حجت الاسلام مهدوی نژاد:راه از بین بردن مشکلات مردم حرکتهای جهادی است .                     حجت الاسلام قائمی: غذای نامناسب ، سلاح مخرب صهیونیست‌ ها در کاهش جمعیت است.                     حجت الاسلام قائمی: اگر خانم ها وارد کارهای فرهنگی شوند و علمدار کاری شوند ، قطعاً پیروز می‌شوند.                     حجت الاسلام قائمی: بهترین هدیه ما محبین اهل بیت به دشمنان ائمه این است که نسل‌ خود را منقرض کنیم.                     حجت الاسلام قائمی: محبین اهل بیت با سختی ها بزرگ می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: تاریخ پیدایش شیعه همان تاریخ پیدایش اسلام است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: مؤسس مذهب شیعه ، رسول الله(ص) است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: پیامبر اسلام(ص) ، ما را شیعه نامیدند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: دین واحد است ولی مردم گروه گروه می‌شوند.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: آیا انتصاب امام کارِ خداست یا به دست مردم سپرده شده است؟                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: امام زمان(عج) ، امام همه مخلوقات عالم است.                     آیت الله سیدجواد آیت اللهی: ولایت ؛ یک اختلاف حقیقی بین مسلمان‌هاست.
 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



اخلاق معاملاتی ریشه رویش نفاق در جامعه ایمانی است

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: اگر فرهنگ جامعه، فرهنگ خیرخواهی نباشد، اشرار آن امت، بر مردم مسلّط خواهند شد

 

هیئت انصار ولایت یزد، اولین جلسه هفتگی بعد از ماه مبارک رمضان را شنبه دهم تیرماه، در حسینیه ارگ برگزار کرد. در این مراسم حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد در ادامه شرح نامه 31 نهج‌البلاغه با موضوع «خیرخواهی» به سخنرانی پرداخت. وی در بخش ابتدایی سخنان خود به موضوع «اخلاص در خیرخواهی» اشاره کرد که گزیده‌ای از این سخنان را در ادامه می‌خوانید.

 

استخاره، تعیین کننده رفتار مؤمن است

به فرازی از نامه امیرالمؤمنین(ع) رسیدیم که می‌فرمایند: «وَ أکثِرِ الإِستِخاره»؛ یعنی زیاد طلب خیر کن.

درباره معنای خیر و شرّ نکاتی عرض شد که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: خیر همان چیزی است که نهایتاً تو را به بهشت برساند و شرّ همان چیزی است که در نهایت تو را به جهنم می‌رساند.

شرّ، عدم الخیر است، یعنی جایی که خیر نباشد، شرّ هست. استخاره به معنای طلب خیر است که یک دستور می‌باشد. طلب خیر فقط یک توصیه اخلاقی نیست بلکه به عنوان فرهنگ در دینداری است و در نیت و عمل انسان نقش تعیین کننده‌ای دارد. استخاره به معنی طلب خیر کردن، زمینه‌ساز رفتارهای صحیح مؤمن است. کسی که خیرخواه نباشد، نمی‌تواند رفتارهای خیر از خود بروز دهد. بنابراین انسان باید خیر را بشناسد و نسبت به خیر حساسیت داشته باشد و دائماً اهل طلب خیر باشد.

 

در هر کاری، استخاره کن

اگر کسی می‌خواهد خود را اصلاح کند، باید اهل طلب خیر باشد. امکان ندارد کسی اهل استخاره نباشد و بتواند خودسازی و تزکیه نفس کند. طلب خیر به این معنی‌ست که مدام از خدا بخواهید تا در کارها خیر شما را برساند. «أستَخیِرُ الله بِرَحمَتِهِ خِیَرهً فِی عافِیَه»؛ خدایا من قصد فلان کاری را دارم و از تو خیر می‌خواهم. مثلاً از خدا بخواهد که خدایا! در نماز ما خیر قرار بده. مگر ممکن است نماز هم بدون خیر باشد؟! بله، عبادت بعضی، خیر ندارد، چون اساساً عبادت نیست، تنها ظاهر عبادت دارد.

مثلاً می‌خواهد با کسی صحبت کند و کار خیری انجام دهد، باید بگوید: خدایا! در این کار، خیر قرار بده؛ حرف من فقط مقدمه‌ای برای کار خیر است، تا وقتی تو اثر نگذاری، خیری اتفاق نمی‌افتد.

صبح که از منزل بیرون می‌آیی، طلب خیر کن. شب که به منزل برمی‌گردی، طلب خیر کن. برای خوابیدن، حرف زدن و... در هر کاری اهل طلب خیر برای خودت و دیگران باش.

 

تزکیه نفس، در طلب خیر برای دیگران

طلب خیر برای خود، یک فصل از استخاره است، طلب خیر برای دیگران هم فصل دیگری از طلب خیر است. وقتی انسان اهل طلب خیر برای خودش باشد، مواظب است که رفتار غیر خیرخواهانه از او سر نزند و همین او را اصلاح می‌کند. چگونه؟ مثلاً در مواجهه با دیگران و در مقابل هر بدی که ممکن است به تو برسد، رفتار خیر را انتخاب کن.

انسانی که به دنبال خیر باشد، مراقب است تا رفتارهای او غیرخیرخواهانه نباشد و همین او را تزکیه می‌کند. کسی که اهل طلب خیر باشد، در مواجهه با دیگران به دنبال این است که به دیگران هم خیر برساند. اصلاً مؤمن می‌داند که اگر به دیگران خیر برساند، در حقیقت به خودش خیر رسانده است. چون می‌داند خداوند یکی از فصل‌های مهم در محاسبه اعمال انسان را رفتار بندگان با یکدیگر قرار داده است. خداوند محاسبه می‌کند که انسان در برخورد با دیگران دست و دل و زبانش اهل خیر هست یا خیر؟ همین که انسان برای همسایه، فامیل، همکار و... خوبی و خیر بخواهد، برای او دعا می‌کند، برای او خدمت می‌کند تا به دیگران هم خیر برسد. گاهی نصیحت می‌کند، گاهی به کمک دیگران می‌رود، همین خیرخواهی است. تزکیه نفس هم همین است.

 

به خاطر خدا خیرخواه دیگران باش

رابطه اخلاص با خیرخواهی، یک رابطه فوق‌العاده است. کسی که اهل اخلاص نباشد و انگیزه خود را برای خداوند متعال درست نکند، در خیرخواهی دوام نمی‌آورد. چون انسان‌ها خیلی قدرشناس نیستند، قدر خوبی دیگران را نمی‌دانند. با وجود اینکه شما خیرشان را می‌خواهید، ولی قدر نمی‌دانند و حتی گاهی بد و بیراه هم می‌گویند. اینجا اگر اخلاص نباشد، انسان در خیرخواهی می‌بُرَد.

خیرخواهی برای دیگران باید برای خدا باشد، چون او مؤمن است و به خدا ایمان دارد. شما انسان مؤمن را دوست دارید، چون خدا را دوست دارد. خداوند هم این عمل را دوست دارد و امر کرده است مؤمنین را دوست داشته باشید و خیر آنها را بخواهید. وقتی به خاطر خدا خیرخواه دیگران باشید، با چنین نگاهی انسان از خیرخواهی خسته نمی‌شود. انسانهایی که از رفتارهای خوب خسته می‌شوند و ناگهان ورق زندگی‌شان برمی‌گردد، به این دلیل است که گمان می‌کنند، طرف حساب آنها انسانها هستند و چون غالباً انسانها به کسی دستمزد خیرخواهی‌ نمی‌دهند، طرفشان خسته می‌شود. خداوند در قرآن می‌فرماید: «لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»[1]؛ اخلاص این است که شما از کسی انتظار تشکر و پاداش نداشته باشید حتی گاهی زخم زبان و کنایه و... هم به شما می‌زنند. اتفاقاً گوشه و کنایه‌ها برای اخلاص شما خوب‌تر است تا از تشکر دیگران دل بکنید و البته این کار را سخت می‌کند. خدا می‌خواهد شما را برای خودش بخرد، برای همین تو را سبک، سنگین می‌کند تا بفهمی که در این عالم تنها یک نفر است که ارزش دارد تو برای او کار کنی و او خداست.

 

بدون اخلاص، خیرخواهی دوام ندارد

انبیاء مصداق جمله «أخلِص فِی مَسئلَةِ لِرَبّک»[2] و مصداق حقیقی خیرخواهی هستند. در رأس انبیاء، وجود مبارک پیامبر اسلام(ص) که می‌خواهد مردم را از لجن‌زار جاهلیت نجات دهد، به ایشان سنگ می‌زنند، زباله روی سرشان می‌ریزند، حتی به ایشان تهمت می‌زنند.

خداوند پیامبر خود را در چنین شرایطی قرار داد که دیگران در سختی‌ها اعتراض نکنند. هر چه در کار خیر سیلی بخوری، باز بالاتر از آن سیلی را به پیامبر خدا(ص) زده‌اند. تمام این سختی‌ها برای این است که انسان خالص شود. حیف است که انسان عمری زندگی کند و بعد متوجه شود همه اعمالش برای این و آن بوده است. اخلاص مسئله مهمی است؛ رابطه اخلاص با خیرخواهی این است که انسان اگر اخلاص نداشته باشد، در خیرخواهی دوام نخواهد آورد.

اگر در جامعه‌ای خیرخواهی وجود نداشته باشد، جامعه گرفتار اشرار خواهد شد. اگر فرهنگ جامعه، فرهنگ خیرخواهی نباشد، اشرار آن امت، بر مردم مسلّط خواهند شد.

 

نفاق در جامعه، نتیجه خیرخواهی بدون اخلاص

اخلاق معاملاتی، اخلاق بدی است. مثلاً می‌گویند: فلانی را تحویل بگیر، تا تو را تحویل بگیرد، کار او را درست کن، فردا کار تو به دست او می‌افتد! و... این درست نیست؛ این طور حرف زدن، برای انسانهای بی‌خداست! باید بگوییم کار بندگان خدا را راه بیانداز، چون خدا این کار را دوست دارد.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن                     که خواجه خود روش بنده پروری داند

تو کار خودت را بکن و خیرخواه مردم باش، خدا هوای تو را دارد. ما باید از همان کودکی، خیرخواهی خالصانه را به کودکانمان بیاموزیم. البته توجه داشته باشید که خیرخواهی خالصانه باشد، چون خیرخواهی غیرخالصانه زیاد است. عده‌ای ادای انسانهای خیرخواه را درمی‌آورند، ولی حقیقتاً خیرخواه نیستند. اگر در جامعه خیرخواهی خالصانه نباشد، کم کم نفاق در جامعه رشد خواهد کرد.



[1] . سوره انسان، آیه 9

[2]. نامه 31 نهج البلاغه.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده