امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در باب شهدای مدافع حرم می فرمایند: «شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاءالهی به شمار می‌روند. اگر شهدای مدافع حرم نبودند اثری از حرم اهل‌بیت(ع) نبود.                               امام خمینی(قدس سره شریف) فرمودند: «ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت‌های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی‌شود عقب راند.                               امام خامنه ای می فرمایند : «جهاد تمام شدنی نیست، کار خوب، یک‌بارش برای همیشه عمر کافی نیست، باید مستمر باشد، فاذا فرغت، فانصب. زمانی که از کاری فراغت پیدا کردی، کار جدید دیگری را شروع کن، بیکار نباش».                               مقام معظم رهبری در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور فرمودند: «بنده فکر می‌کنم خوب است که محل‌های نماز جمعه، مرکز نمایش کتاب‌های خوب و کتاب‌های روز و کتاب‌های مطلوب باشد».


 

 
 

 

استاد شایق

 

سخنرانی

محسن محمدی پناه

 

 

 

  

 

 

 



اگر در جامعه‌ای حرف آدم‌های نادان خریدار داشته باشد معلوم است که هنوز زمان می برد تا خیر در آن جامعه مستقر شود

 

اگر در جامعه‌ای حرف آدم‌های نادان خریدار داشته باشد معلوم است که هنوز زمان می برد تا خیر در آن جامعه مستقر شود . (1396/2/30) 

 

حجت‌الاسلام مهدوی‌نژاد: نبود اخلاص، دلیل ابتلا به بلای ترک خیر/ هرگاه خداوند خوبی مردمی را بخواهد شمار دین شناسان آنان را زیاد گرداند و نادان‌هایشان را کم کند / صرفه‌جویی و پاکدامنی، شاخص رشد در روایات / شکست یعنی اینکه چیزی را از دست داده باشید و عدم الفتح یعنی چیزی را به دست نیاورده باشید / جامعه ایمانی جامعه‌ای است که در آن امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد / این از اقتدار نظام است که ‌رهبری نظام توانست مخالفین نظام را نیز پای صندوق بیاورد / دغدغه‌مند باشید و از باب خیرخواهی مسئولین را نقد کنید

 

در فرازی از نامه 31 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «وَ أَخْلِصْ فِی اَلْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَإِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءَ وَ الْحِرْمَانَ وَ أَكْثِرِ الِاسْتِخَارَةَ»؛ در هر امری از بندگی اخلاص داشته باش چرا که عطاء و حرمان دست خداوند است. بخشیدن و محروم کردن دست خداست.

گاهی گمان نمی‌کنی ولی می‌شود، گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی خیلی تلاش می‌کنید و زحمت می‌کشید تا مقدماتی را فراهم آورید و به جایی برسید، ولی نمی‌رسید و سعی شما نتیجه نمی‌دهد. یعنی به هر دلیلی خدای متعال نخواسته است که تلاش شما نتیجه بدهد و دلیل او خیر است چون خدا حکیم است. گاهی هم هست که ممکن است که شما تلاش چندانی نکرده باشید و مقدمات مختصری فراهم کنید ولی عطایی به شما برسد. البته این قانون نیست؛ قانون این است که سعی، زحمت، برنامه‌ریزی و حساب و کتاب باشد تا انسان به عطایی برسد و اگر تنبلی و سستی و کسالت باشد، انسان دچار حرمان می‌شود. این یک قانون است.

اما چون خداوند می‌خواهد بندگانش را در همین دنیا و در سیر و سلوکشان تربیت کند، برای دوستان خودش قواعدی را قرار داده است و می‌فرماید شما در همه امورتان اخلاص داشته باشید و برای من کار کنید و اگر برای من کار نکنید ممکن است من اجازه ندهم که این علل و اسباب شما جواب بدهد.

در دنیا اسبابی است که با آن به معنویت و اخلاص برسید. گاهی خداوند این اسباب را جور نمی‌کند تا بفهمید گیر کار شما در اخلاص است.

دنیا برای چیست؟

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[1] همه دنیا را خلق کردیم تا شما بنده شوید. اگرچه خدا از امکانات دنیا به ما زیاد داده است و امروز نگران محرومیت نیستیم اما محرومیت مقدمه‌ای است برای عطای بزرگتر است. اگر درک صحیحی از محرومیت پیدا کنید و اخلاص خود را بالا ببریم در قدم بعدی به ما عطایی داده‌خواهد شد، چه بسا محرومیتهای دنیا اینگونه است و مقدمه‌ای است برای نعمات فراوان.

بحث اخلاص مربوط به قبل است که در موضوع پناهنگی عرض کردیم اما به موضوع این جلسه نیز مربوط می‌شود.

«وَ أَكْثِرِ الِاسْتِخَارَةَ» حضرت می‌فرماید زیاد اهل استخاره باشید و استخاره به معنای طلب خیر است. یعنی طالب خیر باش؛ برای خودت و دیگران، خیر بخواه. با حیثیت، گفتار و زبان خود نیز مایه خیر باش. خیر رساندن که فقط در پول و کمک مالی نیست.

بحث طلب خیر بحث گسترده‌ای است و چون فرصت نمی‌کنیم که در این جلسه بحث را آغاز کنیم،  فقط نکاتی را به اقتضاء وقت مطرح می‌کنم تا در فرصت بعدی به بحث عمیق و دقیق استخاره پرداخته شود.

ارتباط طلب خیر با اخلاص

کسانی که اخلاص نداشته باشند، حتی برای خودشان هم نمی‌توانند اهل خیر باشند و دوام نمی‌آورند. ممکن است اهل خیرخواهی برای دیگران باشید ولی اگر اخلاص نداشته باشید این خیرخواهی دوام نمی‌آورد.

اگر اهل اخلاص نباشید، بی‌مهری‌ها و قدرنشناسی دیگران شما را متوقف خواهد کرد. اگر اخلاص نداشته باشید؛ وقتی با شما برخورد نامناسب شود و همان کسانی که به آنها کمک کرده‌اید قدرتان را ندانند و علیه شما کاری انجام دهند، شما آن کار خیر را ترک خواهید کرد. ارتباط اخلاص با طلب خیر در همین است.

کار خیر یعنی چه؟

پیامبر(ص) می‌خواستند مردم را هدایت کنند اما مردم به پیامبر(ص) فحش می‌دادند و توهین می‌کردند، خاک روی سر پیامبر(ص) می‌ریختند، در مسجدالحرام شکمبه شتر بر سر ایشان می‌کشیدند اما پیامبر(ص) برای همینها کار می‌کرد. همان کسی که خاک بر سر پیامبر می‌ریخت، چند روز مریض شد، پیامبر احوال او را جویا شدند؛ گفتند: مریض شده است. پیامبر(ص) به دیدنش رفتند و آن شخص با دیدن این رفتار پیامبر(ص) مسلمان شد.

کسی که در کار خیر اخلاص و بر انجام آن استمرار دارد، دیگران را هم اهل خیر بار می‌آورد. خیر یعنی کاری که از دل آن خیرات دیگری تولید شود و این ممکن نیست مگر اینکه انسان اخلاص داشته باشد. حتماً شنیده‌اید که عده‌ای می‌گویند پشت دستمان را داغ کردیم، که بخواهیم دیگر به کسی کمک کنیم؛ دستمان بشکند، یا زبانمان لال شود اگر دیگر به کسی کمک کنیم؛ این حرفها با عباراتی که اینجا امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید جور درنمی‌آید.

دلیل ابتلا به بلای ترک خیر

وقتی انسان‌ها از اخلاص بیرون بیایند و برای انجام کار خیر با مردم معامله کنند، به بلای ترک خیر مبتلا می‌شوند. اگر می‌بینید در جامعه خیر و خیرخواهی کم شده است برای این است که اخلاص کم شده. همه می‌خواهند جایی قدح ببرند که صبویی برگردد. کسی برای خدا کار نمی‌کند نه اینکه هیچ کس برای خدا کار نمی‌کند ولی این امر مهم، کمرنگ شده و دیگر کسی این شعرها برای مردم نمی‌خواند یا پدرها برای فرزندانشان نمی‌خوانند که:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن             که خواجه خود روش بنده‌پروری داند

در ماجراهای همراهی حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) وقتی به روستایی رسیدند و از اهالی آن روستا درخواست غذا کردند. روستاییان به آنها غذا که ندادند، هیچ؛ آنها را کتک هم زدند. آنها هم فرار کردند و بیرون روستا به دیواری رسیدند که درحال خراب شدن بود و خضر نبی گفت یا موسی بیا دیوار را بسازیم. بعد از آن موسی گفت اینها به ما غذا ندادند اما برایشان دیوار ساختیم؛ حداقل اجرتمان را از آنها بگیریم. تا این را گفت خضر نبی گفت: «هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ»[2] دیگر از هم جدا می‌شویم.

آمده‌ایم تا هدایت شویم

وقتی به مزدگیری افتادید که هرکاری که کردید مزد آن را بگیرید، به پایان راه رسیده‌اید. مگر خدا این وسط نیست؟! ما کلاً آمده‌ایم در این دنیا برای هدایت، برای اینکه آدم شویم و رشد کنیم و این علل و اسباب دنیا برای رشد معنوی و اخلاقی ماست. اگر اخلاق و معنویت درست شود بهره ما از دنیا دوصد چندان می‌شود.

مردم اگر همه اهل خیر شوند، مؤمنین از خیر یکدیگر بهره‌مند می‌شوند. در قدیم موقوفات بنابر نیاز زمانشان زیاد و فوق‌العاده بوده و بسیاری از امور اجتماعی و گرفتاریهای مردم با همین موقوفات حل می‌شده است. وقتی همه به روزمزدی و مزدوری افتادیم برکت هم از کارمان رفت. خداوند می‌فرماید اگر پول ندارید، باز هم صدقه بدهید ما مالتان را زیاد می‌کنیم.

نه پاداش بخواه و نه تشکر

قرآن می‌فرماید: «لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا»[3]؛ از مردم پاداش و تشکر نخواهید. خدای متعال نمی‌گوید پاداش ندهید و تشکر نکنید، بلکه می‌گوید هم پاداش بدهید و هم تشکر کنید ولی به طرف مقابل می‌گوید نه پاداش بخواه و نه تشکر. یعنی کار خیر را انجام بده و برو.

مثلاً کمک شخصی اسباب‌کشی کرده‌ای و حالا نوبت خودت شده که اسباب‌کشی کنی؛ نگو مردم چشم‌ و رو ندارند؛ ما رفتیم کمکشان ولی الان آنها به کمک ما نمی‌آیند. یا بعضی‌ها می‌گویند چون فلانی موقع رفتن به کربلا و مشهد خداحافظی نیامده است، ما هم دیدنش نمی‌رویم.

متأسفانه برخی در اخلاقیات بده و بستان و زد و بند دارند و نمی‌فهمند که عطا و حرمان دست خداست. عزیز من! ببخش و بزرگوار باش و اصلاً یادت هم نباشد که چه کار خیری انجام داده‌ای.

«وَ أَخْلِصْ فِی اَلْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَإِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءَ وَ الْحِرْمَانَ»؛ اخلاص داشته باشید و وقتی کاری را انجام می‌دهید، فرار کنید که اصلاً کسی نفهمد که شما آن کار را انجام داده‌اید. کسی اهل خیر است که اخلاص داشته باشد و اگر اخلاص نباشد در کار خیر دوام نمی‌آورد.

علامه طباطبایی روزی در پیاده‌رو می‌رفتند و دوچرخه‌سواری آمد در پیاده‌رو و به علامه زد و هر دو افتادند. علامه از جا بلند می‌شوند و به آن دوچرخه‌سوار می‌گویند من که الحمدلله طوری نشدم؛ شما چطور؟ آن شخص هم می‌گوید نه طوری نشدم و عذرخواهی می‌کند.

این حرفها بدین معنی نیست که اگر جایی به شما ظلم شد یا حقوق اجتماعی شما ضایع شد، سکوت کنید و ظلم‌پذیر باشید، نه اینها برای مسائل شخصی و اخلاقی است و مسائل اجتماعی و خانوادگی در جاهایی فرق می‌کند.

استخاره یعنی زیاد اهل خیر باش

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «وَ أَكْثِرِ الِاسْتِخَارَةَ»؛ زیاد استخاره کن، به این معنا که زیاد اهل خیر باش. حضرت امام(ره) در کتاب کشف‌الأسرار در موضوع استخاره دو معنا را ذکر کرده‌اند، ایشان می‌فرمایند: یک معنای استخاره، مطلق طلب خیر در همه امور از خداست؛ به این صورت که از خدا بخواهی تا خداوند در این کار، خیر قرار بدهد. یکی از ویژگی‌های مؤمن استخاره کردن است. برخی از مؤمنین این ویژگی را درست متوجه نشده‌اند و اگر بخواهد آب بخورد، استخاره می‌گیرد؛ اگر بخواهد به مسافرت برود، استخاره می‌گیرد. می‌خواهد ببیند امروز برود مهمانی یا نه، استخاره می‌گیرد. این که معنای استخاره نیست.

معنای استخاره این است که شما وقتی می‌خواهید کاری را انجام دهید، از خداوند در آن کار طلب خیر کنید و آن را انجام دهید. طلب خیر کردن از خدا، یک عنصر ایمانی است.

خود را عادت بدهیم که وقتی از منزل خارج می‌شویم، بگوییم «أستَخیرُالله بِرَحمَتِهِ خِیَرَهً فُی عافیهِ»؛ خدایا امروز خیر را در کار ما قرار بده.

مؤمن باید برای عبادت هم طلب خیر کند، چون بسیاری مواقع در عبادت‌های ما هم خیری نیست. برای سایر رفتارهای عادی زندگی هم طلب خیر ‌کرد.

فواید طلب خیر چیست؟

فایده طلب خیر این است که سیم شما به مرکز خیرات عالم وصل است و می‌دانید کسی هست که مبدأ خیر در عالم است. دوم اینکه حواستان به خیر و شرّ کارهایی که انجام می‌دهید، هست. همینطوری کاری نمی‌کنید و خیر و شرّ کارها را باید در نظر می‌گیرید.

استخاره در زمان تحیُّر

حضرت امام(ره) می‌فرمایند: طلب خیر از دودمان دعاست. وقتی شما از خداوند طلب خیر می‌کنید، این استخاره و طلب خیر کردن از دودمان و جنس دعاست. حضرت امام(ره) در مورد دومین معنای استخاره می‌فرمایند: وقتی در امری متحیّر ماندی و عقل تو را به خیر و شرّ یاری نمی‌کند به اینکه آیا ترک این کار خوب است یا انجام آن؟! از چند نفر عاقل هم مشورت گرفته‌ای، ولی آنها هم نتوانستند کمک کنند، اینجا باید استخاره کنی. استخاره در اینجا به این معناست که شما در آن مورد خاص که متحیّر مانده‌اید، با خدا مناجات کنید. بگویید: خدایا عقل من نمی‌کشد، فکر کردم، ولی نفهمیدم. از دیگران هم مشورت گرفتم، ولی باز راهم را پیدا نکردم، خودت آنچه را که خیر هست در کار من قرار بده.

برای اینگونه استخاره کردن که از روی تحیرّ باشد، آداب و روش‌هایی گفته‌اند؛ مثلاً فرموده‌اند: هفت مرتبه بگویید: «أستَخیرُالله بِرَحمَتِهِ خِیَرَهً فُی عافیهِ» و بعد هر چه به دلتان افتاد، همان را انجام بدهید. در جای دیگری می‌فرمایند: نماز استخاره بخوانید؛ به این صورت که دو رکعت نماز که در کتاب مفاتیح هم آمده است را می‌خوانید و دعای بعد از آن را هم می‌خوانید و بعد از این نماز و دعا، هر چه به دلتان افتاد، انجام می‌‌دهید؛ که در روایت امده است.

تفاوت خیر با شر

تفاوت خیر با شرّ در این است که خیر، یک امر وجودی است اما شرّ به معنی نبودن خیر است. به عنوان مثال به روز، روز می‌گویند، چون در روز نور خورشید وجود دارد. حال چرا شب را شب می‌گویند؟ آیا شب به این معنی است که از یک منبع، تاریکی صادر شده است؟ خیر، بلکه به دلیل نبودن نور است که شب تاریک می‌شود.

خیر و شرّ هم همین است، در عالم شرّی وجود ندارد. همه چیز خیر است، چون از خداوند فقط خیر صادر می‌شود. اگر می‌بینید در جایی شرّ هست، به دلیل نبودن خیر است. شرّ همان عدم‌الخیر است؛ یعنی خیری که وجود ندارد. وقتی نور نباشد، تاریک می‌شود و وقتی خیر نباشد، شرّ می‌شود. شرّ یک چیز وجودی نیست.

می‌گویند طرف شرّ به پا کرده است، دعوا به راه انداخته است. دعوا به راه انداخته، به این معناست که عصبانی شده است و عصبانی شده، به این معناست که او سعه صدر ندارد. یعنی منشأ این شرِ برگشت به چیزی که باید می‌بود اما نیست،دارد.

تعریف خیر و شر در کلام امیرالمؤمنین(ع)

در روایتی که ظاهراً از وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) است، می‌فرمایند: خیر، چیزی است که باعث شود تو به بهشت برسی و شرّ آن چیزی است که تو را به جهنم می‌رساند. این حرف ساده به نظر می‌رسد، ولی ساده نیست. در زندگی ما چقدر به امثال این موارد برمی‌خوریم و گمان می‌کنیم، چیزی که برای ما پیش آمده است، همان چیزی است که خدای متعال برای ما پیش آورده است.

شخص می‌گوید حاج‌آقا این خواست خدا بود، چون در سحر ماه رمضان اتفاق افتاد. یا مثلاً در حرم امام رضا(ع) یا بعد از زیارت کربلا این مسئله پیش آمد. اینها را فراموش کنید، چون گاهی فریب شیطان است. مؤمن باید زیرک باشد، به این روایت نگاه کنید که عاقبت این کار، شما را به بهشت می‌برد یا به جهنم؟! یعنی ببینید آیا با تکالیف و دستورات خدا جور درمی‌آید؟ اگر با دستورات خداوند جور است که انجام بدهید، چون این کار شما را به بهشت می‌برد و خیر است. اما اگر این کار در سیستم خدا حرام است، انجام نده و به خدا و به زیارت امام حسین(ع) و به سحر ماه رمضان نچسبان. هیچ دلیلی ندارد که چون فلان مسئله در آن موقع اتفاق افتاده است، خیری در آن باشد. ابن‌ملجم هم سحر نوزدهم ماه رمضان را برای ضربه زدن به امیرالمؤمنین(ع) انتخاب کرد تا در شب قدر ثواب بیشتری داشته باشد.

بعضی خودشان را گول می‌زنند. شخص ازدواج کرده و الآن به طلاق خورده است. می‌پرسیم مگر شما بررسی نکردید؟ می‌گوید نه حاج آقا، چون در خواب دیدم سید بزرگواری به من گفت فلان!

یعنی زندگی خودش را با یک خواب از بین برده. باید با بزرگتری مشورت می‌کرده اما نکرده است. چرا گاهی خودتان را بند یک خواب می‌کنید؟! خواب برای ما حجت نیست. آنهم خواب امثال ما، که اصلاً حجیت ندارد. پس خیر آن چیزی است که عاقبت به بهشت برسد و شرّ چیزی است که به جهنم برسد. باید بررسی کرد که آیا کاری که می‌خواهیم انجام دهیم مطابق با دستورات خداوند متعال هست یا نه.

خیر حقیقی

امیرالمؤمنین(ع) در روایت دیگری می‌فرمایند: خیر و خوبی این نیست که مال و فرزند زیاد داشته باشی. البته این هم به این معنا نیست که مال و فرزند زیاد خیر نیست، ممکن است گاهی مال و فرزند زیاد خیر باشد، چون قرآن می‌فرماید: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»[4]. منظور این روایت این است که اگر بخواهیم رتبه بندی کنیم، رتبه بالاتری در خیر هست. خیر این است که تو را دانش بسیار و بردباری زیاد باشد و با عبادت پروردگارت بر مردمان سرافرازی کنی. (یعنی افتخار تو به خاطر بندگی‌ات باشد نه مال و فرزند.) و هر گاه خوبی کنی، خداوند را سپاس گوی و چون بدی کنی، از پروردگارت آمرزش بخواه. طبق این روایت، خیر حقیقی این است که تو هر وقت کار خیری انجام می‌دهی، خدا را شکر کنی و هرگاه بدی کردی، استغفار کنی. علم و صبر خود را افزاش دهی که خیر اصلی این است.

اراده خدا برای خیر رساندن به بنده

رسول الله (ص) فرمودند: «اذَا ارادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً فَقَّهَهُ فِی الدّینِ»[5]؛ اگر خدا اراده کند به بنده‌ای خیر برساند او را در دین فقیه و دین شناس می‌کند و «وَ زَهَّدَهُ فِى الدّنيا»، او را نسبت به دنیا زاهد می‌کند. به دنیا بی‌رغبت می‌شود و به خاطر دنیا هر گناهی مرتکب نمی‌شود. «وَ بَصَّرَهُ بِعُيوُبِ نَفْسِهِ»؛ خداوند به او بصیرتی می‌دهد که عیب‌های خودش را ببیند.

رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد او را در خواب سرزنش کند.6 بعضی‌ وقتها خدا بنده‌ای را در خواب ملامت و سرزنش می‌کند یک خواب بدی می‌بیند و مسیرش عوض می‌شود.

یکی از دوستان می‌گفت من در عالم رؤیا دیدم رفتم یک جایی که یک مرده آنجا افتاده بود. نشستم کنارش و شروع کردم از بدنش خوردن. گفتم عزیز من شما غیبت می‌کردی و خدا با این خواب تو را نسبت به گناهت تنبه داده است. رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد او را عسل اندود کند.[7] سؤال کردند عسل اندود یعنی چه؟ فرمود قبل از مرگش عمل شایسته‌ای برای او پیش می‌آورد سپس جانش را می‌گیرد.

آدمهای خوبی هستند یکدفعه وسط نماز خدا جانشان را می‌گیرد یا در حال گریه بر سیدالشهدا از دنیا می‌رود. یعنی خدا یک خیری برایش پیش می‌‌آورد و آغشته به خیرش می‌کند و سپس جانش را می‌گیرد.

قناعت و همسر شایسته، خیری از طرف خدا

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: وقتی خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد به او قناعت عطا کند و همسرش را شایسته گرداند.8 روحیه قناعت هم یک خیری است خدا به کسی بدهد. یعنی تجمل‌گرا نیست و به چیزی که دارد راضی است. قناعت و همسر شایسته و صالح و سازگار هم خیری است که خدا اگر بخواهد می‌تواند به بنده‌ای عطا کند.

امام صادق(ع) فرمود: خداوند چون خوبی بنده‌ای را بخواهد نقطه‌ای سفید در قلب او ایجاد کند که در نتیجه آن دل در طلب حق به گردش در‌آید و آنگاه شتابان‌تر از پرنده‌ای که به آشیانه‌اش رسد به عقیده شما گراید.9

 

افزایش دین‌شناسان جامعه؛ منشأ خیر در جامعه

نبی مکرم اسلام فرمودند: هرگاه خداوند خوبی مردمی را بخواهد شمار دین شناسان آنان را زیاد گرداند و نادان‌هایشان را کم کند.10 اگر در جامعه‌ای آدمهای دین‌شناس فهمیده دغدغه‌مند با غیرت زیاد ‌شود، معلوم می‌شود خدا اراده کرده که به آن جامعه خیر برساند.

 

اگر در جامعه آدمهای نادان زیاد باشند جامعه فلج می‌شود. یک مسئول نادانی سر مسئله هسته ای الان بیش از دو دهه است که کشور را با مستکبرین عالم درگیرکرده است. می‌گویند یک دیوانه سنگ بیندازد در چاه هزار تا عاقل نمی‌توانند آن را دربیاورند. ما کم نداریم الآن از این آدم‌های نادان که سنگ انداختند در چاه و درِ آن را هم پلمپ کرده‌اند.

بعد فرمود: پس چون فقیه سخنی بگوید برای سخن خود یارانی بیابد و چون نادن سخن بگوید شکست بخورد. آدم دین شناس، ولیِّ خدا، مؤمنین و علما حرف حق می‌زنند و سریع از طرف مردم حمایت می‌شود.

راه استقرار خیر در جامعه

جامعه‌ای که در آن خیر مستقر شده است جامعه‌ای است که وقتی آدمهای نادان حرف مفت و دروغ می‌زنند؛ خریدار ندارد. اگر در جامعه‌ای آدم‌های نادان حرف بزنند و حرفشان خریدار داشته باشد معلوم است که هنوز فاصله دارد تا خیر در آن جامعه مستقر شود. این جامعه باید بررسی شود که چه کار دارند می‌کنند که آدمهای نادان میدان پیدا کرده‌اند و آدم‌های دانا خانه نشین شده‌اند.

شاخص رشد در روایات

باز در حدیثی نبی مکرم فرمود: خدای تبارک و تعالی هر گاه ماندگاری یا رشد مردمی را بخواهد صرفه جویی و پاکدامنی روزیشان کند.11 یعنی صرفه‌جویی و پاکدامنی، شاخص رشد است.

رشد اجتماعی و خانوادگی

اگر جامعه‌ای بخواهد ماندگار شود و دوام داشته باشد، دو چیز لازم دارد: یکی عفت و پاکدامنی و دیگری صرفه جویی.

باز هم رسول خدا(ص) فرمودند: «هرگاه خداوند خوبی خانواده‌ای را بخواهد آنان را در دین فقیه و آگاه گرداند، کوچک آنان بزرگشان را گرامی و محترم شمارد، در معیشت آن‌ها رفق و مدارا ودر هزینه‌هایشان صرفه جویی و میانه روی روزیشان کند. به عیب‌هایشان بینایشان گرداند؛ پس از آن‌ها دست بکشند و توبه کنند و اگر برای خانواده‌ای خوبی نخواهد آنان را به حال خود رها کند.12

در خانواده‌ای که در آن اصلاً احترام وجود ندارد یا حساب و کتاب دخل و خرج ندارد وبین افراد خانواده دعواست؛ خیری وجود ندارد. اما خانواده ای که حساب و کتاب دارد و اعضای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، عاقل و قانع‌اند و نسبت به دین آگاهند، بچه‌هایشان اهل قرآنند، اهل مسائل و اخلاق هستند، اهل مطالعه کتاب هستند، یعنی خیر شامل حالشان شده است.

شر یعنی عدم الخیر

اگر بخواهیم شرّ را درست معنی کنیم باید بگویم عَدَمُ الخیر. یعنی خیری اتفاق نیفتاده است. حالا سؤال این است که وقتی شرّی اتفاق افتاد مواجهه ما با شرّ چگونه باید باشد؟

معلوم است که باید بررسی کنیم و ببینیم گناه و عیب ما چه بوده است. خطای فردی و خطای جمعی ما چه بوده که گرفتار شر شده‌ایم و چه عواملی در عدم توفیق دخیل بوده است؟

مثال خیلی جالبش در عملیات والفجر مقدماتی بود که زمان بنی صدر اتفاق افتاد و شکست خورد. چرا شکست خورد؟ به خاطر بنی صدر. بعدها در سال 1383 که صدام سقوط کرد اسنادش در عراق لو رفت که آقای بنی صدر که آن موقع رئیس جمهور ایران بود هزاران دلار ازطریق حزب بعث به حساب شخصی‌اش واریز شده بود و او عملیات‌های جنگ را لو می‌داده است.

دچار عدم الفتح شده‌ایم

بعد از عملیات والفجر مقدماتی فرماندهان محضر حضرت امام رسیدند و گریه می‌کردند که آقا ما شکست خوردیم. امام فرمودند: شما شکست نخورده‌اید، شما دچار عدم الفتح شده‌اید. شما شکست نخوردید، شما فتح و پیروزی بدست نیاوردید.

امام فرمودند شکست یعنی اینکه چیزی را از دست داده باشید و عدم الفتح یعنی چیزی را به دست نیاورده باشید. قرار بود شما عملیات کنید و مناطقی را آزاد کنید؛ اما نتوانستید این شکست نیست این عدم الفتح است. شکست این است که شما چیزی را از دست داده باشید. شما می‌خواستید آن منطقه را آزاد کنید، نشد؛ این عدم الفتح است. شکست نیست. بعد فرمودند بروید خودتان را برای عملیات بعدی آماده کنید.

وظیفه ما هنگام مواجهه با عدم الخیر

این شرایطی است که ممکن است گاهی برای انسان در زندگی فردی یا اجتماعی پیش بیاید؛ نباید انسان جا بزند و دچار تحلیل های غلط بشود. گاهی وقتی مشکلات این چنینی به وجود می‌آید، می‌بینیم آدمهای مذهبی، انقلابی و دغدغه‌مند به جای اینکه بنشینند و بررسی کنند که مشکل چه بوده به جان هم می‌افتند و دنبال مقصر می‌گردند. اینها غلط است باید بنشینند کنار هم و برنامه‌ریزی کنند و تک‌تک عیبها و ایرادها را در بیاورند.

از حقوق شهروندی خود استفاده کنید

یک اتفاقی در جامعه ما الآن افتاده است و بر خلاف میل جمعیت منسجمی از شخصیتی رییس جمهور شده است. این شخص الان رییس جمهور همه است. مقام معظم رهبری فرمودند هر کس از صندوق بیرون بیاید و رییس جمهور بشود و مردم انتخاب کنند من امضاء می کنم. جمعیت منسجمی مخالف و منتقد این فرد هستند. عیبی ندارد. در جامعه‌ای که اسلامی و انقلابی است همین مردم دغدغه‌مند که نگاه متفاوتی دارند و به منتخب موجود نقد دارند. باید از حقوق شهروندی خود استفاده کنند و گروه تشکیل دهند، تشکیلات داشته باشند و بر کار مسئولینشان نظارت و آنها را هدایت کنند.

مسئولین را نقد کنید

«كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» 13  خدا شما را بهترین امت قرار داده چون امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید.

پس حساسیت داشته باشید. دغدغه‌مند باشید و از باب خیرخواهی مسئولین را نقد کنید و گروهها و کار گروههای مختلفی در زمینه‌های مختلف تشکیل بدهید و بر امور اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه نظارت داشته باشید. این یک وظیفه است و بقیه‌اش حاشیه و حرفهایی است که دشمن سوء استفاده می‌کند.

‌رهبر ما توانست مخالفین نظام را نیز پای صندوق بیاورد

باید به فکر عملیات‌های بعدی باشیم. حضرت آقا فرمودند: خرمشهر ها در پیش است. به حول و قوه الهی اتفاقی که در کشور ما افتاد اتفاق فوق العاده‌ای بود. امروز ولی فقیه جامعه ما نه فقط در کشور ایران بلکه در خارج از کشور و دنیا حرفش و مدیرتش نافذ است که حتی سلطنت‌طلبها، اصلاح‌طلبها و جریانات اپوزسیون نظام و حتی کسانی که برای براندازی نظام تلاش می‌کنند، آمدند و رأی دادند. کسی اگر در این رینگ وارد شد و بازی کرد یعنی این داوری و این رینگ را قبول دارد. یعنی اصل را قبول دارد و به کارآمدی اش اعتراف کرده ،حالا اگر فرعش را قبول ندارد، نداشته باشد.

این فوق العاده است که امروز رهبر شما توانسته مخالفین نظام را نیز پای صندوق بیاورد و جمهوری اسلامی را مهر بزنند. این از اقتدار نظام است.

عدم الفتح‌ها حکمت‌هایی دارد

کمک کنید، برنامه‌ریزی کنید، گروه تشکیل دهید، حمایت کنید، نقد کنید و نظر بدهید. جامعه ایمانی جامعه‌ای است که در آن امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد. مؤمن خواب نیست بلکه زرنگ و حساس است. اگر ما به تکلیفمان عمل کنیم اصلا جای نگرانی نیست و عدم الفتح‌ها حکمت‌هایی دارد که مجاهدان راه خدا باید بنشینند و تحلیل و بررسی کنند.

 

 



[1]. زاریات، آیه 56.

[2]. کهف، آیه 78.

[3]. انسان، آیه 9.

[4]. کهف، آیه 46.

[5]. بحارالانوار ، ج 74 ص 80.

6. منتخب میزان الحکمه، حدیث 2045

[7]. منتخب میزان الحکمه   2051

8. منتخب میزان الحکمه   2052

9. منتخب میزان الحکمه   2053

10. میزان الحکمه، ج۳، ص۵۵۸

11. منتخب میزان الحکمه 2055

12. منتخب میزان الحکمه 2056

13. آل عمران، آیه 110.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

سرود پایانی 1438

کربلایی محسن محمدی پناه

انجمن ادبی مع الحسین(ع)

کانون هنر و رسانه بهشت دارالعباده