان توام و ندیدم تو کار اضافه‌ای انجام نمی‌دهی اما پیامبر(ص) سه بار فرمود که تو اهل بهشت هستی. آن شخص گفت عبادتم همین است و فقط در دلم به احدی از مسلمین بدخواهی و خیانت ندارم و همه را دوست دارم و بر نعمتی که کسی دارد حسادت نمی‌کنم و خیرخواه همه هستم.

«إنَّ أَعظَمَ النّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه يَومَ القيامَةِ أَمشاهُم فى أَرضِهِ بِالنَّصيحَةِ لِخَلقِهِ»[7] منزلت کسی پیش خدا بالاتر است که خیرخواه تر است. مشکل ما اینجاست که عملمان بیشتر از اینها است ولی کیسه سوراخ است و هرچه می‌ریزیم و پر می‌کنیم زود خالی می‌شود.

فقیرترین مردم چه کسی است؟

در جمعی رسول الله(ص) فرمودند فقیرترین مردم چه کسی است؟ یکی گفت کسی که پول ندارد، دیگری گفت کسی که زن ندارد و ... . پیامبر(ص) فرمود یک نفر را قیامت می‌آورند که پرونده اعمال و کوله‌بارش پر است ولی حق‌الناس به گردن دارد لذا تمام کارهای خیرش را به دیگران می‌دهند اما هنوز حساب و طلبهای او مانده است لذا از گناه طلبکارهایش برمی‌دارند و برای او می‌نویسند و بعد می‌گویند او را به جهنم ببرید؛ چنین فردی مفلس است.

کیسه ما سوراخ است. گاهی اینقدر زحمت می‌کشیم ولی با یک زخم زبان یا اعصاب خردی همه را خراب می‌کنیم.

اما آن شخص کیسه‌اش سوراخ نبود؛ اعمال عبادی خودش را انجام می‌داد و کار خاصی نمی‌کرد ولی کیسه‌اش پر می‌شد و اهل بهشت شد.

 

خیرخواهی نهصد ساله نوح

همه انبیاء اهل خیر بودند. حضرت نوح 950 سال مردم را به حق دعوت کرد. حضرت هود 760 سال، حضرت صالح 120 سال، حضرت شعیب 242 سال.

حضرت نوح سیصد سال مردم را به حق دعوت کرد اما گوش ندادند، خسته شد می‌خواست نفرین کند اما دلش نیامد و از سر خیرخواهی سیصد سال از خدا مهلت گرفت، سیصد سال دوم هم هرچه نصیحت کرد مردم گوش ندادند. دلش رنجید و خواست نفرین کند اما باز دلش نیامد لذا از خدا سیصد سال دیگر هم مهلت خواست. نوح نهصد سال صبر کرد، خطاب شد ای نوح نهصد سال تبلیغ کردی و فقط هشتاد نفر ایمان آوردند. بیشتر از این خود را اذیت نکن چون قرار نیست دیگر کسی ایمان بیاورد.

بالاخره حضرت نوح دست به نفرین برداشت. خطاب شد دعایت را پذیرفتیم ولی فعلا شروع کن به کشت و زرع و نخل بکار. چهل الی پنجاه سال هم این طور گذشت. در این چند سال خدا مردم آن قوم را عقیم کرد تا دیگر بچه‌ای به دنیا نیاید که بخاطر اینها عذاب شود. در این مدت حضرت نوح درختان را می‌برید و کشتی درست می‌کرد. گاهی حضرت نوح را سنگ باران می‌کردند ولی باز ایشان صبر می‌کرد. بالاخره کشتی آماده شد.

آن هشتاد  نفر سوار کشتی شدند و از هر حیوان نیز یک جفت سوار کردند. سپس از آسمان و زمین آب جوشید و همه آن قوم غرق شدند.

خیرخواهی خداوند برای بندگان گنهکارش...

بعداز آن جبرئیل نازل شد و فرمود خدایت سلام می‌رساند و می‌فرماید تعدادی کوزه بساز. نوح(ع) کوزه‌ها را ساخت. جبرئیل نازل شد که خدا می‌فرماید حالا کوزه‌ها را بشکن. برای نوح(ع) سخت بود که حال دسترنجش را از بین ببرد لذا حکمت این کار را سئوال کرد که چرا باید چنین کاری بکنم؟

خطاب شد که یا نوح تو چند کوزه با دست خودت ساختی و الان دلت نمی‌آید که آنها را بشکنی؛ چطور بندگان من را نفرین کردی؟ آنها بنده من نبودند، اما مخلوقم که بودند. درست است که آنها مستحق عذاب بودند ولی خواستم بدانی خالق دلش نمی‌آید مخلوقش را عذاب کند. ولی گاهی چاره ای نیست جز با عذاب کار درست نمی‌شود.

ما هم به خدا می‌گوییم خدایا ما را هم تو ساختی و آفریدی. خدایا ما بدیم ولی دیگر پیغمبر را که سنگ نزدیم! ما کوزه‌هایی هستیم که مستحق شکسته شدن هستیم ولی روی این کوزه‌ها‌ اسم امام حسین(ع) نوشته شده؛ آیا باز هم باید شکسته شویم؟! خدایا ما گنهکار و آلوده‌ایم ولی محبت حسین در دل ماست. پس هوای ما را داشته باش و کمکمان کن. ما در این تاریکی جمع شده‌ایم تا برای غربت بقیع گریه کنیم، دل ما می‌سوزد که آن بقعه را خراب کردند و چگونه آن کوچه‌ها و خانه ها را با خاک یکسان کردند. خدایا پای آنها صبر کردی، پای ما هم صبر کن و ما را ببخش.



[1]. تحف‌العقول، 20.

[2]. الخصال، ج 2، ص 269

[3]. بحار الأنوار، 77/24/6؛ «يا أحمدُ، إنَّ أهلَ الخَيرِ و أهلَ الآخِرَةِ رَقيقَةٌ وُجوهُهم، كثيرٌ حَياؤهُم، قليلٌ حُمْقُهُم ، كثيرٌ نَفْعُهُم ، قليلٌ مَكْرُهُم ، النّاسُ مِنْهم في راحَةٍ، و أنفسُهُم مِنْهم في تَعَبٍ ، كلامُهُم مَوْزونٌ ، مُحاسِبينَ لأنفُسِهِم مُتْعِبينَ لَها ، تَنامُ أعيُنُهم و لا تَنامُ قلوبُهُم ، أعينُهُم باكِيَةٌ ، و قُلوبُهُم ذاكِرَةٌ . إذا كُتِبَ النّاسُ مِن الغافِلينَ كُتِبوا مِن الذّاكِرينَ ··· لا يَشْغَلُهُم عَنِ اللّه ِ شَيءٌ طَرْفَةَ عَينٍ ، و لا يُريدونَ كَثْرَةَ الطَّعامِ ، و لا كَثرةَ الكلامِ ، و لا كَثرةَ اللِّباسِ . النّاسُ عِندَهُم مَوْتى ، و اللّه ُ عِندَهُم حيٌّ قَيّومٌ».

[4]. مناجات حضرت امیر(ع) در مسجد کوفه.

[5]. شعرا، آیه 3.

[6]. نهج الفصاحه، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 497.

[7]. كافى، ج2، ص 208، ح5.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده